اتحاديه ي ميهني،حزب دمكرات كردستان عراق و انقلاب
Behzad Khoshhaliبهزاد خوشحالی/

هدف از گرد آوري اين مجموعه،آشنايي با يكي از پراهميت ترين دوره هاي تاريخ كردستان و ايران است.خوانندگان اين مجموعه با بسياري از رويدادها و شخصيت هاي آن دوران آشنايي دارند،اما آشنايي با انديشه هاي آنان در همان عصر،وجايگاه انديشه ورز ايشان از زبان خود آنها بسي جالب تر مي نمايد.
سرزمين كردستان در آن دوران،روزگار نگراني هاي سياسي و اضطراب هاي اجتماعي از يك سو و كشاكش هاي مسلكي از سوي ديگر بوده است،عصري كه يكي از پرتلاطم ترين دوره ها در تاريخ نوين ايران و دوره اي است كه انقلاب ايران به بار نشست،دوران بي ثبات گذار را پشت سر نهاد و دوره ي ناآرامي كردستان را تجربه كرد.
مجموعه ي حاضر،سرگذشت چگونه انديشيدن و چه كردن،چگونه تلقي كردن و چگونه پنداشتن،چگونه تاثيرگذاردن و چگونه تاثير پذيرفتن،و چه بودن ها و چه شدن ها در اين دوران سركش است.
شايد انديشه نگاري نسلي از بزرگترين معماران تاريخ معاصر پس از انقلاب،آن هم از زبان همين معماران،آسان ترين راه براي درك واقعيات آن دوران باشد...
تاريخ خود را تكرار مي كند و چون حالت هاي كنوني چيزي جز بازگشت به حالت هاي گذشته نيستند،به همين خاطر،آگاهي از تحولات گوناگون و پياپي گذشته،كليد ورود به دنياي آينده خواهد بود...فراموش نكنيم:تاريخ كتابي است كه ما مي نويسيم و خود نيز درآن نگاشته مي شويم...
اين مجموعه از مطبوعات ايران در سال هاي57و58و59استخراج شده است.
جلال طالباني:شاه و ساواك عليه من توطئه كردهاند.
جلال طالباني رهبر كردهاي مخالف دولت عراق شاه ايران و ساواك را متهم كرده عليه او توطئه كردهاند.طالباني طي اعلاميهاي كه در آن خود را دبير كل اتحاديه ميهني كردستان عراق ناميده حكومت عراق را در اين زمينه همدست شاه و ساواك معرفي كرده است.اعلاميه اتحاديةميهني كردستان عراق كه به عنوان توضيحي در بارة رويداد پاسگاه ژاندارمري «گوره شير»به زبان فارسي منتشر شده در شهرهاي مرزي ايران با عراق نيز پخش شده و گزارش رسيده از پيرانشهر(5كيلومتري مرز عراق)حاكي است كه بر در و ديوارها اين شهر اعلاميه به چشم ميخورد.متن اين علاميه چنين است:
خلقهاي قهرمان ايران راديو و روزنامههاي دولتي ايران خبر نادرستي را در بارة رويداد 27 دي 57 پاسگاه ژاندارمري روستاي «گوره شير» پخش كردبه همين جهت لازم دانستيم حقايق زيرين را براي مردم مبارز ايران روشن نمائيم:
1-بعدازظهر 27 دي 57 ميان يك گروه قاچاقچي ايراني و افراد پاسگاه «گوره شير»از توابع سردشت برخورد مسلحانه روي داد.از آنجا كه چندي پيش با موافقت شاه ارتش عراق در همان ناحيه جهت حمله به ما پياده شده بود به منظور كسب اطلاع از ما گروهي از پيشمرگان ما به محل رفتند و لكن ژاندارمها به محض مشاهده پيشمرگان شروع به تيراندازي نمودند.آنان نيز در مقام دفاع از خود برآمدند نتيجتاً تعدادي كشته و زخمي به ماند.
راديو تهران از يك طرف به منظور منحرف ساختن اذهان مردم از جريانات داخلي به جريانات خارجي و از يك طرف پيشبه منظور زشت وانمود كردن رخسار سياسي انقلاب كنوني ما به تحريف وقايع پرداخته است.
2-انقلاب كنوني كردستان عراق هميشه خود را جزو لاينفك انقلاب خلقهاي خاور ميانه دانسته و همواره پشتيباني خود را از انقلاب خلق قهرمان ايران ابراز داشته اين حقيقت را در نامهها و بيانيههاي خود براي نيروهاي ضرقي ايران روشن ساختهايم و متذكر شدهايم كه هيچگاه و به هيچ عنوان در امور داخلي ايران مداخله ننموده بلكه برعكس همواره احترام به استقلال و تماميت وسايل مرزي ايران در مد نظر ماست.
3-علي رغم سياست دوستانة ما نسبت به خلق ايران،شاه و ساواك همواره از طريق بكاربردن دستگاه كهنه پرست و خائن رهبري بارزاني عليه ما مداخله نموده و با سرنوشت خلق كُرد بازي كردهاند.عليه انقلاب دموكراتيك كنوني ما كه هدف آن دموكراسي براي عراق و خود مختاري براي كردستان ميباشد.و از موجوديت ملت كرد و جلوگيري از عربي كردن كردستان دفاع مي نمايد.
شاه ايران از هيچ دشمني دريغ نورزيده با همدستا دولت عراق صدها نفر مزدور مسلح بارزاني را از سرزمين ايران به جنگ با ما فرستاده است.هنوز هم از پايگاههاي مزدوران بارزاني«ناله هورامي»و «حسين فيلي» و «قاله سوور» در اورامانات و مريوان به ما حمله ميشود.پايگاه مركزي بارزاني هنوز در كرج_عزيميه دست اندركار خيانت و توطئه عليه ما ماست.
دهها پيشمرگ كردستان از طرف حكومت دستگير و به دولت عراق تسليم و اعدام گشتهاند.در حالي كه در آذر ماه،سي نفر مزدور بارزاني به رهبري «آزاد خفاف» و «وريا ساعاتي» به وسيلة ساواك از تركيه به اورامانات ايران منتقل شدند تا از خاك ايران به ما حمله كنند.ما از روزنامه_نگاوان و نمايندگان نيروهاي ضرقي ايران ميخواهيم كه به مرز ايران_عراق در نواحي مريوان_ بانه و سردشت آمده و به رأي العين ببينند كه حكومت ايران با چه وقاحتي مزدوران بارزاني عليه ما به كار گرفته است.در آذز ماه سال گذشته ارتش ايران حمله شكست خوردة ارتش عراق را بر ضد ما پشتيباني نمود.ما اين سياستهاي غير انساني و تجاوز كاراند رژيم شاه را به اين جهت تحمل نمودهايم تا به بهانه به دست شاه ندهيم كه كرناي تجزيه طلبي بزند و… اين حقايق در نامة ما براي جعفر شريف امامي نخست وزير اسبق و مجلسين توضيح داده شده است.
4-اتحادية ميهني كردستان عراق با ديگر همرزميخود را با انقلاب خلق قهرمان ايران تأييد و تأكيد مي نمايد و اعلام ميدارد: در حالي كه براي هر گونه همكاري آماده است به هيچ عنوان در امور داخلي آن دخالت نميكند به همين جهت انتظار داريم كه شايعات سرا پا نادرست سلطنت طلبان ايران را باور نكنند و نگذارند كه دولت ايران عليه انقلاب ما دخالت كنند ما مطمئنيم كه مبارزين انقلابي ايران كه همواره دوستدار و همرزم اتحادية ميهني كردستان عراق بودهاند اين شايعات را به مسخره خواهند گرفت و به خوبي آگاهند كه انقلاب دموكراتيك ما سوگند خوردة صميمي و پشتيبان انقلاب آنها در آزادي،دموكراسي،حاكميت و جمهوري دموكراتيك است.زنده باد انقلاب خلقهاي قهرمان ايران.مستحكم باد همبستگي انقلاب خلقهاي كردستان،ايران،عرب،تركيه.مرگ بر امپرياليسم،صهيونيسم و ديكتاتوري. دبير كل اتحادية ميهني كردستان عراق جلال طالباني.( اطلاعات 8/11/ 1357)
نماينده كردهاي پناهنده توطئه كردهاي بارزاني عليه پاسگاه هاي ايران را تكذيب ميكند.
خبري راجع به وجود دو پاسگاه در نزديكي اشنويه و كرمانشاه و همچنين دو هزار و پانصد نفر كردهاي بارزاني برهبري بارزاني فرزند ملا مصطفي بمنظور حمله به پاسگاههاي مرزي ايران در مطبوعات چاپ شده است.ديروز آقاي "عبد الله پشدري" رابط پناهندگان كرد در كميته امور اجرايي وزارت كشور، در اين مورد توضيحات كتبي به روزنامه اطلاعات تسليم داشت. در اين توضيحات آمده است:
خبر منتشره را قوياً تكذيب مي نمايم و براي روشن شدن اذهان عمومي به اطلاع مي رساند كه اولا پناهندگان كرد از بدو ورود به ايران هنوز در استانهاي غربي ساكن نشدهاند و ثانيا ادريس بارزاني از چهار ماه قبل براي عيادت از پدرش،راهي آمريكا شده و هنوز برنگشته است و در نهايت پناهندگان كرد در امور داخلي كشور ايران دخالتي نداشته و نخواهند داشت. از عموم مسلمانان و كليه مردم انسان دوست ايران تقاضا دارم كه نسبت به پناهندگان كرد هميشه حسن ظني داشته و پناهندگان كرد را در مورد عنايت قرار دهند.( اطلاعات11/11/1357)
تلگرام جلال طالباني به امام خميني
جلال طالباني طي تلگرافي به امام خميني، آمادگي كردهاي عراق را براي همرزمي و همكاري تا حصول پيروزي نهايي انقلاب ايران اعلام داشت. جلال طالباني كه تلگرام خود را با عنوان دبير كل اتحاديه ميهني كردستان عراق به زبان فارسي از بوكان مخابره كرده است ضمن تبريك به بمناسبت پيروزي انقلاب يادآور شده است كه پيروزي انقلاب ظفرمند ايران،پيروزي بزرگي براي خاورميانه بطور اعم و انقلاب فلسطين و مبارزه برحق كردهاي عراق بطور اخص است.( اطلاعات 30/11/1357)
جلال طالباني ايجاد ناراحتي نكرده است.
مهاباد- از سوي كميته نظامي اتحاديه ميهني كردستان عراق، تلگرافي براي رهبر بزرگ انقلاب اسلامي حضرت امام خميني مخابره شد. متن تلگراف بدين شرح است: «رهبر بزرگ انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خميني! با نهايت تأسف در اخبار دو شنبه شب مورخ 30/11/1357 راديو و تلويزيون انقلاب اسلامي ايران، خبري مبني بر توليد ناراحتي از جانب طرفداران جلال طالباني وابسته به اتحاديه ميهني كردستان عراق در مرزهاي ايران پخش شد. بدينوسيله صحت اين موضوع را به شدت تكذيب مينمايم همچنين بارها اعلام داشتهايم ما افرادي شرافتمند به آزادي همه ملتها هستيم و ضمن اعلام عدم دخالت و نيز ناراحتي در امور داخلي ايران، پشتيبان واقعي نهضت بزرگ ملت ايران، به رهبري آن زعيم عاليقدر ميباشيم. بنابراين همواره همبستگي خود را با آرمانهاي آزاديخواهانه ملت مبارز ايران، حفظ خواهيم نمود و در هر زمان كليه اخبار و شايعاتي از اين قبيل كه ناشي از دسايس امپرياليزم و وابستگانش ميباشد را رد خواهيم نمود.
كميته نظامي اتحاديه ميهني كردستان.(اطلاعات3/12/1357)
مداخله «جلال طالباني» در مناقشات كردستان تكذيب شد.
مهاباد-خبرنگار كيهان:كميته نظامي اتحاديه ميهني كردستان با مخابره تلگرامي به حضرت آيت الله العضمي خميني،شايعات مربوط به دخالت جلال طالباني را در مناقشات كردستان ايران شديداً تكذيب كردمتن پيام كميته نظامي چنين است:«با نهايت تاسف در اخبار دوشنبه شب مورخ30/11/57 راديو تلويزيون خبري مبني بر توليد ناراحتي از جانب طرفداران جلال طالباني وابسته به اتحاديه ميهني كردستان عراق در مرزهاي ايران پخش شد بدين وسيله صحت اين موضوع را بشدت تكذيب مينماييمو همچنين بارها اعلام داشته ايم ما افرادي شرافتمند و معتقد به آزادي همه ملتها هستيم و ضمن عدم دخالت و توليد ناراحتي در امورات داخلي ايران پشتيبان واقعي نهضت بزرگ ملت ايران برهبري ان زعيم عاليقدر ميباشيم. بنابراين همواره همبستگي خود را با آرمانهاي آزاديخواهانه ملت مبارز ايران حفظ خواهيم نمود و در هر زمان كليه اخبار و شايعات از اين قبيل را كه ناشي از دسايس امپرياليزم و وابستگان است رد خواهيم كرد.(كيهان4/12/1357)
گروه طالباني اعلام كرد در حوادث اخير كردستان نقشي ندارد.
بيروت- خبرگزاري فرانسه- اتحاديه ملت كرد(عراق) بر رهبري جلال طالباني اعلام كرد كه در حوادثي كه اخيراً در كردستان ايران روي داده هيچ نقشي ندارد. سخنگوي اين اتحاديه در بيروت اعلام داشت كه در ايران هم يك جنبش مشابه به همين نام وجود دارد اين سخنگو افزود كه چندي بيش در پاريس ديداري ميان يكي از نمايندگان اتحاديه ملي كرد و امام خميني انجام گرفته و امام در آن هنگام رفتار مناسبي نسبت به آرمان كردهاي ايران داشته است. اين سخنگو در پايان خواست كه دولت تازة ايران، حقوق ملي كردهاي ايران را در چارچوب جمهوري اسلامي بپذيرد.
نماينده اتحاديه ميهني كردستان عراق: ملا مصطفي بارزاني نقشههاي «سيا» را در كردستان اجرا ميكند.
«حاجي صفرمصطفي چاورش» نماينده «اتحاديه ميهني كردستان عراق» با مخابره تلگرامي به مقر امام خميني ملا مصطفي بارزاني رهبر كردهاي عراقي رانده شده را متهم كرد كه با پخش شايعات بي اساس و دست زدن به عمليات تحريك آميز و خرابكارانه و انتساب اين عمل به جلال طالباني در كردستان جنگ اعصاب به راهانداخته است. وي در تلگرام خود اعلام كرده است «دارو دسته ملامصطفي بارزاني مزدور شاه و ساواك با انتشار سازمان سيا دست به اقداماتي زدهاند كه به خيال خود در كردستان ناامني و بحران ايجاد كنند و از اين طريق به انقلاب اسلامي ايران لطمه بزنند.»نماينده اتحاديه همچنين گفت: ملا مصطفي و دارودسته او به فرمان «سيا» اعمال جنايتكارانه اي را كه خود زير نام«قياده موقت» مرتكب ميشوند به جلال طالباني و اطرافيان او نسبت ميدهند تا در همبستگي خلق كرد با انقلاب ايران برهبري امام خميني شكاف بياندازند.در همين تلگرام گفته شده است: «شب30/11/57 از فرستنده راديو تلويزيوني انقلاب اسلامي ايران خبري به اين مظنون پخش گرديد كه از قرار اطلاع گروهي از افراد جلال طالباني به پاسگاهاي مرزي حمله كردهاند اين خبر در زماني پخش شد كه كه ما با نيرو تمام پشتيباني خود را بارها با صدور اعلاميه نسبت به جنبش اسلامي ايران و برچيدن نظام فاسد شاهنشاهي در ايران اعلام داشته بوديم.» در پايان اين تلگرام از امام خميني درخواست شده است كه بمنظور روشن كردن وحدت و يكپارچگي اتحاديه ميهني كردستان عراق با با انقلاب ايران، نمايندگاني به مناطق مرزي اعزام شوند.(كيهان5/12/1357)
دخالت دربحران كردستان تكذيب شد.
بيروت- خبرگزاري فرانسه: سخنگوي جنبش كردهاي عراق در «بيروت» اظهار داشت كه سازمان «اتحاديه ملي كردهاي طالباني» در حوادث اخير كردستان ايران هيچگونه مداخلهاي ندارد. سخنگوي اتحاد ملي كردهاي عراق پس از اشاره به اين مطلب كه در ايران نيز اتحاديهاي به همين نام وجود دارد گفت كه هنگام اقامت حضرت آيت الله خميني در پاريس ديداري ميان ايشان و يك نماينده اتحاد ملي كردهاي عراق روي داد و امام خميني روش مساعدشان را نسبت به آرمان كردهاي عراق ابراز داشتند. سخنگوي اتحاد ملي كردهاي عراق از دولت تازه ايران درخواست كرد كه حقوق ملي كردهاي ايران را در چارچوب جمهوري به رسميت بشناسد.(اطلاعات5/12/1357)
تكذيب شد.
در ژنو يكي از سخنگويان رزمندگان بارزاني، خبر دخالت نيروهاي بارزاني را در حركت تجزيه طلبي كردستان بي اساس دانست و گفت: طما خود را از انقلاب ايران جدا نميدانيم و همانطور كه رهبر ما در تلگرام به امام خميني متذكر شده همواره در خدمت انقلاب مردم ايران خواهيم بود». شبيه به اين گفته بنقل از سخنگوي حزب دموكرات پارت كه رهبر آن جلال طالباني است ديروز در جرايد بيروت بچاپ رسيده بود. سخنگوي طالباني گفته بود ما هرگز به ايران كه تحت اداره يك رژيم انقلابي اسلامي است حمله نميكنيم و مطابق خواست برادران كردمان در ايران، از اين انقلاب دفاع ميكنيم».
در حال حاضر بنظر ميرسد كه خواستهاي مردم كردستان كاملاً طبقه بندي شده و بشكل خود مختاري در امور داخلي، گزينش رهبران كردستان توسط انجمنهاي ايالتي و ولايتي، انتخاب فرماندهان ارتش از ميان افسران محلي و ضميمه كردن بعضي از مناطق در حوزه استانهاي مجاور است كه در طول سلطنت رضا شاه و شاه، از استان كردستان جدا شده است.(اطلاعات9/12/1357)
آقاي طالباني! كسي كه خانه اش از شيشه باشد نبايد به سوي خانه ديگران سنگ پرتاب كند.
بر خلاف اصول اخلاقي، اين روزها ديده ميشود جلال طالباني كه هميشه ميان دستههاي راست و چپ انتقال يافته است، در روزنامهها دست به مطرح نمودن مسائل تحريك آميز و عاري از حقيقت ميزند يا اينكه ديگران را به آن وادار ميكند. هر چند اكنون ملت مبارز و آزاديخواه ايران برهبري امام خميني از لحاظ فكري به سطحي رسيده است كه خيلي زود حقيقت را از باطل تشخيص ميدهد ليكن مبادا كه دروغ مثل مه صبحگاه براي مدت كوتاهي حقيقت را بپوشاند. لذا ناچار هستم برخي حقايق تاريخي راجع به آقاي بارزاني و طالباني را مطرح كنم تا ملت جانباز ايران قضاوت كند كدامش فرصت طلب و خيانتكار است.
1 – ميان سالهاي ( 1935-1930 ) بارزاني در كردستان عراق چند قيام عليه رژيم وقت بر پا كرد و بعلت ضعف زمينههاي مادي و معنوي، آن قيامها به ثمر نرسيد و در نتيجه بارزاني به جنوب عراق بعد، به استان «سليمانيه» تبعيد شد.
2 – در سال 1943 بارزاني از تبعيد گاه خود ( سليمانيه ) به منطقه سردشت، سپس منطقه بارزان برگشت و در همان سال دست به قيام ديگري عليه رژيم پادشاهي عراق زد.
3 – در اوايل سال 1945 بارزاني «حزب آزاديخواه كرد» را تشكيل داد و در آن روزها قيام ديگري به رهبري ايشان عليه رژيم موقت عراق بر پا گرديد. در نتيجه در اواخر سال 1945 بارزاني ناچار گرديد به منطقه مهاباد منتقل شود و در اوايل سال 1946 بعلت فداكاري و جانبازي، به درجه ژنرال افتخاري نايل آيد.
4 – در بهار 1946 بدستور بارزاني، در كردستان عراق، «حزب دموكرات كرد» كه بعدها به «حزب دمكراتيك كردستان» تغيير نام يافت تأسيس و در اولين كنگره كرد، بازراني را برهبري حزب انتخاب كرد.
5 – طول نكشيد كه در اثر جريانات آذربايجان، بارزاني بهمراهي 500 نفر اكراد عراق دست به يك راهپيماي تاريخي و طولاني و خطرناك بطرف شوروي زد كه 52 روز طول كشيد.
6 – پس از تغيير رژيم عراق در سال 1958 و دوازده سال اقامت در شوروي، بارزاني به خاك وطن برگشت و ملت عراق چه عرب و چه كرد از ايشان بعنوان يك رهبر ملي استقبال نمود.
7 – در ماه سپتامبر 1961 بارزاني قيام عظيم ملت كرد را عليه رژيم ديكتاتوريت رهبري كرد و شعار آن قيام خودمختاري براي كردستان عراق و دمكراسي براي عموم ملت عراق بود.
8 – در سال 1963 رژيم عراق، دستور ريشه كن كردن نيروهاي مترقي را داد و افراد آن نيروها از ترس جان، ناچار پايتخت و شهرهاي مختلف عراق را ترك كردند. برخي كه اشتباهاً بدست هواداران جلال طالباني افتادند با سر نيزههاي آنان روبرو شدند اما آنهايي كه بمناطق آزاد شده بارزاني پناه آوردند نه فقط از سامان و وسايل زندگي بهره مند شدند بلكه از همه وسايل دفاع از جان، برخودار گرديدند.
9 – در سال 1964 پس از اختلاف طالباني با قيام ملت كرد، وي و طرفدارانش به ايران پناه آوردند و در يك پايگاه مخصوص در استان همدان اقامت نمودند و ساواك، همه وسايل زندگي در اختيار آنها گذاشت.
10 پس از يك سال اقامت در ايران، طالباني و هوادارانش به كردستان عراق بازگشتند و اظهار ندامت كردند. بدستور بارزاني برخي از آنها در مقامهاي حساس انتصاب شدند. «كمال مفتي فرمانده تيپ قره داغ و محمد امين فرج فرمانده تيپ كاوه»
11 – طولي نكشيد كه طالباني بعلت عدم استقامت از داخل شورش و بطور محرمانه با كاربدستان بغداد تماس گرفت و در سال 1966 خود و هوادارانش به رژيم عراق پيوستند و پس از مسلح شدن، پيشاپيش ارتش عراق، آباديهاي كرد نشين را به آتش كشيدند. بهمين علت به جاش 66 ناميده شدند.
12 – پس از موافقت نامه مارس 1970 ميان رهبري بارزاني و دولت عراق، كار طالباني به پايان رسيد و مقامهاي عراقي آنها را خلع سلاح نمودند لذا مجدداً ناچار شدند در يك كنفرانس مخصوص، اظهار ندامت كنند و بار ديگر به شورش كرد پناه آوردند بدستور بارزاني و با در نظر گرفتن منافع ملي آز آنها مجدداً استقبال شد.
13 – در سال 1971 طالباني با اجازه گرفتن از بارزاني، براي ادامه تحصيل راهي اروپا شد.
14 – در سال 1974 بعلت اينكه حكومت عراق به موافقتنامه مارس وفادار نبود مجدداً جنگ ملت كرد برهبري بارزاني با حكومت بغداد شروع شد. در اين جنگ مقامهاي عراقي علاوه بر استفاده از كمكهاي خارجي، از مدرن ترين سلاحها براي قتل عام ملت كرد استفاده كرد. لذا هزاران زن و بچه و پيرمرد از ترس جان به ايران پناه آوردند تا اينكه تعداد آنها به سيصد هزار نفر رسيد.
15 – پس از موافقتنامه الجزاير ميان شاه خائن و رژيم بغداد و زدن خنجر به پشت ملت كرد، در آن هنگام سوريه فرصت را مغتنم شمرد، بعلت تيره شدن روابط وي با عراق و از طالباني درخواست نمود كه از اروپا به سوريه منتقل گردد. طولي نكشيد كه ايشان بدستور سازمان امنيت سوريه، حزبي بنام «اتحاد ميهني كردستان» تشكيل داد و پس از مسلح شدن و گرفتن بيست هزار دينار عراقي بعنوان حقوق ماهانه، در سال 1977 با همراهي چند نفر از سازمان امنيت سوريه از مرز تركيه و با كمك عمال سازمان امنيت آن كشور به خاك كردستان عراق وارد شد. به محض ورود پشت به سوريها كرد و يك نماينده از طرف خود بنام «علي عسكري» بطور محرمانه براي مذاكرات به بغداد فرستاد ليكن حكومت عراق اهميتي براي او قائل نشد و طالباني ناچار شد به كمك عمال ساواك از آبادي «زيوه» كه جزو استان رضاييه است به خاك ايران وارد شود و با كاميونهايي كه قبلاً بوسيله ساواك تهيه شده بود، مهمات و طرفداران خود را به منطقه سردشت انتقال داده و در يك آبادي بنام «نوكان» اقامت گزيد.
16 – سال پيش دكتر «محمود عثمان» كه يكي از همراهان معروف طالباني ميباشد نامهاي براي «شمس الدين» معروف به «امير قاسمي»كه اكنون در اروپا ميباشد فرستاد. در اين نامه وي از طالباني انتقاد كرده و اظهار تاسف كرده كه طالباني هنوز اصرار دارد به ترانههاي «فريد الاطرش» گوش كند. منظورش اين است كه طالباني هنوز اصرار دارد با ساواك همكاري كند.
17 – طالباني در روزنامه اطلاعات شماره (15770) روز يكشنبه هشتم بهمن ماه 1357 نوشته است كه وي همه حقايق را براي شريف امامي نخست وزير اسبق و مجلسين توضيح داده و آيا اين به آن معنا نيست كه طالباني همه چيز را براي آنكه قبل از شريف امامي بوده و آنكه بعد از شريف امامي آمده نوشته باشد؟ و پرسش ديگري كه خود بخود مطرح ميشود آن است كه آيا كوششهاي جديد طالباني به آن معنا نيست كه ايشان پس از توافق سوريه و عراق سعي ميكند منبع ديگري دست و پا كند؟
پاسخ به اين پرسشها را فقط و فقط آينده خواهد داد اما اينكه من بتوانم بگويم كه امكان دارد برخي از افراد بخواهند بازرگاني باشند ولي آيا ممكن است از اصل تقليد نمود؟ و براي طالباني هنوز زود است عمق رهبري بارزاني را درك نمايد. 8 اسفند 1357.هوشيار كردستاني (اطلاعات12/12/1357)
ملا مصطفي بارزاني درگذشت
لندن –خبرگزاري فرانسه : ملامصطفي بارزاني، رهبر پيشين جنبش كردستان عراق عصر پنجشنبه در يكي از بيمارستانهاي واشنگتن به حمله قلبي درگذشت.ملا مصطفي كه از سه سال پيش به سرطان ريه مبتلا بود، در اين بيمارستان بستري شده بود. خبر درگذشت ملامصطفي را دفتر نمايندگي حزب او در لندن اعلام كردو گفت قرار است يك هواپيما براي انتقال جنازه او به واشنگتن برود.زيرا قرار است كه جنازه اش در «اشنويه»در غرب آذربايجان به خاك سپرده شود.
ملا مصطفي چند روز پس از امضاي قراردادآشتي ايران و عراق در 15 اسفند 1354، كه به نبرد او براي كسب استقلال كردستان عراق پايان ميداد. عراق را ترك كرده و بايران آمد.ملامصطفي در اوايل قرن كنوني در بارزان، شمال عراق بدنيا آمد،او از 1931در جنبش ملي كردستان در شركت كرد و در1943 كوشيد تا يك دولت خودمختار كرد در عراق پديد آورد. اما زير فشار نيروهاي انگليسي و عراقي ناگزير شد به ايران بگريزد.و به جنبش كردستان ايران بپيوندد. اما از ايران هم به شوروي گريخت و 12 سال در آنجا به سر برد. او در سفر به شوروي 500 تن از افراد قبيله اش را با خود برد. پس از انقلاب عراق و روي كار آمدن عبدالكريم قاسم، ملامصطفي به عراق بازگشت و نبرد را در شمال عراق از سر گرفت تا اينكه در 11 مارس 1970 (20 اسفند1349) قرادردادي با حزب بعث حاكم امضا كرد كه به موجب آن به كردها در چهارچوب جمهوري عراق خودمختاري داده ميشد. اما عمر اين قرار دادكوتاه بود زيرا عراق به وعده خود عمل نكرد و اختلاف دوباره بالا گرفت و در 7 مهر 1350 بارزاني از سوءقصدي كه عليه او تركيب يافته بود جان به در برد.بارزاني در آنجا حزب دمكراتيك كردستان عراق را ايجاد كرد و خود رئيس آن شد. در 20 اسفند 1353 دولت مركزي عراق يكطرفي قانون خودمختاري شمال را اعلام كرد كه چون در مورد قبول كردها نبود بحران شدت يافت و بارزاني كه حالا ديگر از طرف شوروي هم محكوم ميشد هيچ كمكي دريافت نميكرد مگر ايران كه ايران هم با امضاي قرار داد 15 اسفند 1354 دست از كمك به او برداشت. لذا ملا مصطفي از عراق به تهران آمد و پس از مدتي به آمريكا رفت و عملاً صحنه سياست را ترك گفت. مرگ ملامصطفي كه گفته ميشود قصد داشته به زودي به ايران بيايد، در محافل كرد ايران همچون يك «خبر خوب» تلقي شده است. يك سخنگوي خزب دمكرات ايران گفت، خلقهاي كرد از خبر مرگ كسي كه در سالهاي اخير جنبش كرد عراق را به شاه و سيا فروخته بود، احساس راحتي خواهد كرد.» اين سخنگو افزود كه بارزاني در بسياري از مناطق كردستان ايران و عراق بعنوان يك خائن و خودپرست كه نيروهاي پيش مرگه را در راه جاه طلبيهاي خود نابود كرد، معروف است. (كيهان12/12/1357)
ملا مصطفي بارزاني در گذشت.
مهاباد – فرستاده ويژه اطلاعات: گزارهاي رسيده از مهاباد حاكي است كه ملا مصطفي بارزاني در آمريكا درگذشته است. وي كه حدود 75 سال داشت از سالها پيش از سرطان رنج ميبرد و پس از پاشيده شدن انقلاب كردهاي شمال عراق به رهبري او مدتي در كرج بود و پس از آن به امريكا رفت. گفته ميشود ملامصطفي بارزاني وصيت كرده است، جنازه او در «اشنويه» واقع در منطقه كردنشين ايران دفن شود. وي در زمان اعلام جمهوري كردستان به رهبري قاضي محمد در ايران، از ياران او بود و از سوي او به درجه ژنرالي رسيد.
او پس از تسليم قاضي محمد مدتها با دولت مركزي ايران ميجنگيد و بعد از آن به روسيه رفت. بارزاني در زمان «عبدالكريم قاسم» به كردستان عراق رفت و در سال 1961 جنگ با دولت عراق براي خود مختاري كردستان عراق را آزاد كرد. بارزاني در نامهاي كه در 9 فوريه 1977 به «جيمي كارتر» رئيس جمهوري آمريكا نوشت از قطع كمكهاي آمريكا و ايران كه ياران او در اين نبرد بودند، سخت گله كرد و تقاضاي كمك نمود.(اطلاعات12/12/1357)
3 روز عزا
اشنويه ـ بمناسبت در گذشت ملا مصطفي بارزاني، شوراي انقلاب «اشنويه» بمدت 3 روز در اين منطقه اعلام عزاداري كرده و بدنبال آن كليه ادارات، مدارس و مغازههاي بازار و شهر تعطيل شد.(اطلاعات13/12/1357)
جسد بارزاني بخاك سپرده شد.
اشنويه ـ (خبرنگار اطلاعات): دوشنبه گذشته جسد «ملا مصطفي بارزاني» رهبر فقيد كردهاي شورشي عراق با هليكوپتر نيروي هوايي ملي ايران به «اشنويه» انتقال يافت و در ميان تاثر بيش از 200 هزار نفر از كردهاي ايراني به خاك سپرده شد. در مراسم تدفين جسد ملا مصطفي بارزاني، سرود ملي كردستان خوانده شد و جمعيت فرياد زدند: «درود بر امام خميني مبارز قهرمان آزادي بخش ايران ـ درود بر بارزاني فقيد مبارز از جان گذشته ملت كرد».
ميتينگ 300 هزار نفري
جسد ملا مصطفي بارزاني در گورستان اختصاصي 13 هكتاري «اشنويه» كه براي دفن پناهندگان كرد به ايران از چندي پيش تدارك ديده شده بود، دفن گرديد. ديروز نيز 300 هزار نفر كرد از سراسر كشور در ميتينگ عظيم «اشنويه» شركت كردند. در اين ميتينگ كه خبرنگاران داخلي و خارجي نيز حضور داشتند آقاي محمودزاده نماينده شوراي انقلاب اشنويه بخاطر فوت ملا مصطفي بارزاني، 3 روز ديگر در اين شهر اعلام عزاداري نمود. سپس ملا كريم شهركندي نماينده كردهاي مهاباد طي سخناني اعلام داشت كه ماده 8 از خواستهاي كردها در مورد ملا مصطفي بارزاني حذف خواهد شد.«ملا صالح رحيمي» نماينده مردم نقده نيز در اين زمينه صحبت كرد. در اين مراسم استاد «هژار» اشعاري قرائت كرد كه حاضرين را بشدت تحت تأثير قرار داد.
امام رهبر بزرگ
در ميتينگ كردها در اشنويه مسعود بارزاني پسر ملا مصطفي، در سخنان خود، امام خميني را رهبر بزرگ اسلاميخواند و افزود: «امام خميني فرمودند كه كردهاي ايران را به حقوق حقه خود خواهند رساند و بدانيد كه شما كردها هيچ وقت تجزيه طلب نبوده و حاضر نخواهيد بود كاري كنيد كه بر مشكلات دولت اسلامي بيافزاييد. به شما وعده ميدهم كه اين رهبر بزرگ زير پرچم اسلامي ايران و چارچوب تشكيلات جمهوري اسلامي، به شما خودمختاري خواهند داد». مسعود بارزاني در مصاحبه با خبرنگاران داخلي و خارجي اعلام كرد: «ما نه تنها در اشنويه بلكه در هيچ كجاي ايران پايگاه موقت نداريم و تنها پايگاه موقت ما در خاك عراق است».
وي گفت: «شاه سابق بما خيانت كرد و با نابود كردن شورش ما در عراق، 20 هزاركرد را به كشتن داد و از پشت به ما خنجر زد» طبق اطلاع، قريب به يكصد هزار نفر از كردهاي عراق و تركيه براي شركت در مراسم تدفين ملا مصطفي بارزاني. قصد آمدن به اشنويه را داشتند كه با ورود آنان به خاك ايران مخالفت شد.(اطلاعات16/12/1357)
تجليل از ملا مصطفي
مهاباد ـ ديروز ازطرف علماي مهاباد، مراسمي به مناسبت در گذشت ملامصطفي بارزاني برپاشد. در اين مراسم كه در مسجد جامع مهاباد برپا گرديد عدهاي از خبرنگاران خارجي نيز حضور داشتند و حجت الاسلام «ملا مصطفي شهريكندي» و «حجت الاسلام ملا رشيد قرني» نيز ضمن سخنراني از مقام بزرگ و ارزنده و مبارزات دليرانه ملا مصطفي تجليل كردند. در اين مراسم از روانشاد دكتر «محمد مصدق» نيز تجليل بعمل آمد و جمعيت حاضر در جلسه بار ديگر ضمن تأييد امام خميني و رهبري بحق معظم له، تاكيد كردند كه ملت كرد، ايراني است و تجزيه طلب نيست.(اطلاعات17/12/1357)
مقاله
ايالات متحده امريكا با برخورداري از تجارب چندصد ساله استعمارگران اروپايي، بويژه امپرياليسم انگليس، به عرصه سياست خاورميانه قدم گذاشت. سياست (تفرقه بيانداز حكومت كن) فصل مهمي است در توطئه گريهاي استعماريفوت و فنهاي اين سياست را امپراتوري شكست خورده و تحت تكفل بريتانيا از جنگ دوم به بعد در اختيار امپرياليستهاي تازه نفس و آزمند آمريكايي گذاشت.بخش عقب مانده جوان، ازجمله خاورميانه مملو از ناهمگونيها، جداييها و اختلافات منطقه اي، قومي، زماني و اقتصادي بوده است. اينها نمودها و ويژگيهاي مناطق و جوامع فئودالي – قبيله اي در همه جاي دنياست. قاره اروپا نيز تا پيش از قرن شانزدهم چنين وضعي داشته است. تفاوت عمده در تحول اقتصادي – سياسي اروپا با ساير بخشهاي جهان در دو چيز بوده است نخست آنكه اين سير تحول به دلايلي كه در اين جا مجال ذكر آنها نيست سريعتر از جاهاي ديگر صورت گرفت، دوم آنكه به همين دليل تحول دروني قاره اروپا همراه با دگرساني منلاطق گوناگون آن بصورت(ملت)، (وحدت جغرافيايي، قومي، فرهنگي، اقتصادي و پديد آمدن تمايز در همين جهات ميان مناطق مختلف) بدون مداخلات مخل و برهم زننده، خارجي به انجام رسيد.
وحدت سياسي
از سوي ديگر، دربخشهاي عقب مانده جهان كه مستقيماً يا غير مستقيم به زير يوغ اين ملتهاي بالنده سرمايه داري كشيده شدهاند، اين يكپارچگي و انسجام ملي به دلائل اقتصادي يا نتوانسته بود بوجود آيد يا بصورتي ناقص در حال پديد شدن بود مثلاً به همين هندوستان اگر نظري بيافكنيم ميبينيم كه زمينه (بدون دخالت استعمارگران) براي دگرساني و پديد آمدن (ملتهاي) متعددي در آن فراهم بود ايران خودمان از زمان سقوط ساسانيان تا تشكيل دولت صفوي با وجود پيوندهاي عميقي كه مناطق مختلف آن با هم داشتهاند بي شباهت به شبه قاره هند نبود جز آنكه زمينه براي وحدت سياسي آن بسيار فراهم تر از هندوستان بود وهمين عوامل عيني بود كه بنيانگزاري ايران نوين را بدست صفويان ميسر ساخت. با اين حال ايران نوين به يك امپراطوري فئودالي قبيله اي شبيه تر بوده است تا به يك ملت همگن از نوع اروپايي. با ملتهايي چون ويتنام، كره، ژاپن و ارمنستان. بهره برداري از ناهمگونيهايي كه درون واحدهاي سياسي- فرهنگي چون ايران وجود داشته يكي از شيوههاي اساسي استعمارگران – در زماني كه مداخله صريح نطامي را به مصلحت خويش نميديدهاند- بوده است در اين زمينهانديشههاي يك آمريكايي بسيار سرشناس به نام ويليام – اوداگلاس قاضي ديوان كيفر آمريكا كه از ليبرالهاي ( زيبا چهره) آن ديار است خواندني است او در سالهاي 50-1949، يعني در تندناي جنگ سرد(حمله تبليغاتي محافل امپرياليستي آمريكا بر نهضتهاي دمكراتيك و صلح خواهانه جهان به منظور پس زدن شورويها و نيروهاي چپ و تسهيل سلطه ارتجاع و استعمار بر بزرگترين بخش ممكن جهان) دوبار به خاورميانه، از جمله ايران آمده و(سفرنامهاي) تحت عنوان (استرينج لندز،اندفرندلي پيپل)،(سرزمينهايي شگفت و مردماني مهربان) نگاشته است.
ملامصطفي و آمريكا
او در اين كتاب ايرانيان را نه چنان ميبيند كه هستند- مجموعهاي از مردمي كه با داشتن خصوصيات گوناگون خانواده متحدي را تشكيل ميدهند او يك گروه حاكم فارسي ميبيند و گروههاي ديگر غير فارسي كه محكوم(فارسيان) هستند. اين( دمكرات) در ايران اختلاف ميبيند و نه وحدت. شخص نويسنده افتخار آشنايي با آمريكايياني را داشته است كه معتقد بودند آذربايجانيها ايراني نيستند و اينها سالها در آذربايجان به انجام (وظيفه انساني) مشغول بودهاند مگر نه اين است كه (پارسيان آريايي)هستند. و آذربايجانيها( ترك)؟ مگر نام آن مزدور بزگ(آريامهر)نبود؟ لقب به اين گندگي بيخودي نميشود. اكنون كه سخن از نقش بارزانيها، بويژه ملامصطفي در مطبوعات به ميان آمده – آنهم در زمينه حركت انقلابي و خواستهاي برحق هم ميهنان دلير كرد- به جاست يادي از ملامصطفي كرده شود و نگاهي كوتاه به رابطه او با آرمان ستمديدگان كرد از يك سو و توطئههاي استعماري- ارتجاعي عليه حاكميت و تماميت ملت و كشور برادر و هم سرنوشت ما عراق از سوي ديگر افكنده شود به سبب كمبود اطلاعات مشخص و معتبر( كه اميد است ديگران فراهم آورند)به نقل قولهايي بسنده ميشود: (جيم هوگلند كه از راههاي مخفي «احتمالاً از ايران» به مقر فرماندهي ملامصطفي رفته با وي مصاحبه كرده است. ملا مصطفي در اين مصاحبه از آمريكاكمكهاي«سياسي، انساني و نظامي» ميخواهد چه علني، چه مخفي»).
ترس از شوروي
توجه بشود كه دولت عراق در اين سال نفت خود را ملي كرده است. ملا مصطفي ميگويد كه اگر دولت عراق قبلاً با او مشورتي ميكرد، او با ملي كردن ناگهاني(!!) مناطق نفتخيز كركوك مخالفت ميكرد. بارزاني گفت: ما حاضريم تا آنجا كه بتوانيم با سياست آمريكا در اين منطقه موافقت كنيم به شرط اينكه آمريكاييها از ما در مقابل «گرگها» حفاظت كند.(اگر كمك آمريكا بهاندازه كافي باشد ما ميتوانيم مناطق كركوك را كنترل كنيم و بگذاريم كه يك شركت آمريكايي در آنجا فعاليت كند...). بارزاني گفت: ( ما عاملي مهم در خاورميانه هستيم)(كدام جهت؟) و اينكه (كردها) با گسترش نفوذ شوروي در عراق مخالفند. اين شد منطق. مرتجعي هميشه از هر تكاني كه زنجيرهاي نفوذ استعمار را سست گرداند بختك نفوذ شوروي را بر ميانگيزند و ميخواهند تا اين شبه وحشتناك نزديكتر نشده است آن تكان را سركوب كند اصولاً سست شدن نفوذ استعمارگران خودش به منزله درآمدن نفوذ شوروي به جاي آن است، و اين هيچ دليل نميخواهد.هوگلند يادشده بنا به گزارشهايي كه شنيده از ملا مصطفي ميپرسد:
آيا اين درست است كه او از اسرائيل كمكهاي مالي و نظامي ميگيرد؟
جواب: "چيزهايي است كه اگر حقيقت هم داشته باشد بهتر است دربارة آنها حرفي زده نشود." بارزاني در اين مصاحبه از كمكهاي شاه سابق تسكر ميكند ولي ميگويد اين كمكها فقط به ده درصد نيازكنديهايش ميرسد او به وضوح گفت كه حاضر است از طريق اسرائيل و كشورهاي ديگر كمكهايي از آمريكا دريافت كند. اما اضافه كرد كه ترجيح ميدهد كه آمريكايي بي واسطه به او كمك كند.(نه به توسط ايران)6/1/1353 از جوزف-فچت، در ابزرور.ازجمله از قول ملامصطفي چنين مي نويسد ( از سال 1971 كه دولت فعلي(عراق) قرارداد دوستي با شوروي را امضا كرد عراق بصورت مركز اصللي نفوذ شوروي در دنياي عرب در منطقه خليج فارس درآمده است)(اوبدون رودرواستي تقاضاي حمايت از ناحيه آمريكا را دارد و در برابر آن امتيازاتي را براي اكتشاف و بهره برداري منابع نفت (كركوك) و ديگر معادن كردستان پيشنهاد ميكند«او مدعي است كه دولت بغداد اين معادن غني را بي جهت از ياد برده است» و ملا مصطفي بارزاني آماده است كه اين منابع را در اختيار كشورهاي بگذارد كه آشكارا يا پنهاني از (كردها) حمايت كنند).
نفت و مساله كرد
8/7/1353 هنگامي كه جنگ ارتش عراق با نيروهاي بارزاني شدت گرفته بود مفسر معلوم الحال اسوت آشيتد پرس ملا مصطفي را چنين مي ستايد(.... اين جنگجي خاكستري مو با شديدترين و خونينترين جنگ زندگي خود رودرروست، كه مقداري از آن به تصاعد قيمتهاي نفت مربوط ميشود و موضوع مورد دعوا را مهمتر از پيش ميكند...)
4/1/1354 بيروت- يونايتد پرس به خبرگزاري فرانسه: بارزاني در مصاحبه خود سياست آمريكا را نكوهش كرده ميگويد: "درگذشته مذاكراتي سري با مقامات آمريكايي انجام داده بود و مقامات امريكايي حمايت غيراصلي خود را از پيش مرگان اعلام كرده بودند او گفت آمريكا ما را تشويق ميكرد و هرچند تعهدي صريح و كتبي به ما ندادند اما هميشه از مذاكرات خود باآنها چنين مي فهميديم كه آنها به هنگام نياز ما را تنها نخواهند گذاشت".(كيهان20/12/1357)
طالباني:ما به كردستان انقلاب صادر نمي كنيم.
«جلال طالباني»، دبير كل اتحاديه ميهني كردستان عراق و بعبارتي رهبر جنبش كردهاي عراق در يك گفتگوي اختصاصي با خبرنگار اطلاعات، از توطئهها و نقشهها ي مخفي شاه و اسرائيل در كردستان عراق پرده برگرفت و بسياري از رازها را فاش كرد. دكتر جلال طالباني صريحا اعلام كرد كه خود مختاري كردستان ايران، او را خوشحال ميكند اما در مورد اتحاد كردستان ايران و عراق گفت: «اين چيزي است كه شايد در آينده بتوان در اتحاد خلقهاي خاورميانه به آن دست يافت». او گفت: «حوادث كردستان ايران مربوط به كردهاي ايران است و هرگز اين فكر را نداشته و ندارد كه به كردستان ايران انقلاب صادر كند». متن مصاحبه خبرنگار اطلاعات با دكتر طالباني به اين شرح است:
س: از جنبش كنوني كردها در عراق بگوييد و از اتحاديه ميهني كردستان كه رهبري اين جنبش را بر عهده دارد.
طالباني: پس از آنكه بدنبال توافق شاه و صدام حسين در الجزيره، بارزاني جنبش كردها را رها كرد در حالي كه مي توانست ادامه دهد – ما تصميم گرفتيم يك سازمان انقلابي بنام «اتحاديه ميهني كردستان» تشكيل دهيم. من و «دكتر فواد معصوم»، «عادل مراد» (رئيس سابق اتحاديه محصلين و دانشجويان كرد در عراق)، «دكتر كمال فواد» (رئيس سابق اتحاديه دانشجويان كرد در اروپا) «عمر» و «عبدالرزاق فيلي»، پايههاي تشكيل اين اتحاديه را در خارج از عراق ريختيم. بعداً با مبارزان داخلي تماس گرفتيم و تشكيلاتي در داخل بوجود آورديم. پس از آن، سازمان ماركسيست لنينيستي كردستان عراق نيز به ما پيوست. پس از تشكيل اتحاديه در 21 مه 1975 جنبش رفته رفته گسترش پيداكرد، زيرا ما اعتقاد داشتيم كه شرايط عيني براي انقلاب هنوز موجود است و فرار بارزاني شكست يك رهبر بود نه شكست خلق كرد. بنابراين ما شروع كرديم به تهيه اسلحه و تشكيل گروههاي پيشمرگ. همچنين يك جبهه عراقي عليه دولت بعث نيز وجود دارد كه «تجمع الوطني العراقي» ناميده ميشود و از چند گروه از جمله «ناصريستها»، «بعثيهاي چپ»، «كمونيستهاي انقلابي» و «سوسياليستهاي مترقي» تشكيل شده است. ما به اين «تجمع» پيوستيم.
هدف اين بود كه مبارزه مسلحانهاي كه از كردستان عراق آغاز ميشود به يك انقلاب دموكراتيك عراقي براي رهايي عراق از يوغ استبداد و ديكتاتوري و بر سر كار آوردن يك دولت انقلابي مبدل شود كه هم دموكراسي براي عراق و هم خودمختاري براي كردستان عراق بوجود بياورد. يكسال پس از تشكيل اتحاديه، نخستين گروه مسلح مبارز زير نظر سروان مهندس «غرو» با 25 پارتيزان شروع به فعاليت كرد. همچنين در استان سليمانيه چندين گروه مسلح بوجود آورديم و در استان «اربيل» نيز گروههاي مسلح ما شروع به مبارزه كردند اما دو تن از مزدوران بارزاني به نامهاي «كريم سنجاري» و «جوهر نامق» كه هر دو ساواكي بوده و در اسرائيل دوره ديده بودند به تحريك عشاير وابسته به بارزاني، گروه نخست را دستگير كرده و در زندان، زير شكنجه كشتند. اما گروههاي ما هر روز رشد بيشتري يافت بطوريكه در پايان سال 1976 پيشمرگان مسلح ما بيش از دو هزار و پانصد نفر شدند. ما اعتقاد داريم كه مبارزه مسلحانه تنها راه رهايي خلق و برانداختن ديكتاتوري و استبداد و بدست آوردن آزادي است. پس از شروع مبارزه، جنبش سوسيال دموكرات كردستان با نام «جنبش سوسياليست كردستان» نيز به ما پيوست.
س: اكنون در چه مرحله از اين جنبش هستيد؟
طالباني: ما مرحله كنوني انقلاب خودمان را انقلاب دموكراتيك ملي ميدانيم و ميخواهيم يك جامعه دموكراتيك و مترقي عراقي به وجود آوريم كه خالي از ستم ملي و استبداد و نفوذ امپرياليسم باشد. سياست ما سياست استقلال ملي است بدون پيوستن به هيچ ابر قدرتي. چنين دولتي بايد به كمك انقلاب فلسطين بشتابد و از آنان حمايت و دفاع كند.
س: در اين صورت اين جنبش را بر اساس چه اصولي پيش ميبريد.
طالباني: ما در انقلاب خودمان چند اصل داريم. اول، بسيج تودهها و متشكل ساختن نيروهاي خلق. دوم، وحدت مبارزه نيروهاي مترقي كرد و عرب در عراق. سوم، وحدت، وحدت مبارزه خلقهاي مترقي خاور ميانه. يك روز كسي گفت: شاه به بارزاني كمك ميكرد شما كه اين پشتيباني را نداريد. من گفتم: «ايران ما ايران شاه نيست، ايران توده است، ايران ما ايران تودههاي خلق است و بگذاريد مسائلي را براي شما بگوييم. طول مرز كردنشين عراق با ايران، تركيه و سوريه به عرض 20 تا 30 كيلومتر از مردم تخليه شده همه روستاها را سوزاندهاند مزارع و چشمهها و تاكستانها را از بين بردهاند. وسعت منطقه سوخته شده بين 25 تا 30 هزار كيلو متر مربع است. يعني چيزي سه برابر وسعت لبنان. كاري كردهاند كه صهيونيستها در فلسطين نكردند. بهمين جهت ما ميگوئيم كه فلسطين دوم هستيم. صدها بچه مردهاند و والدين آنها سرگردان شدهاند. مثل نازيها افراد روستاهاي كرد نشين را به اردوگاههاي كار اجباري بردهاند. آنها را مجبور ميكنند كه بروند و در جنوب كار كنند چرا كه عمداً همه كارخانهها را آنجا ساختهاند بطوريكه الان در جنوب عراق به 42 هزار كارگر نياز دارند اما در كردستان هيچ چيز نساختهاند».
س: پس آن دوستي چند سال پيش با دولت بعث عراق كجا رفت؟ شما زماني با دولت عراق همكاري ميكرديد.
طالباني: بگذاريد به سال 1964 باز گردم كه بين 15 عضو كميته مركزي حزب دموكرات از جمله دبير كل و اعضاي دفتر سياسي از يكسو و بارزاني وهاشم غفراوي ( اكنون وزير در دولت عراق ) از سوي ديگر اختلاف افتاد و به اين ترتيب حزب دو قسمت شد. در سال 1966 بارزاني دست به كشتن رهبران گروه ما زد و «علي حمدي» عضو كميته مركزي و «محمود توفيق» عضو كميته ايالت سليمانيه را زندانيكرد و كشت. قرار بود من و 3 تن از رهبران حزب ما را نيز به همين سرنوشت دچار كند، ولي ما فرار كرديم و مخفي شديم. در همان سال بارزاني با دولت عراق به توافقهايي رسيد و ما هم به اين توافق راضي شديم. در همين حال بارزاني رفته رفته رابطهاش با شاه و ساواك و همچنين «موساد» ــسازمان امنيت اسرائيلــ نزديكتر شد و ما ديديم كه انقلاب كرد به زير سيطره نيروهاي مرتجع خاورميانه مي رود. درآن موقع ما با «عبدالناصر» خيلي دوستي داشتيم. بعد از توافق بارزاني و دولت عراق، نمايندهاي نزد ناصر فرستاديم. ناصر نظرش اين بود راه توافقي با دولت عراق پيدا كنيم تا جنبش كرد را از زير تأثيرات شاه و اسرائيل در آوريم. در سالهاي 68- 1967 رابطه بارزاني با شاه بسيار نزديك شد و هيأت نمايندگي اسرائيل نزد بارزاني آمد. بارزاني با «شاه»، «گلداماير» و «موشه دايان» ملاقات كرده و پذيرفته بود كه عليه دولت عراق كار كند. به اين ترتيب، بارزاني به جنبش كرد، نقش ارتجاعي بخشيد و آن را وابسته، شاه و اسرائيل و امپراياليسم آمريكا كرد. از سوي ديگر ما خواستيم رابطه جنبش كرد با اعراب تقويت شود اما در اين راه، ما اشتباه بزرگي كرديم. يعني بجاي اين كه راه درستي براي وحدت مبارزه كرد و عرب پيدا كنيم شروع به همكاري با دولت عراق كرديم. اين اشتباه بزرگ يعني همكاري با دولت عراق در سال 1968 آغاز و در سال 1970 پايان گرفت. در اين هنگام، بار ديگر بارزاني و دولت عراق به توافقهايي دست يافته و ما هم با بارزاني متحد شديم. گر چه من شخصا موافق وحدت با بارزاني نبودم ولي كنگره حزب ما با اكثريت آرا به اين موضوع راي داده بود. به اين ترتيب ما پيش بارزاني برگشتيم ولي در سال 1972 چون بارزاني از رابطه با آمريكا و شاه دست بردار نبود و حتي پسرش ادريس را نزد هلمز ( رئيس وقت سيا ) فرستاد، من ديگر بكلي از بارزاني نا اميد شدم و به قاهره رفتم. تا سال 1975 كه برگشتم و «اتحاديه ميهني كردستان» بوجود آمد.
س: گفته ميشود اخيرا يك فرستنده راديويي بنام «راديو كردستان آزاد» شروع به پخش برنامه كرده است. شما فكر ميكنيد محل اين فرستنده را كجا بايد جستجو كرد؟
طالباني: خود من تاكنون صداي اين فرستنده راديويي را نشنيدهام ولي يك گروه از افراد بارزاني به رهبري «محمود عبدالرحمان» (سامي) در تركيه با ميت - سازمان امنيت تركيه- همكاري دارند. آنها يك فرستنده راديويي در اختيار دارند كه در تابستان گذشته بنام «صداي كردستان» برنامه پخش ميكرد. شايد راديو كردستان آزاد، همين باشد. ما اطلاع داريم كه افراد بارزاني با تماس با چند تن ازرؤساي عشاير كرد، قرار بود در نقشه كودتاي 28 بهمن جاري به شاه كمك كنند.
س: موضع شاه سابق و ساواك در قبال جنبش كردستان عراق چه بود؟
طالباني: ما به اسناد محرمانهاي دست يافتهايم كه از همكاري ارتش شاه با ارتش عراق عليه ما حكايت دارد. در پايان سال مسيحي گذشته، هلي كوپترهاي عراقي سربازان خود را در خاك ايران نزديك پاسگاه «گوره شير» پياده نمودند و آنگاه از دو طرف به ما حمله كردند. وقتي ما سربازان عراقي را تعقيب كرديم. آنها به پاسگاههاي ايران پناهنده شدند. همچنين 600 كرد پناهنده به دستور ژنرالهاشمي (از مقامات ساواك) به رهبري «صابر احمد مينارندان»، «خله رشا بحري»، «قادر فرج»، «تحسين شاويس»، «عثمان فتاح»، «فقيه قادر» و «محمد شيخ حسن» به منطقه فرستاده شدند و پس از خرابكاري به دولت عراق پيوستند و حالا عليه ما ميجنگند. شاه همچنين گروههاي مسلحي در خاك ايران نزديك مرز عراق مستقر كرد كه 5 نفر به نامهاي«حميد حسين»، «نادر حورامي»، «حسين فيلي»، «قادر سور» و «فقيه رسول» رهبري آنها را بر عهده داشتند. در اكتبر سال گذشته نيز سي نفر از افراد مسلح بارزاني به رهبري «وريا ساعتي» و «آزاد خفاف» از تركيه با ماشين ساواك به مرز ايران و عراق آورده شدند و آنها به ما حمله كردند. ما آنها را تعقيب كرديم و آنها به خاك ايران گريختند و ارتش كه از ماجرا بي خبر بود آنان را دستگير كرد ولي بعد بدستور ساواك آزاد شان كردند و آنها دوباره به تركيه بازگشتند. اينها گوشههاي از توطئههاي شاه عليه ما بود.
س: آيا ساواك هيچ وقت درصدد تماس وجلب همكاري با شما بر نيامد؟
طالباني: نه ولي چند ماه پيش از سقوط شاه يكي از افراد محلي كه تماسهاي با مقامات داشت پيش من آمد وگفت: «يك سرهنگ ايراني ازطرف دربار ميل دارد به ديدن شما بيايد. من گفتم فعلاً هوا باراني است بگوييد بهار بيايد».
س: صرفنظر از اينكه دبير كل اتحاديه ميهني كردستان عراق هستيد، خودتان شخصاً چه نوع ايدئولوژي سياسي داريد؟ آيا ماركسيست هستيد؟
طالباني: نه ماركسيست نه لنينيست نيستم ولي به سوسياليسم معتقدم.
س: آيا شما قبلاً اعلام نكرده بوديد كه ماركسيست هستيد؟
طالباني: در سالهاي 1950 تا 1960 من عضو حزب دمكرات بودم و اين حزب اعلام كرده بود كه مرام سوسياليستي دارد.
س: نيازهاي مالي جنبش كردستان عراق از چه منابعي تأمين ميشود؟
طالباني: ما از منابع مختلفي، نيازهاي مالي خود را تأمين ميكنيم به اين شرح:
1 – حق عضويت اعضاي اتحاديه ميهني كردستان عراق.
2 – جمع آوري پول از مردم كردستان.
3 – نوعي عوارض( اين عوارض از قاچاقچيان ايراني و عراقي وصول ميشود).
4 – پولي كه دهقانان به ما پرداخت ميكنند.
5 – كمك «تجمع الوطني العراقي»، فلسطينيها و بعضي از نيروهاي مترقي .
6 – كمك يك دولت عربي (بخواست جلال طالباني، اطلاعات نام اين دولت را فاش نميكند).
7 – ربودن اموال دولت بعثي و پول بانكهاي دولتي عراق.
س: احزاب كمونيست به شما كمك نميكنند؟
طالباني: از آنجا كه حزب كمونيست عراق با دولت شوروي دوست است وهنوز هم – از طريق 2 وزير – در دولت عراق مشاركت دارد و از آنجا كه دولت شوروي با دولت عراق پيمان دوستي دارد، احزاب كمونيست نزديك به شوروي در دنيا پشتيبان ما نيستند و به ما كمك نميكنند. البته اخيراً رابطه دولت عراق با حزب كمونيست عراق بهم خورده، عدهاي از كمونيستها كشته، صدها تن زنداني و گروه زيادي فراري شدهاند كه دويست نفر از آنها به انقلاب كرد پيوستهاند. حالا احزاب كمونيست نزديك به شوروي، شروع به تبليغ عليه دولت عراق كردهاند.
س: علت اصلي تيرگي روابط عراق با كمونيستها چيست؟
طالباني: دولت بعثي عراق، يك دولت ارتجاعي استبدادي است. وقتي با كمونيستها سازش كرده بود نياز داشت آنها را عليه كردها به سوي خود جلب كند. حالا عراق ميخواهد از طريق عربستان سعودي به آمريكا نزديك شود. بهمين جهت به كمونيستها فشار آوردهاند.
س: گاهي شما را متهم به دخالت در موضوع خودمختاري كردستان ايران ميكنند. در اينباره چه ميگوييد؟
طالباني: مسأله كردهاي ايران، يك مسأله وابسته به كردهاي ايران و خلقهاي ايران است. انقلاب را نميشود از خارج صادر كرد و بنابراين ما نميتوانيم براي كردهاي ايران، انقلاب صادر كنيم. ما پيروزي انقلاب ايران را يك پيروزي تاريخي براي همه خلقهاي خاورميانه و از جمله كرد ميدانيم و پشتيبان اين انقلاب هستيم و نميخواهيم هيچ مشكلي براي آن ايجاد شود. بنابراين هر كاري كه انقلاب را تضعيف كند، هر نقشهاي كه لطمه به اين انقلاب وارد سازد، يك كار ارتجاعي است و به كردهاي ايران خدمت نميكند. لذا ما نه نميخواهيم و نه صحيح ميدانيم كه در اين امور دخالت كنيم. البته ما همبستگي و همرزميبا نيروهاي مترقي ايران، از جمله كردهاي مترقي را داريم.
س: از خودمختاري كردستان ايران خوشحال ميشويد؟
طالباني: البته
س: شما از دموكراسي در عراق و خودمختاري براي كردستان عراق سخن ميگوييد. كردهاي ايران نيز دموكراسي براي ايران وخودمختاري براي كردستان ايران ميخواهند. آيا تصور نميكنيد روزي كه اين خواستها عملي شود، اين تمايل در ميان كردهاي عراق و ايران بوجود بيايد كه بهم پيوسته و تشكيل يك كشور مستقلي را بدهند؟
طالباني: مسأله وجود يك ملت كرد، يك واقعيت است. تقسيم شدن كردستان بين كشورهاي خاورميانه (ايران – عراق – تركيه و سوريه) نيز يك واقعيت است. ولي اين وضعيت را من و كس ديگري بوجود نياوردهايم. رهايي كردها از نوع امپرياليسم، ارتجاع و ستم ملي مربوط به رهايي كشورهاي نامبرده و برقراري دموكراسي واقعي در اين كشورهاست. ولي مسأله وحدت كردستان مربوط به آينده است و خيلي اشكال در راه آن است. من مبارز انقلابي واقع بيني هستم.حالا نمي توانم پيش بيني كنم اين وحدت، چه وقت و به چه شكل و صورت، بار ديگر تحقق مييابد. بنابراين فكر ميكنم هر قسمت از ملت كرد بايد به همكاري ديگر خلقهاي كشوري براي دموكراسي مبارزه كند. مسأله وحدت كرد گرچه حالا در پيش نيست، ولي بهر حال اين مفهوم را ندارد كه كردها از ايران جدا شوند. شايد يك رژيم دمكراتيك ملي در ايران باشد كه كردها بتوانند درزير سايه اش به همه آرمانهايشان دست يابند و كردستان ايران، منطقه جذب ديگر كردستانها شود و به جاي تجزيه شدن، ملحق شدن به ايران باشد. من اعتقاد دارم در يك كشور كثيرالملل، دادن حقوق ملي و رفع ستم ملي، باعث مستحكم شدن پايههاي آن كشور ميشود.
س: با اين حال،آيا فكر نميكنيد كه كردها ترجيح ميدهند متحد شوند و تشكيل يك كشور بدهند؟
طالباني: اگر از يك شاعر كرد بپرسيد، شايد يك شعر خوب پيرامون اين مسأله برايتان بگويد، چون كردها يك ملت هستند، ولي اگر از يك مبارز واقع بين كه ميخواهد به تودههاي خلق خود خدمت كند، اين سوال شود. پاسخ او اين است كه بايد مبارزه براي تحقق يافتن آرمانهاي ممكن باشد.
س: آرزوهايي كه تحقق يافتهاند روزي غير ممكن بودند …
طالباني: بله بله
س: آيا شما آرزو نداريد كه روزي وحدت ملت كرد عملي شود؟
طالباني: من اعتقاد دارم كه ملت كرد كه يك ملت تقسيم شده است، روزي باز متحد خواهد شد ولي نميدانم زير پرچم كدام دولت يا كدام رژيم و يا تحت چه شرايطي. شايد اين وحدت در اتحاد جماهير خلقهاي خاورميانه باشد يا در زير پرچم اتحاد خلقهاي ايران صورت پذيرد و يا به شكلي ديگر. ولي بهر حال من فكر ميكنم در آينده خلقهاي دنيا به سوي اتحاد مي روند نه به سوي جدا شدن از يكديگر. مثلاً وحدت مبارزه خلقهاي خاورميانه (كردها، ايرانيها، اعراب، تركها، افغانها) اجتناب ناپذير است، به ويژه پس از فرار امپرياليسم از خيلي از كشورهاي آسيايي و با در نظر گرفتن اهميت سوق الجيشي و نفتي و استراتژي و مالي خاورميانه، امپرياليسم تلاش ميكند بهر شيوه كه ممكن است در اين منطقه باقي بماند، در خالي كه خلقهاي خاورميانه ميخواهند از يوغ امپرياليسم رهايي يابند. بنابراين شايد اين وحدت مبارزه، روزي به صورتي در آيد كه اتحاد كشورهاي آزاد ومستقل خاورميانه ضروري شود.
س: آيا اين كلني خاورميانهاي با آن قدرت، خطري براي جهان نيست؟
طالباني: نه تنها خطر نيست بلكه كمكي هم براي جهان است. زيرا اين كار، مرگ امپرياليسم جهاني را هر چه بيشتر نزديك ميكند و به خلقهاي دنيا اين فرصت را ميدهد كه خود را از يوغ امپرياليسم و كاپيتاليسم رها كنند.
طالباني وچهرهها
در جريان اين مصاحبه، خبرنگار اطلاعات نظر جلال طالباني را پيرامون چند تن از مردان سياسي دنيا جويا شد و او درباره هر يك از آنها چنين اظهار نظر كرد:
سادات: بارزاني اعراب است
ناصر: يك رهبرملي بزرگ و دوست ملت است
ملك خالد: نميشناسم، جداً نميشناسم
ملك حسين: يك بيچاره زرنگ
كارتر: يك حقه باز در زير ماسك حقوق بشر
برژنف: يك رهبر خسته پير
تيتو: او را دوست ندارم. يك مرد انقلابي كه پادشاه شد.
هوا كوفنگ: خيلي بدبخت است كه بعد از مائو آمده است
ژيسكاردستن: يك نماينده بزرگ بورژوازي فرانسه
امام خميني: يك رهبر انقلابي، قاطع و آگاه
حرج حبش: يك انقلابي صادق و صميمي كه اطراف او را افراد بي كفايت گرفتهاند.
قذافي: يك مسلمان صميمي و يك انقلابي عرب. هر چه در دل دارد بر زبان مي آورد.
شاه سابق: كلمهاي نيست كه او را وصف كند. فقط بايد گفت پسر رضاخان است
سلطان قابوس: بايد يكهزار سال پيش سلطان ميشد.
البكر: استاد توطئه گري و حقه بازي در خاورميانه
صدام حسين: استاد ترور و شكنجه، خيلي زرنگ تر از ژنرال نصيري
جلال طالباني: يك مبارز كرد، فقط همين
طالباني در يك نگاه
دكتر جلال طالباني، حقوقدان، وكيل دادگستري، روزنامه نگار و كارشناس جنگهاي چريكي كوهستاني. پارتيزانهايش او را «مام جلال» (عمو جلال) و «مامه» (عموي بزرگ) صدا ميكنند.
او در سال 1934 در يكي از روستاهاي منطقه «بيتون» عراق بدنيا آمده است و تحصيلات ابتدايي و سيكل اول را در شهرك «كوي سنجاق» انجام داد و سپس به كركوك رفت و در همانجا ديپلم گرفت. پس از آن وارد دانشكده حقوق دانشگاه بغداد شد اما هنگامي كه در سال 1955 مشغول تحصيل بود بعلت فعاليتهاي سياسي او را از دانشگاه بيرون كردند. در سال 1958 پس از كودتاي عبدالكريم قاسم به دانشگاه بازگشت. و در سال 1959 فارغ التحصيل و وكيل دادگستري شد. در همان سال، بعنوان افسر وظيفه وارد ارتش عراق شد و در سال 1960 خدمتش پايان يافت. در سال 1947 عضو حزب دمكرات كردستان شد و يكسال بعد بعنوان نماينده نخستين كنگره اتحاديه محصلين و دانشجويان عراقي برگزيده شد. در سال 1950 كه طالباني عضو كميته استان اربيل حزب دمكرات بود براي نخستين بار بخاطر فعاليتهاي سياسي به زندان افتاد. يكسال بعد در كميته مركزي اين حزب عضويت يافت. در سال 1953 دبير اتحاديه دانشجويان كردستان عراق شد و سال بعد، از اعضاي دفتر سياسي حزب دمكرات به شمار مي رفت. سال 1955 براي اولين بار به خارج رفت و در فستيوال جهاني جوانان در ورشو شركت كرد. پس از آن به شوروي و چين رفت اما چون خروجش از عراق بطور غير مجاز بود پس از بازگشت مخفي شد در سالهاي 1959 و1960 نخستين روزنامه سياسي كردي بنام «كردستان» به سردبيري او در بغداد منتشر شد و طالباني در كميته اجرايي سنديكاي روزنامه نگاران عراق عضويت يافت ولي در سال 1960 بعلت فعاليتهاي سياسي و اختلاف با «عبدالكريم قاسم» بار ديگر مخفي شد و يكسال بعد مبارزه مسلحانه عليه او را شروع كرد. در آن زمان عضو دفتر سياسي و فرمانده شاخه نظامي حزب دمكرات كردستان بود و در طي سالهاي 1961 تا 1964 «نيروي رزگاري» را نيز در كركوك و سليمانيه فرماندهي ميكرد. سال 1963 به عنوان رئيس هيات نمايندگي كرد با دولت عراق مذاكره كرد و به نمايندگي انقلاب كرد و حزب دموكرات كردستان براي ملاقات با ناصر و بومدين به مصر و الجزاير رفت و در همين سفر بود كه دوستي صميمانه با ناصر پيدا كرد. در سال 1965 به كنگره بين المللي همبستگي با ويتنام در هلسينكي رفت ودر سال 1967 تز او به نام «سوسياليسم و مسأله ملي كرد درعراق» در كنگره سوسياليستهاي عربي به تصويب رسيد.در طي سالهاي 1968 و 1969 روزنامهاي بنام «النور» در بغداد و مجلهاي كردي بنام «رزگاري» در سليمانيه منتشر كرد.
سال 1972 بدنبال نارضايي از بارزاني، از كردستان عراق به مصر رفت و تا سال 1975 در مصر بود ودر همانجا اتحاديه ميهني كردستان عراق را تشكيل داد. در همان سال به سوريه رفت ودر سال 1977 براي شركت در جنبش كنوني كردهاي عراق بار ديگر به كردستان بازگشت. وي 12 سال پيش ازدواج كرد و 2 فرزند 8 و 2 ساله دارد. دكتر جلال طالباني به زبانهاي عربي، انگليسي، فارسي و فرانسه تسلط دارد. (اطلاعات21/12/1357)
تضعيف دولت موجب درگيري مردم ميشود.
… حمايت از خلق كرد
در پايان اين مصاحبه سخنگوي سازمان چريكهاي فدايي خلق، ضمن اعلام حمايت از خواستهاي بر حق كرد گفت: بايد در مقابل توطئههاي امپرياليسم هشيار بود چرا كه آمريكا به توسط بقاياي ايل بازراني در كردستان، قصد ايجاد جنگ داخلي دارد و اگر بتواند با ايجاد اين توطئهها تحت عنوان تجزيه طلبي، دولت را بر عليه خلق كرد تجهيز كند، مسلماً به هدف خود يعني حفظ و بازسازي ارتش با فرمولهاي قديميخواهد رسيد. (اطلاعات21/12/1357)
يكي از افراد قياده موقت: ارتش تركيه مخالفان طالباني را آموزش ميدهد.
شورشيان كرد يك افسر عراقي را دستگير كردند.
مقر جلال طالباني: شورشيان كرد عراق اعلام كردند يك افسر عراقي را درناحيه هولير در حين درگيري نظاميبا ارتش عراق دستگير كردهاند. اين افسر به همراه چند سرباز عراقي دستگير شده كه سربازان پس از بازجويي كوتاهي آزاد شدند. افسر اسير شدة عراقي در گفتگويي با خبرنگار اعزامي كيهان خود را سروان حاسم محمد محمود اهل بصره و از تيپ 8 پياده عراق معرفي كرد وي گفت شورشيان دست چپي كرد با او به نيكي رفتار كردهاند و قرار شده به مناسبت عيد نوروز (عيد ملي كردها) وي را آزاد كنند. افسر عراقي گفت در ارتش عراق غير از بعثيها كسي به درجه افسري نمي رسد و براي كسانيكه سعي كنند يك عراقي بعثي را به مرام ديگري تبديل كنند مجازات اعدام پيش بيني شده است. غير از افسر اسير شده كردهاي شورشي كه وابسته به اتحاديه ميهني كردستان ميباشد تاكنون دهها نفر از افراد قياده موقت را دستگير كردهاند. قياده موقت وسيله مسعود و ادريس بارزاني پسران ملامصطفي رهبري ميشوند و با كمك دولت سابق ايران، تركيه، اسرائيل و آمريكا عليه دولت عراق و شورشيان طرفدار جلال طالباني مي جنگند. كاكه رش احمد كردي يكي از طرفداران قياده موقت بوسيله اهالي روستاي( بيوران) سردشت دستگير و تح.يل افراد جلال طالباني شده درگفتگويي با خبرنگار اعزامي كيهان اعتراف كرد كه در يكي از پايگاههاي(قياده موقت) در تركيه به نام (گوسته ثمزينان)دوره ديده است. وي گفت افراد ارتش تركيه با قياده موقت ارتباط داشته و از لحاظ مالي آنها را تاميين ميكنند او كه پزشكيار است و دو سال بعنوان پناهنده در جهرم و بوشهر بوده خود را ماركسيست انقلابي ميداندو معتقد است كه افراد طالباني انقلابي نيستند! وي اعتراف كرد كه از ساواك ايران به آنها دستور ميدادند كه عليه اتحاديه ميهني كردستان عراق مبارزه كنند. كاكه رش اضافه كر: شخصي بنام دكتر كمال (محمد قادر) و مهندس محمد محمود عبدالرحمن معروف به سامي رهبري افراد قياده موقت را بر عهده دارند. به گفته اين شخص دكتر كمال رابط ادريس بارزاني و عظيمة كرج با پايگاههاي قياده موقت ميباشد در جنگ حكاري كه سال پيش اتفاق افتاده افراد بارزاني با همكاري نيروهاي تركيه، عراق ايران افراد طالباني را شكست داده و بيش از 40 ميليون ليره ترك اسلحه به دست دولت تركيه افتاد اين اسلحهها از يك كشور عربي از طريق تركيه به صورت قاچاق براي افراد طالباني فرستاده شده بود. كاكه رش در گفتگوي خود اعلام داشت عشاير كرد و رئيس بلديه (شهرداري) چوله ميرك تركيه با افراد قياده موقت همكاري ميكنند به گفته اين شخص هم اكنون 4 پايگاه قياده موقت با نزديك به 700 نفر از طرفداران بارزاني در مرز تركيه مستقر ميباشند. از سوي ديگر ستوان دوم طاهري افسر پايگاه اطلاعاتي سردشت در گفتگويي با كيهان تاييد كرد كه ارتش ايران در زمان شاه با قياده موقت همكاري ميكرده است وي گفت با وجود انكه طالباني هيچگاه به خاك ايران حمله نكرده است ولي به ما دستور داده ميشد كه پايگاههاي طالباني را در مرز عراق گلوله باران كنيم وي گفت هر كدام از اعضاي طالباني را كه ما دستگير ميكرديم تحويل عراق ميداديم ولي افرادقياده موقت مي توانستند آزادانه در خاك ايران عبور و مرور كنند وي تاييد كرد كه يك بار ارتش ايران 22 نفر از افراد طالباني را دستگير كردند و از طريق پيرانشهر تحويل عراق داده شدند. (كيهان23/12/1357)
كمونيستهاي عراق به شورشيان كرد ملحق ميشوند.
مرز عراق – خبرنگار اعزامي كيهان : سه عضو برجسته كمونيست، متحد حزب بعث سوسياليست در جبهه ملي عراق، باعدام محكوم شدند اين سه نفر سليمان يوسف عضو كميته مركزي حزب، سعيد مطر سرهنگ دوم بازنشسته و عبدالا امير عباس يك رهبر سنديكاي كل كارگران عراق هستند اين دوميتن اعدام جمعي كمونيستهاي عراق در عرض يكسال گذشته است بدنبال اعدام كادرهاي حزب كمونيست عراق كه از سال 1972 در جبهه ملي عراق شركت دارد دهها نفر از كمونيستها در نواحي مختلف كردستان عراق به كوهستانها فرار كرده و به شورشيان كرد پناه دادهاند هنوز كميته مركزي حزب رسماً در برابر اين حوادث واكنشي نشان نداده است رسول مامند رهبر جنبش سوسياليستهاي عراق ضمن اعلام مطلب فوق افزود تاكنون بيش از 200 تن از كمونيستها به شورشيان كرد عراق پيوسته و گروهي از آنها در مبارزه مسلحانه عليه دولت بعثي مستقيماً شركت كردهاند. در برابر اين عده محمود حاج فقيه حذر عضو مجلس اجرايي ناحيه به اصطلاح خود مختار عراق و ملا احمد عباس باني خيلاني معروف به (ملا ديالكتيكي) و عضو كميته مركزي حزب كمونيست عراق ديده ميشوند. چند تن از كمونيستهاي عراق كه به شورشيان كرد پيوستهاند در گفت و گويي به خبرنگار اعزامي كيهان گفتند دولت عراق در ماههاي اخير فشارهايي بر كمونيستهاي عراق وارد كرده و از فعاليت اين حزب در شهرهاي عراق جلوگيري ميكنند اما حزب كمونيست هنوز رسماً در دولت عراق شركت دارد. و دو وزير آن در كابينه هستند. يك ماه قبل درجريان انتخابات سنديكاي معلمان عراق شانزده هزار معلم طرفدار كمونيستها انتخابات سنديكا به عنوان اعتراض به روش دولت بعثي تحريم كردهاند و هم اكنون از انتشار روزنامه(طريق- الشعب) (راه خلق) كه به طور دائم از دولت بعثي انتقاد ميكند در شهرهاي عراق جلوگيري ميشود تصفيه كارخانهها و موسسات دولتي از كمونيستها نيز مدتي است كه آغاز شده است. حزب كمونيست عراق در ماههاي اخير خط مشي دولت بعثي عراق را در نابود كردن زوستاها و شهرهاي كردنشين و وادار كردن كردها به ترك محل زندگي خود و همچنين موضع عراق را در قبال مسئله فلسطين و آيت الله خميني را مورد انتقاد قرار داده است كمونيستهاي عراق همچنين از گرايش دولت بعثي به طرف غرب ناخشنود هستند دولت عراق هم اكنون 85% كالاهاي تجاري خود را از كشورهاي غربي بويژه ژاپن، آمريكا و فرانسه وارد ميكند و اخيراً صدام حسين در نطقهاي خود آمادگي دولت عراق را براي تجديد رابطه با آمريكا اعلام داشته است. كشورهاي سوسياليستي و بويژه شوروي بزرگترين تأمين كننده اسلحه دولت عراق هستند. اگر چه عراق در ماههاي اخير مقاديري اسلحه از آلمان غربي و فلرانسه نيز خريداري كرده است. دولت عراق اخيراً قانوني به تصويب رسانده كه به موجب آن هركس كه از سال 1968 به ارتش عراق خدمت كرده باشد از فعاليت در حزب كمونيست منع شده و براي متخلفين مجازات اعدام پيش بيني كرده است.(كيهان25/12/1357)
هلال خضيب: خوابي كه آمريكا براي خاورميانه ديده است.
آقاي سيد جعفر خاتمي با طرح اين مقاله در صفحه 5 روزنامه اطلاعات مورخ 16 فروردين 1358 پس از اشاره به وضعيت خاورميانه عربي و تبين (طرح هلال خضيب) در يكي از موارد به (مراجعت جلال طالباني اشاره ميكند:0000
6 ـ مراجعت جلال طالباني (كردستان)
جلال طالباني يكي ازرهبران استقلال طلب كردستان است اخيرا از لندن به كوهستانهاي كردستان وارد شد. جلال طالباني كه در روزهاي قيان ملا مصطفي بارزاني با او شديدا اختلاف داشت در آن زمان در شهر لندن در يك مصاحبه مطبوعاتي ادعا نمود كه بارزاني آلت دست شورويها ست و سلاح خود را از روسها در يافت مي دارد و در حالي كه چنين نبود و بارزاني سر سپرده آمريكا بوده و اسلحههايي كه در دست داشت سلاحهايي بود كه ارتش آمريكا در ويتنام و كامبوج به غنيمت بدست آورده بود از طريق دولت سايق ايران به بارزاني داده ميشود. طالباني كه مسلماً از عوامل اعتماد عرب است با حضور ناگهاني خود در كردستان وقيام مسلحانه، اين نكته را مورد توجه قرار ميدهد كه امكان دارد اونيز يكي از حلقههاي زنجيري باشد كه براي اجراي طرح خاورميانه در نظر گرفته شده است.
تحريك اوضاع در كردستان چند هدف داشته و دارد 0000 يكي اينكه بر حسب طرح آمريكايي (هلال خضيب) كوشش ميكند كردستان را از ايران جدا ساخته و به كردستان تركيه و سوريه و عراق ملحق سازند تا يك كشور مستقل ايجاد شود اگر چه اكثر كردهاي وطن پرست، ديگر اين اينكه با طرح تجزيه طلبي مخالفند نتوانستند آن را از ايران جدا كنند. لااقل تحريك كنند. اوضاع در كردستان عراق و سوريه و تركيه باشند خصوصاً الان كه دولت موقت قبول كرده كه يكنوع خودمختاري به كردستان بدهد. كردهاي عراقي هم به فكر خواهند افتاد و تحريك ميشود كه در عراق هم چنين كاري انجام دهند..... (اطلاعات16/1/1358)
امام جمعه اهل تسنن كرمانشاه:
فرزندان بارزاني از انقلاب ايران پشتيباني كردند.
كرمانشاه- خبرنگار اطلاعات: ملا محمد ربيعي امام جمعه اهل تسنن كرمانشاه كه براي شركت در مراسم چهلمين روز درگذشت ملا مصطفي بارزاني در رأس هيأتي به «اشنويه» رفته بود به كرمانشاه بازگشت.
وي در گفتگويي با خبرنگار ما اظهار داشت: در اين مراسم نمايندگان كردهاي عراق و تركيه ادريس و مسعود بارزاني فرزندان ملا مصطفي و بيش از بيست هزار تن از مردم اشنويه و كردهاي ديگر مناطق شركت داشتند.
سرهنگ «تازه بهار» نيز از سوي ژاندارمري كشور جمهوري اسلامي ايران تاج گلي نثار آرامگاه ملا مصطفي كرد.
ملا محمد ربيعي افزود:« در اين مراسم فرزندان بارزاني ضمن تأييد انقلاب اسلامي از جمهوري اسلامي ايران به رهبري امام خميني پشتيباني كردند.» (اطلاعات25/1/1358)
پيشمرگان كرد 18 سرباز عراقي را كشتند.
بيروت- خبرگزاري فرانسه: يكي از مسوولان نيروهاي مشترك كرد عراقي (ف.س.ك) ضمن توقف كوتاهي در بيروت در گفتگو با خبرنگار خبرگزاري فرانسه گفت: در جريان حمله «پيشمرگان كرد» به يك پاسگاه نيروهاي عراقي در سوم آوريل (4 فروردين) در منطقه آزاد نزديك شهر حاجي عمران، و حمله به يك كاروان نظامي عراقي در نزديكي شهر قلعه دره در هشتم همين ماه هيجده سرباز عراقي كشته شدند.
اين مقام كرد گفت:«برخي از روستاهاي كرد عملاً زير كنترل ماست».
وي تاكيد كرد كه «نيروهاي مشترك كرد» ثمره توافقي است كه بين «اتحاد ملي كردستان» به رهبري دكتر جلال طالباني و «حزب دموكراتيك كرد ـ كميته موقت»، به رهبري ملا مصطفي بارزاني، حاصل شده است.
اين مقام كرد گفت:نيروهاي مشترك كرد در شمال عراق اردوگاههاي تعليماتي و مواضع نظامي در منطقه قلعه دره دارند.
او گفت:«ما با حزب كمونيست عراق مناسبات خوبي داريم چرا كهاين حزب از چند سال قبل از طرف مقامات عراقي زير فشار قرار گرفته است».
وي همچنين از يك پايگاه نظامي در منطقه قلعهدره نزديك شهر سليمانيه در كردستان عراق سخن به ميان آورد كه بيش از 680 جنگجوي عرب كمونيست عراقي در آن فعاليت دارند.
خبرنگار خبرگزاري فرانسه درباره وضع جنبش كردها بعد از اعلام جمهوري اسلامي درايران سئوال كرد.مقام كرد جواب داد:«ناسيونالسيم كرد دوباره ظاهر شده و برشمار دستهاي مسلح كرد افزوده شده است».
او گفت:« هماهنگي بين جنبشهاي گوناگون كرد نسبتاً محدود است». وي خاطر نشان ساخت: سرنگون شدن شاه مخلوعايران، نقل و انتقال و سازماندهي كانونهاي مسلح كرد را تسهيل كرده است».وي درباره مناسبات كردهاي عراق با رژيم جديدايران گفت: «تا كنون هيچگونه تماسي گرفته نشده است».وي گفت:«ما نظر مساعدي نسبت به خواستهاي كردهايايران داريم، خودمختاري و نه جدائي». (كيهان4/2/1358)
جناحهاي سياسي كردستان عراق به مذاكره و تبادل نظر پرداختند.
دو گروه پزشكي به مناطق بمباران شده اعزام شد.
فعاليت جناحهاي مختلف سياسي عراق و مخالفان رژيم بعث اين كشور براي تشكيل جبهه ملي مخالف دولت كنوني عراق، ادامه دارد.
يك سخنگوي شورشي كرد عراق ضمن اعلام اين مطلب دولت عراق را متهم به ديكتاتوري و كوچ اجباري كردهاي عراق از نواحي مرزي كرد.
وي گفت:« سياستهاي حكومت باعث شد كه تشكيل يك جبهه ملي از مخالفان كنوني رژيم بعث عراق ضرورت پيدا كند».
تاكنون سه جلسه مذاكره بين جناحهاي مختلف سياسي كردستان عراق به رهبري جلال طالباني تشكيل شده است. جناحهاي مختلف عبارتند از: جنبش سوسياليستي كردستان ـ اتحاد ميهني كردستان (به رهبري طالباني ) كميته تداركاتي حزب دموكرات عراق تجمع وطني ( احزاب عربي مخالف دولت عراق مثل جناح منشعب از حزب بعث طرفدار سوريه و كمونيستهاي قياده مركزي ) اخيرا گروهي از مخالفان حزب كمونيست عراق ( طرفدار شوروي ) به رهبري «احمد باني خيلاني» به شورشيان كرد ملحق شدهاند و اين، بدنبال اختلافي بود كه حزب كمونيست عراق بر سر مساله عزيمت آيتالله خميني، مساله كردستان و سياست نزديكي به غرب دولت عراق با حزب بعث پيدا كرد. هم اكنون گروهي از كمونيستهاي عراق در كنار شورشيان كرد مسلحانه فعاليت ميكنند».
قياده موقت ( طرفداران ملا مصطفي بارزاني ) نيز تقاضا كرده بودند كه به مذاكرات جاري براي تشكيل جبهه ملي مخالف رژيم بعث عراق ملحق شوند. ولي شورشيان كرد عراق تنها به اين شرط حاضر شدند آنها را بپذيرند كه به ارتباط خود با سازمان «سيا» ي آمريكا، موساد «اسرائيل» و «ساواك منحله»ايران پايان دهند. شرط ديگر پذيرفتن قياده موقت در اين مذاكرات آزادي رهبران سياسي و نظاميشورشيان كرد عراق است كه در جريان درگيريهاي مسلحانه در مرز ايران، عراق و تركيه بدست افراد قياده دستگير شدند.
قياده موقت در اين درگيريها با كمك نيروهاي ايران و تركيه، پيشمرگان جلال طالباني را مورد حمله قرار دادند و هفت تن از رهبران سياسي و نظاميشورشيان كرد عراق را به اسامي علي عسگري ( فرمانده كل پيشمرگان كردستان )، دكتر خالد( از رهبران جنبش سوسياليستي عراق )، آزاد عبدالمجيد، حسين شيخ بابا، علي شيعه ( از رهبران فرقه زيديه)، شيخ علي و حامد حاجي را دستگير كردند. اين افراد يكسال پيش در دست افراد قياده اسير شدند و از سرنوشت آنها اطلاعي در دست نيست.(آيندگان17/3/1358)
ايران از نگاه جهان
حمله عراق به ايران: هشدار به شورشيان كرد
فايننشنال تايمز: حمله ي هواپيماهاي عراقي به كردستان ايران به احتمال نزديك به يقين، گسترش زد و خورد شديدي است كه از سه هفته پيش در داخل عراق جريان دارد و بخشي از تهاجم تازه ي نيروهاي دولت عراق عليه شورشيان كرد است.
عليرغم گزارشهاي ضد و نقيض، به نظر مي آمد حمله هوائي به دهكدههائي كه گمان مي رود پايگاه پشتيباني دو جناح اصلي شورشيان كرد باشند، عمدي بود. اين دو جناح، حزب دموكرات كردستان عراق و جبهه ي ميهني كردستان ـ سازمان كوچك تر و چپگراي جلال طالباني ـ است.
كردها مي توانند صدها كيلومتر در مرز ايران و عراق، آزادانه حركت كنند. غيبت نفرات نظامي ايران، شايد سبب شده كه عراقيها، مرز دو كشور را « منطقه ي آزاد » قلمداد كنند.
بين دو تا چهار جنگنده ي سوخوي ـ 7 عراقي در ارتفاع كمي از مياه كوههاي كردستان عراق گذشتند و با پنهان ماندن از شعاع عمل رادارهاي ايران، به شهر كوچك سردشت كه شراب مشهوري دارد، رسيدند.
شش دهكده به رگبار مسلسل بسته شد و در يكي از آنها ـ گوراشير ـ گزارش مرگ هشت نفر رسيد. خانههاي اندكي سالم ماند.
تقريبا در همان زمان، حمله ي جداگانه ي ديگري در جنوب آن به دهكده اي نزديك سنندج صورت گرفت. به نوشته ي روزنامههاي تهران، چندين نفر كشته شدند. هر دو حمله در 16 كيلومتري مرز ايران بود و 90 ثانيه طول كشيد.
ايران به هر دو حمله رسما اعتراض كرد، اما عجيب است كه سفارت عراق در تهران، دريافت چنين اعتراضي را انكار كرد.
سخنگوي « حزب دموكرات كردستان » ـ پيروان ملا مصطفي بارزاني ـ گفت كه هيچيك از چريكهايشان (كه « پيشمرگان » ناميده مي شوند) در منطقه نبودند.
اما روشن شده كه شورشيان ماههاست در اين سوي مرز، در ايران، پناه گرفتهاند.
اين موضوع آنجا اهميت مي يابد كه گروه بارزاني مدعي است ميان بغداد و آنكارا يكبار براي هميشه براي در هم كوبيدن باز ماندگان جنبش خودمختاري طلبي تفاهم شده است.
اگر چه گواه مستقل ديگري وجود ندارد، اما سران حزب دموكراتيك كردستان مدعي اند از بهار گذشته، تماسهاي مرتبي ميان مقامهاي امنيتي تركيه و عراق برقرار بوده است.
از اين رو، نيروي نظامي تركيه در طول مرز شمالي عراق با اين كشور تقويت شده است. گفته ميشود هواپيماهاي گشتي عراق،اطلاعاتي درباره ي جنبش شورشيان كرد به مقامهاي عراقي داده اند.
در گذشته، حزب دموكرات كردستان بيشتر تجهيزاتش، به ويژه آرد و سوخت را از دوستان كرد داخل تركيه دريافت مي كرد. اقدامهاي امنيتي و جيره بندي در تركيه، اين كار را ناممكن كرده است».
گزارش ميرسد مقادير اندك غذا از سوريه و حتي بغداد با وجود خطرات بسيار، قاچاقي از مرز شمالي عراق مي گذرد. اما تجهيزات اصلي شورشيان كرد، علنا از كردستان ايران، مي رسد. حمله ي هفته ي پيش عراق به دهكدههاي ايران هشداري به همه كساني بود كه در اين جريان دخالت دارند. (آيندگان22/3/1358)
اتحاديه ي ميهني،حزب دمكرات كردستان عراق و انقلاب(2)
اوج گيري مبارزات دركردستان عراق
به دنبال اوجگيري مبارزات كردهاي عراقي و كشته شدن عده زيادي از سربازان و افسران ارتش عراق حزب دموكرات كردستان عراق اطلاعيهاي بدين شرح منتشر كرد:
-شكست خوردن يورش بهاري رژيم عراق بر ضد چريكهاي كرد در كردستان عراق
-سقوط دو هليكوپتر و كشته شدن بيشتر از 100 سرباز در يك درگيري كه در منطقه «زاخو» روي داد.
يك سخنگو به نام قياده موقت حزب دموكرات كردستان عراق اعلام كرد كه يورش بهاري كه حكومت عراق از آغاز بهار تداركش را ديده بود تماماً شكست خورد و به نيروهاي رژيم نژادپرست تلفات مالي و جاني زيادي وارد شد.
همين سخنگو اضافه كرد كه براي اين يورش بين نيروهاي دو رژيم عراق و تركيه هماهنگي كامل وجود دارد واز آغاز حمله بهاري نيروهاي تجاوزكاران، چريكهاي ملي (پيشمرگان) چندين حملات متقابل را بر عليه مواضع دشمن اجرا كردند.اينك مهمترين آن حملات:
در ساعت نه شب 21/4/1979 سازمان ستاره سرخ كردستان يك نارنجك را فوق جسر (السعدون) در شهرستان (زاخو) منفجر كرد و يك پليس را مجروح ساخت.
در تاريخ 27/4/1979 يك نيروي نظامي كه شامل يك ماشين ريل نظامي، يك جيپ و ماشين تويوتا كه حامل افسران حزب بعث و چندين سرباز بودند، به طرف روستاي "گرپت" بالا در بخشداري "باطوفه" ـ فرمانداري زاخو ـ ميرفت،همان جا يكي از واحدهاي چريكي ما پيشمرگان كمين مستحكمي را تدارك ديدندو در عصر همان روز،نيروي نظاميتجاوزكار را محاصره كرده،زير آتش گرفته و تقريباً همه افراد دشمن را از بين برد، يك سروان، چهار افسر ديگر، دو كادر حزب بعث و27سرباز از جمله كشته شدگان بودند.
در (11ـ 20/5/1979) واحدهاي چريكي ما چندين فعاليت چريكي را در مناطق "سهرگهت"، "هاندن"و "طويله" تلفات جاني و مالي به نيروهاي رژيم عراق وارد شد.
در 18/5/1979 چريكها يك هلي كوپتر نظامي را در روستاي "گوره تو" نزديك فرمانداري "ميرگه سور" ـ استان اربيل ـ اسقاط كردند. از افراد دشمن 2 نفر كشته و 2 نفر ديگر مجروح شدند.
در تاريخ 19و 20/5/1979 يكي از چريكهاي ما 5 مهندس را دو تا مصري، يك اردني، دو عراقي كه در پروژههاي راههاي نظامي منطقه "ميرگه سور" (استان اربيل) كار ميكردند،ربودند مهندسان مذكور زير حراست شديد ارتش و مزدوران محلي رژيم عراق بودند.
در روز دوم (20 /5/1979) نيروهاي دولتي به تعقيب چريكها و مهندسان پرداختند و نتيجتاً با يك درگيري مواجه شدند.درگيري شديدي بين طرفين روي داد.در وهله اول 4 چهار مهندس و يك مستخدم محلي به گلوله نيروهاي رژيم كشته شدند، ولي چريكهاي ما نيروهاي دشمن را محاصره و بيشتر از 131 كشته و زخمي به دشمن وارد كردند.
در عصر 26/5/1979 يكي از واحدهاي چريكي ما پاسگاه "تونمان" رادرفرمانداري پنجوين استان سليمانيه مورد حمله قرار داد. نيروهاي دولتي از اردوگاه نظامي "كاني مانگا" به سوي پاسگاه مزبور به حركت درآمدند، نتيجتاً درگيري سختي روي داد و بيشتر از 50 كشته و زخمي در صفوف نيروهاي متجاوز به جا ماندند.
اما جنگ قاطع در روزهاي (25و 29/5/1979) در منطقه زاخو روي داد. رژيم عراق با همكاري رژيم تركيه،حمله بزرگي بر عليه مواضع چريكهاي ما در منطقه (زاخو) تدارك ديد. دور نيروهاي تركيه اين بود كه در طول مرزهاي مشترك تركيه و عراق، مقابل منطقه زاخو، متمركز شوند به نفع نيروهاي عراقي استطلاع كنند.
رژيم عراق يك لشكر كامل (لشكر يازده از ناصريه در جنوب عراق) را آورد، قله كوههاي (نزور، هرور، پيلم بيره، اسوس) و امتدادات آنان را اشغال نموده و از ساعت شش صبح 25/5/1979 اولين حمله خود را آغاز كرد. حمله نيروهاي پياده نظام عراق از جانب هلي كوپتر نظامي و توپ پشتيباني ميشدولي اين حمله در وهله اول شكست خورد.
بعداً حمله ديگري به همين سرنوشت دچار شد. حمله سوم همينطور،در اين ميان جنگ خيلي شديدي تا ساعت هشت عصر همان روز ادامه داشت. در هر حمله نيروهاي رژيم عراق با اينكه هواپيما و توپ و تجهيزات بسيار سنگين داشت، مواجه با مقاومت دليرانه چريكهاي ميشدند و تلفات جاني زيادي به جا ميگذاشتند تا اينكه صحنه جنگ پر از لاشه سربازان و درجهداران شد. در طول شب نيز غرش توپ متوقف نشد. درروز دوم (26/5/1979) بار ديگر جنگ شروع و تا ساعت هفت عصر همان روز ادامه داشت ولي از شدت هجومات دشمن تدريجاً كاسته شد به علتاين كه از تحقق هدفش (از بينبردن قاطع چريكهاي ما)مايوس شد. در روز هاي (27ـ 29/5/1979) درگيريهاي كوچكي ادامه داشت بعداً نيرو هاي رژيم عراق خودش را براي حمله آماده كرد اماچريكهاي ما به تعقيبشان پرداختند.
نتيجه درگيريهاي روزهاي (25 ـ 29/5/1979) به اين شكل است:
سقوط دو هلي كوپتر نظامي عراقي، يكي در «خواردين» مقابل "سيلفانيك" در منطقه درگيري، فرمانداري «زاخو» و ديگري در «ره وشين» در بخشداري (باطوفه)، به آتش چريكها سقوط كردند.
شماره كشتهشدگان نيروهاي دشمن مجموعاً بيشتر از 100 نفر ميباشد، ولي اطلاعات اوليه ميگويد كه شماره واقعي تلفات دشمن خيلي از اين رقم بيشتر است.
چريكهاي ما مقداري مهمات نظاميبه غنيمت گرفتند از جمله (3) موشك ار،پي، جي، 8 گلوله توپ 60 چادر و مهمات نظامي ديگر.
يك ماشين نظامي "ايفا" با سرنشينان منقلب شد و در رودخانه "خايور" افتاد و همه سرنشينانش از بين رفتند.
در روز 29/5/1979 نيروهاي متجاوز به كلي شكست خوردندو اما ارتش تركيه كه مقابل مرزهاي تركيه ـ عراق در منطقه زاخو متمركز بودند، در اثناي درگيريهاي آن روزها، چترباز به روستاهاي مرزي تركيه منتقل ميكرده و بعضي از واحدهاي ارتش تركيه براي توپ ارتش عراق به مثابه "رصد" بودند، به همين علت نيروي نظاميتركيه هم نشانهاي سرخ و هم پرچمهاي سفيد حمل ميكردند و پس از اينكه ارتش سرخ تركيه شكست شرمآور ارتش عراق را ديد، آن هم از مرزهاي مشترك دور شد.
راديوي "آنكارا" اخبار اين درگيريها از جمله سقوط هليكوپتر و تلفات جاني ارتش عراق را پخش كرد. حزب دموكرات كردستان عراق قياده موقت(كيهان27/3/1358)
اعلام همبستگي جنبش اسلامي كردستان عراق با انقلاب اسلاميايران
جنبش اسلامي كردستان عراق طي اطلاعيهاي ضمن درود و تحيت به روان پاك شهيدان راه اسلام و آزادگي شهيدان راه اسلام و آزادگي ايران و تمام ملتهاي مسلمان و همبستگي با انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني آمادگي خود را براي جانبازي در راه خدمت به هدفهاي صدر اسلام اعلام نمود.
در قسمتي از بيانيه اعلام همبستگياين جنبش آمده است:
ما ملت مسلمان كردستان عراق رهبري و قيادت امام خميني را در جنبش اسلامي جهان بر ضد استعمارگران و استثمارگران حرمت و عزيز ميداريم.
جنبش مسلمانان متعهد كردستان عراق، رفتار حكومت شيطاني، بعث عراق را در برابر انقلاب اسلاميايران محكوم مينمايد.(كيهان27/3/1358)
گفتگو با يك افسر عراقي اسير
چه سفارت خوشش بياد چه نيايد !
پارتيزانهاي اتحاديه ميهني كردستان عراق، يك افسر ارتش دولتي عراق را دستگير كردند. اين افسر، ستواندوم «جاسم محمد محمود» نام دارد و جمعي پادگان اربيل و شماره واحد او 597 است. او خود را شيعه مذهب، مجرد و اهل بغداد معرفي ميكند.
اين گفتگو با او صورت گرفته است:
كجا دستگير شدي ؟
ـ در روستاي «كومسپان» نزديك استان اربيل، من در حال مأموريت نظامي بودم، يعني بين پادگان و يك پاسگاه سيم كشي برق مي كردم.
كسي مي داند شما اسير شده ايد؟
ـ ارتش حتماً مي داند، اما خانواده ام را نمي دانم. شايد به آنها اطلاع داده باشند. شايد هم … بهرحال 6 پيشمرگ مرا دستگير كردند. من با 22 افسر ديگر در حال مأموريت بودم. البته موقع دستگيري، 3 كيلومتر با ديگران فاصله داشتم.
فكر مي كنيد حالا با شما چه خواهند كرد؟
ـ تا حالا با من خيلي خوب رفتار شده، بيشتر از آنچه انتظار داشتم. ولي در آينده نمي دانم چه ميشود.
آيا اين همان رفتاري است كه ارتش عراق با كردهاي اسير ميكند؟
ـ طبعا نه. كردهاي اسير معمولا تحويل دادگاه نظامي مي شوند و آنجا مجازات آنها يا اعدام است يا زندان.
آيا جلال طالباني را ديده اي ؟
ـ اولين بار بود كه طالباني را مي ديدم. يك مرد شجاع و بزرگ و روشنفكر.
اين نظر واقعي شماست يا چون اسير شده اي اين طور حرف مي زني؟
ـ طالباني در ميان افسران عراق به عنوان يك مرد مبارز و يك شخص روشنفكر شناخته شده است و اين حقيقتي است كه نمي توانم انكار كنم. ما افسران عراقي بخوبي مي دانيم او يك شخصيت مترقي و انقلابي است.
مسلما سفارت عراق در تهران مصاحبه شما را مي خواند. فكر نمي كنيد كه اين حرفها باعث دردسر براي شما ميشود؟
ـ چه سفارت خوشش بيايد و چه خوشش نيايد من اين حرف را مي زنم. حقيقت را نميشود پنهان كرد.
درباره جنبش كردهاي عراق چه نظري داريد؟
ـ اين يك مبارزه واقعي است. حق كردها پايمال شده و بايد براي بدست آوردن آن مبارزه كنند. اميدوارم به آرمان و آرزوي خود برسند.
اگر نظر شما اين است، پس چرا به آن كمك نمي كنيد؟
ـ من پدر و مادر و 5 خواهر و برادر دارم كه بايد خرج آنها را تامين كنم. بهمين جهت وارد كار نظامي شده ام. ضمنا من كاري به سياست ندارم.
چقدر حقوق مي گيريد؟
ـ 63 دينار
در مورد دولت بعث عراق نظرتان را بگوئيد.
ـ نسبت به مردم عراق خوب است. ولي نسبت به كردها بايد گفت خيلي بد …
تكريتيها در عراق چه مي كنند؟
ـ چه بگويم؟ آنها از امتيازات خاصي برخوردارند. (هيــوا5/4/1358)
تهاجم ارتش عراق عليه چريكهاي كرد
بيروت ـ رويتر:حزب دمكرات كردستان عراق با انتشار بيانيهاي اعلام كرد:« ارتش عراق ماه گذشته تهاجم بزرگي را عليه چريكهاي كرد در شمال عراق آغاز كرد اما پس از چند روز نيروهاي خود را به عقب نشاند».
بيانيه افزود: در يك مرحله از نبرد كه نزديك مرز تركيه رويداد هليكوپترهاي تركيه بر فراز منطقه به پروازهاي شناسايي دست زدند و يكي از آنها به روي مواضع چريكها آتش گشود. بيانيه حزب دموكرات كردستان عراق افزود عراقيها همه لشكر يازدهم خود را درگير اين نبرد كرد و از توپخانه و هليكوپترهاي توپدار استفاده كرد. «طبق اين بيانيه نبردها در منطقه بين «زاخو» و« عماديه» روي داد.
بيانيه افزود:« عراقيها پس از آنكه نتوانستد به هدفهاي خود دست يابند در 27 ماه مه پس از دو روز نبرد نيروهاي خود را عقب كشاندند».(آيندگان10/4/1358)
مصاحبه يي با رهبر اتحاديه كردهاي عراق
ترجمه از احمد شريفي
اكثريت خلق كرد ايران، زير رهبري عزالدين حسيني در پي خودمختاري اند. اگر خودمختاري به عناصر ارتجاعي و وابسته به جاي نمايندگان واقعي كرد داده شود، اميدي به آن نيست.
بسياري از فئودالهاي مناطق مريوان و. . . از قياده موقت پشتيباني مي كنند و براي انقلاب توطئه چيني.
انقلاب ايران، خلقهاي منطقه را از خواب بيدار كرد.
كردها از نژاد پاك آريائي،از آن اقوام اند، كه ساليان دراز براي آزادي و داشتن حق تعيين سرنوشت خود جنگيده اند، آنان اينك سه پارچه اند. در ايران، در عراق و در تركيه. بدفعات استعمارگران و جهانخواران تصور ايجاد يك كردستان آزاد (يك كشور كردنشين) را از مجموع استانهاي كردنشين اين سه كشور در سر پخته اند و گاه نيز بر سر زبانها انداخته اند، يا كساني را يافته اند كه اين فكر را هدف مبارزه خود قرار دهند. در طول تاريخ به زمانهاي بسيار برمي خوريم كه حكومتهاي ارتجاعي سه كشور ايران، تركيه و عراق خود را در سركوبي جنبش كردها همراهي كردهاند و اين معمولاً در آن زمانهائي اتفاق افتاده كه اين سه كشور از سياستهاي امپرياليستي دور يا نزديك پيروي كردهاند. ملا مصطفي بارزاني كه در مطبوعات جهان غرب به « رهبر كردهاي عراق» مشهور بود- و سال پيش به بيماري سرطان درگذشت- در طول سالها، با آن كه به سرسپردگي به غرب مشهور بود ولي فراز و نشيبها ديد، مدت مديدي حكومت ايراني كمر به انهدام آن نهضت بسته بود و اما به شوروي پناه برد. باز سالهايي- بعد از انقلاب عراق- با كمك بي دريغ ايران، با عراق جنگيد، در آخر كار نيز قرباني توافق شاه و صدام حسين شد و در تهران تحت نظر بود، بعد به آمريكا فرستاده شد و در همانجا درگذشت. اما او رهبر كردهاي عراق نبود. جبهههاي گوناگون بودند كه جدا از او فعاليت ميكردند، از بين آنها كه عشيرهيي از كردها را نيز پشت سر دارد، بارزانيها بودند، همانها كه اينك هستند، جلال طالباني كه به عنوان رهبر كردهاي عراق، اينك از همه معروف تر است. از ميان كردهاي كه اينك در كردستان عراق كه با خطي - اينك باز و كاملاً در اختيار – از كردستان تركيه و كردستان ايران جدا ميشود. از اتحاديه وطني كردستان نام برد كه طالباني رهبر آنست و متشكل است از اتحاديه وطني، سازمان زحمتكشان كردستان عراق و جنبش سوسياليستي كردستان. اخيراً انشعابي در اين اتحاديه صورت گرفته است و يك شاخه سوسياليستي معتقد به رهبري جمعي از آن جدا شدهاند، اما طالباني بهر حال داراي نيروئي است. گرچه پارهيي او را نيز دست نشانده مي دانند، اما كم نيستند كساني كه به او و راهش معتقدند. سابقهي مبارزه كردها طولاني، در آن نخست بار در سال 1876 شيخ عبيدالله نهري را مي توان شناخت- كه نوادههاي او هم اينك در ايران به سر مي برند- يا انقلاب شيخ سعيد در كردستان تركيه، انقلاب شيخ محمود در كردستان عراق و قاضي محمد جاويد در كردستان ايران، كردها در همهي اين دفعات چون امروز كه عزادين حسيني را به رهبري خود برگزيده اند. فردي مذهبي و روحاني پرچمدار مبارزات آنان بوده است. هفتهي گذشته دو تن از ياران گروه سينمائي آزاد مكريان، پس از تلاش بسيار و طي راههاي پر خطر توانستند به كنام طالباني راه يابند و همراه تهيه فيلم، مصاحبه يي نيز با او داشته باشند. چكيدهيي از اين مصاحبه كه بطور اختصاصي در اختيار «تهران مصور» قرار گرفته در زير مي آيد.
س: مام جلال، تاكنون چه از نظر سياسي و چه از نظر اقتصادي، آيا شما و بطور كلي اتحاديه وطني كردستان چه گامهايي برداشته و به چه نتايجي رسيده و موقعيت كنوني شما چگونه است؟
ج – اتحاديه وطني كردستان عراق از چهار سال قبل تشكيل شده و سازمان يافته، يعني پس از اينكه رهبري بورژوازي عشيره اي بارزاني به فرمان شاه و سيا، بدنبال توافق صدام و شاه در الجزاير و اعلام پايان مبارزه در كردستان از سوي بارزاني، نيروهاي مترقي و پيشرو و آرمانخواه خلق كرد با توجه به اينكه مبارزه را پايان نيافته مي دانستيم، لذا اقدام به تشكيل اتحاديه وطني كردستان گرديد تا براي بدست آوردن حقوق حقه خلق كرد مبارزات ميهني خود را دنبال كند، بعقيده من تا موقعي كه خلق كرد به خواستهاي مشروع و دمكراتي، اجتماعي و اقتصادي و سياسي خود نرسد مبارزه پايان نيافتني است بهمين مناسبت ما در اتحاديه وطني كردستان به سازماندهي نيروهاي پارتيزاني براي جنگ مسلحانه پرداخته ايم تا خلق كرد و همه خلقهاي ديگر عراق بحق مشروع خود دست يابد. و ما اين مبارزه توده اي را تا رسيدن بخواست خلق ادامه خواهيم داد، در همان ابتداي مبارزه نوين با آشنائي با اين اصول و اين خواستها بود. كه انقلاب مسلحانه در كردستان عراق از سر گرفته شد و سازمان يافت. در اين مرحله از انقلاب توده اي خلقهاي عراق، نيروهاي پارتيزاني و مسلح ما همه جا هستند و مدافعين سرسخت قشرهاي زحمتكش جامعه اند. اما مبارزه ما تنها در پيكار مسلحانه خلاصه نميشود. اتحاديه ميهني در پيكار مسلحانه خلاصه نميشود، اتحاديه ميهني كردستان داراي فعاليت گسترده سياسي نيز هست. بسياري از حركتهاي حق خواهانه دهقانان، كارگران عراقي را در شهر و روستا رهبري ميكنيم، حتي رهبري جنبشهاي محصلين و معلمين نيز برعهده ماست كه در مجموع اين اعمال، بخشي از فعاليتهاي غير نظامي و فعاليتهاي سياسي اتحاديه ما را تشكيل ميدهند. از طرف ديگر از ديدگاه نظامي عرض شود، ما تا حال به موفقيتهاي چشمگيري نايل آمدهايم. در گامهاي نخست توانسته ايم سازمانهاي منظم پارتيزاني ايجاد كنيم، به طوريكه اكنون اكثر مناطق كردستان عراق را در برگرفتهاند مهمتر از همه كوشش ما براي رهنمودي مبارزه خلق كرد به بستر طبيعي مبارزات توده اي و همگامي و همآهنگي با نيروهاي مبارز و پيشرو خلقهاي خاورميانه است و نيز مبارزه آشتي ناپذير ما عليه امپرياليسم جهاني، صهيونيسم و ارتجاع داخلي و خارجي است، زيرا متأسفانه رهبري بورژوازي - عشيره اي بارزاني، انقلاب كرد را بيك حركت و انقلاب وابسته به امپرياليسم آمريكا، صهيونيسم اسرائيل و حكومت كمپرادور بورژوازي شاه ايران درآورده بود، بطوريكه آن انقلاب از سوي نيروهاي پيشرو و مبارز خلقهاي عرب و جهان هم اگر مورد تأييد و پشتيباني نبود، با آشنائي و درك اين حقيقت كه هر حركت انقلابي در جهان هم اگر مورد تأييد نيروهاي مترقي و مبارز و زحمتكش جهان قرار نگرفت، محكوم به زوال است، پس اتحاديه وطني كردستان عراق با تجارب علمي و عملي، توانسته انقلاب خلق كرد را در مسير مبارزات طبيعي خلقهاي جهان قرار دهد و در اين رهگذر توانسته است ارتباط مستقيمي كه بين جنبش كردي«كوردايه تي» و انقلاب مترقي جهاني هست، چه از نظر علمي و چه از نظر عملي برقرار نمايد و با جنبشهاي مترقي زحمتكشان جهان و در راس آنها نيروهاي مبارز خاورميانه پيوند برقرار كند، بنظر من اين عمل نيز اقدام بسيار مهم و انقلابي است براي اتحاديه وطني كردستان.
س – جناب طالباني، چنانكه اطلاع داريد و مي دانيد،انقلاب دگرگون بخشي در ايران روي داد و پيروز هم شد.آيا پيروزي انقلاب ايران چه از نظر سياسي - نظامي و چه از نظر اقتصادي - اجتماعي، تاثيري بر انقلاب كرد در عراق داشته؟ و از چه ديدگاهي ثمرش بيشتر بوده؟
ج – برادر،پيروزي انقلاب ايران، پيروزي همه خلقهاي خاورميانه بود، سرنگوني رژيم شاه ارتجاع، تأثير مثبتي داشت بر همهي جنبشهاي ضد امپرياليستي در خاورميانه و شايد در سطح جهان، تاثرات انقلاب پيروزمند ايران بر انقلاب كرد نيز بي ثمر نبوده. ارتش شاه كمپرادور، همگامي وسيع نظامي عليه مبارزه ما با نيروهاي نظامي فاشيست عراق داشت، بدفعات ارتش ايران مواضع ما را محاصره ميكرد تا نيروهاي عراقي ضربات خود را بر پيكر پارتيزانان كرد وارد آورند، حتي نيروهاي غير نظامي ايران نيز بتحريك شاه، بمبارزه با ما برخاسته بودند ولي اكنون كه ديگر شاه نيست، ارتش ايران، با نظام فاشيستي عراق همكاري نميكند و همين عدم همكاري ارتش ايران با ارتش عراق، دستاورد گرانبهائي است براي ما، از طرف ديگر پيروزي انقلاب ايران، تاثيري هم بر آگاهي و هوشياري تودههاي وسيع خلق عراق داشت، تودههاي كرد، عرب و اقليتهاي ديگر عراق از خواب بيدار شدند. فهميدند ميشود با ديكتاتور مبارزه كرد، بخصوص برادران شيعه ما در جنوب، بحركت انقلابي پيوستند، آخر، چنانكه مي دانيد اكثريت قريب به اتفاق عربهاي عراق شيعه هستند. همين بيداري آنها تحت تاثير انقلاب پيروزبخش ايران، كمك شاياني است به مبارزه ما كرد، زيرا با مبارزه مشترك در پي منافع مشترك، زودتر خواهيم توانست دشمن مشترك را از ميان برداريم.
س- آقاي طالباني، تماس و ارتباط شما – منظور اتحاديه وطني كردستان است- با نيروها و سازمانهاي انقلابي و مترقي عراق و خارج از عراق، چون سازمان آزاديبخش فلسطين يا سازمانهاي مبارز و انقلابي ايران و تركيه چگونه است؟ و اصولاً آيا با آنها ارتباطي داريد؟
ج- ما در اتحاديه وطني كردستان، از همان نخستين روزهاي سازماندهي اتحاديه، كه پرچم مبارزات زحمتكشان و تودههاي رنجبر و انقلابي خلق كرد را در عراق بدوش گرفتيم، اتحاد رايگانه راه پيروزي دانسته و لذا با همه قشرها و سازمانهاي مبارز و انقلابي عراق اعم از كرد و عرب و ديگران، عليه ديكتاتور فاشيستي بغداد، عليه استثمار انسان از انسان و آزادي خلقهاي تحت ستم، همگام مبارزه كردهايم و در اين رهگذر، با همكاري ما و نيروهاي مبارز عراق، اتحاديه وسيعي بنام«تجمع الوطني العراق» تشكيل داده ايم كه غير از نيروهاي مبارز و توده اي كرد، از سازمانهاي سياسي عربي عراق، چون «حزب بعث عربي اشتراكيه» كه يك سازمان پيشرو چپ حزب بعث است، يا «جمعيت ماتمرالقومي الشتراكي، حركه الشتراكي العربيه و حزب الشتراكي»، تشكيل يافته و در آن عضويت دارند. ما در همان آغاز مبارزه با اين سازمانهاي مترقي عربي، مبارزه را آغاز كردهايم و از پشتيباني آنها عميقاً برخورداريم و اكنون نيز همه سازمانهاي عربي كه از آنها ياد كردم، باضافه اتحاديه وطني كردستان مشتركاً مبارزه مي كنيم. ضمناً در اين اواخر كه شكار كمونيستهاي عراقي بدست بعثها آغاز شده، چند صد تن از آنها نيز به كردستان پناهنده شده و بميان ما آمده اند و گروههاي ديگري نيز از اعراب آزاديخواه با ما تماسهايي گرفتهاند كه درصدديم در آينده نزديكي، جبهه واحد مترقي وسيعتري ايجاد كنيم كه دربرگيرنده گروهها و نيروهاي بيشتري از فعالين و انقلابيون و سياسيون عراقي باشد و مبارزه اي كه در كردستان آغاز شده مبدل به مبارزه رهائي بخش همهي خلقهاي عراق گردد و در اين راه نيز شعار ما: «دموكراسي براي عراق و خودمختاري براي كردستان» است، و در اين راه مبارزه نيز خواهيم كرد تا نيل به پيروزي. اما در مورد ارتباط و تماس ما با گروههاي مبارز و انقلابي ايران بايد گفت، اتحاد ما از همان بدو تاسيس كوشيد با نيروهاي انقلابي و ضد رژيم شاه ارتباطي برقرار كند و راه را براي مبارزه مشترك توده اي هموار نمايد و در اين رهگذر از دير باز با حضرت آيت الله امام خميني در ارتباط بود ه ايم و نيز با سازمانهاي جبهه ملي در اروپا و خاورميانه مرتبط بوده و هستيم. در ضمن، سال گذشته دامنة اين رابطه را گسترش داده و ضمن ارسال نامه بخدمت امام خميني، نامههائي نيز براي آيت الله شريعتمداري، مهندس بازرگان و دكتر سنجابي ارسال داشتيم و طي آن نامهها اعلام كرديم اتحاديه وطني كردستان عراق با تمام نيرو از جنبش و حركت انقلابي آنها استقبال و پشتيباني نموده و آماده است دوشادوش آنها عليه رژيم شاه سفاك وارد مبارزه شود بهر نحوي كه آنها بخواهند. همچنين ما با سازمان چريكهاي فدائي خلق، سازمان مجاهدين خلق و ديگر نيروهاي دموكرات و سازمانهاي چپ و ماركسيست ايران، كم و بيش در تماس بوده و هستيم و داراي نكات مشترك مبارزه بوده ايم و در مورد نيروهاي مترقي كردستان ايران هم بايد گفت كه اتحاديه وطني كردستان عراق از دير باز با حزب دمكرات كردستان ايران رابطه داشته و در اين اواخر، يعني در سالهاي اخير با« جمعيت انقلابي زحمت كشان كردستان ايران» كه به طور مخفي كار مي كرد، در ارتباط بوديم و بطور كلي مي توان گفت ما با همه نيروهاي مترقي و مبارزي كه در ايران، اعم از كرد يا غير كرد، عليه رژيم استبدادي شاه مبارزه كردهاند، در تماس بوده ايم،اما نسبت به تماس و ارتباط اتحاديه وطني كردستان عراق با نيروهاي دمكرات پيشرو خلقهاي تركيه بايد خاطر نشان ساخت كه اتحاديه ما در تركيه نيز با همه نيروهاي دمكرات و سوسياليست ارتباط دارد و اين ارتباط7-6 گروه و جمعيت مبارز و سياسي تركيه را در بر مي گيرد. با كردهاي تركيه نيز تماسهائي داريم. آنها هم چندين گروه و سازمانها ي سياسي و مترقي را دارند كه با ما در ارتباط هستند. در كشورهاي عربي به همين نحو، ما با بسياري از جمعيتها و دستجات مترقي عربي در ارتباط مي باشيم كه در راس آنها نهضت آزاديبخش فلسطين قرار دارد ما با تمام شاخهها و گروههاي فلسطيني، غير از گروهي كه دست پرورده عراق است، تماس داريم مانند الفتح، صاعقه، جبهه دمكراتيك فلسطين، جبهه آزادي فلسطين، قياده ابوعمار و ساير سازمانهاي چريكي فلسطين را دوستان خود مي شماريم و با آنها تماس داريم، حتي ما با سازمانهاي دانشجوئي فلسطيني و ساير خلقهاي عرب نيز در ارتباط مي باشيم و برادري كرد و عرب، مبارزه مشترك عليه دشمن مشترك، شعار مبارزاتي ماست.
س – آيا بعقيده شما، اين حزب تا چه حدي قادر به استحقاق حقوق خلق كرد در ايران است. ؟ آيا بنظر شما اين حزب يك سازمان سياسي و مترقي است؟
ج- قضاوت درمورد حزب دمكرات كردستان ايران بر عهده ما نيست و اين كاري است كه مربوط ميشود به تودههاي خلق كرد در كردستان ايران و آنانند كه بايد به چنين سوالي پاسخ دهند، اما تا جائي كه به ما ارتباط دارد اينست كه ما آنرا يك سازمان و حزب مترقي و ملي مي دانيم و به همين علت نيز با وي در ارتباط هستيم، ما به حزب دموكرات به صورت يك حزب ملي مي نگريم كه خواهان دموكراسي براي ايران و خودمختاري براي كردستان است بنظر ما ثمره اين شعار نيز بستگي دارد به مبارزات همهي خلقهاي ايران و نيروهاي مترقي كردستان و مبارزه مشترك همه نيروهاي سياسي و ملي ايران اعم از كرد-ترك-آذربايجاني-فارس-بلوچ-تركمن و عرب كه باعث سقوط و سرنگوني شاه شد و آنها خلقهاي ايران هستند و حقي دارند كه خواستار آنند ولي در هر صورت اين مسئله اي است كه بيشتر به خود نيروهاي سياسي و پيشرو خلقهاي ايران بستگي دارد تا ما تاجائي كه من شنيده ام اكثريت قريب به اتفاق خلق كرد براي بدست آوردن خودمختاري، حضرت آيت الله سيد عزالدين حسيني را به رهبري انتخاب، كردهاند كه حتماً در اين انتخاب همه نيروهاي پيشرو خلق كرد در ايران سهيم بوده اند از آنجمله حزب دمكرات كردستان.
س- جناب طالباني، حال كه نام حضرت آيت الله سيد عزالدين حسيني به ميان آمد،ميخواستم بپرسيم كه آيا شما و اتحاديه تحت رهبري شما با حضرت آيت الله حسيني رهبر كردستان ايران ارتباط داريد، منظور ما از ديدگاه سياسي است !
ج- بطوريكه اطلاع حاصل كردهايم، حضرت آيت الله حسيني مورد تأييد اكثريت خلق كرد در ايران براي رهبري مذاكرات با دولت مركزي ايران است، ما نيز نسبت به ايشان نهايت احترام را روا مي داريم و ايشان را مرد دانشمند و رهبر بزرگي مي دانيم، اما متاسفانه تاكنون ما به خدمت ايشان نرسيده ايم و ديدارو تماس مستقيمي بين ما نبوده، زيرا سياست ما عدم مداخله در امور كشورهاي همجوار و همسايه است، بهمين دليل ما با حضرت آيت الله حسيني كه براستي مرد انساندوست و هوشمند و فهميده اي هستند، در ارتباط نبوده ايم و بعضي اوقات، غير مستقيم براي ايشان نيز همچنانكه براي حضرت آيت الله امام خميني، حضرت آيت الله طالقاني و حضرت آيت الله شريعتمداري نامه ارسال مي داريم، براي وي نيز نامه ارسال داشته ايم ولي هرگز نه تماس مستقيمي داشته ايم و نه درصدد ايجاد اين تماس بر آمدهايم.
س-آيا اگر به كردهاي ايران خودمختاري داده شود، خودمختاري كردستان ايران، تاثيراتي از نظر سياسي، اقتصادي و نظامي براي شما خواهد داشت يا نه؟
ج-تاثير خودمختاري كردستان ايران را برما بايد از نحوه خودمختاري استنباط كرد، آيا خودمختاري چگونه خواهد بود؟ به چه كساني اعطا ميشود و چه كساني بر مصدر كارها قرار خواهند گرفت؟ مهم اين مسائل است. اگر خودمختاري به تودههاي خلق كرد، به نمايندگان واقعي و حقيقي كرد داده شود، بس نيكوست، براي ما تاثير مثبت خواهد داشت. ولي اگر خودمختاري به عناصر ارتجاعي و وابسته داده شود،اميدي به آن نيست و احتمال ميرود چون دوران شاه از پشت به نهضت ما خنجر زهرآلود زنند، مثلاً هم اكنون در حوالي مريوان، گروهي از عناصر مرتجع و فئودالها از همه جا رانده، از جماعت قياده موقت پشتيباني مي كنند و عليه انقلاب ما توطئه چيني ميشود.
راستش را بخواهيد به درستي نمي دانم منهم مانند شما چيزهائي شنيده ام ولي بسياري از فئودالهاي آن منطقه، از قياده جانبداري مي كنند. بطور كلي رهبري حكومت خودمختاري كردستان مهم است كه آيا در دست چه گروه و عناصري خواهد بود. مثلاً در همين ايران، تا ديروز در راس رهبري آن شاه قرار داشت، چماق به دست امپرياليسم عليه نيروهاي مترقي بود ولي اكنون دانشمندي چون امام خميني در راس رهبري قرار دارد كه كم و بيش سودش به همهي نيروهاي مترقي و مبارز ميرسد.
س- مام جلال گذشته از اين مسائل، نيروهاي اتحاديه وطني كردستان بطور كلي از نظر اقتصادي، درمان، دكتر، خوراك و پوشاك در مضيقه نيستند؟
ج- انقلاب ما يك انقلاب خودكفاست و از همان گامهاي نخستين، ما متكي بخود و نيروهاي مولده خلق خود بوده ايم، متاسفانه خلق كرد«منظورم خلق كرد در عراق است» از نظر اقتصادي عقب افتاده است و بهمين جهت، ما نيز كمبودهاي فراواني داريم، ولي خوب چه ميشود كرد، بايد ساخت، باور كنيد بعضي اوقات روزها بوده كه به لقمه ناني محتاج بوده ايم. تصادفاً امروز كه يادداشتهايم را مرور مي كردم، كه نوشته ام، پارسال همين موقعها خودم با گروهي از افراد در منطقه«دوله ني» در محاصره ارتش ايران و عراق قرار گرفته بوديم، از نظر خوراك، سخت در مضيقه بوديم و روزها را با قارچ و كنگر و ديگر گياهان كوهي بسر ميبردم، در همان روزها چند پيشمرگ جهت خريد نان، نان خشك و خالي بمرزهاي ايران رفتند كه از سوي ارتش ايران دستگير شدند، بطور كلي ما از نظر اقتصادي كمبودهائي داريم، ولي دليل نميشود كه ما نهضت را بخاطر نان و خوراك و ديگر كمبودها رها كنيم.(تهران مصور16/4/1358)
مسعود بارزاني رهبر قياده ي موقت شد.
«مسعود بارزاني» به رهبري حزب دمكرات كردستان عراق ـ قياده موقت ـ انتخاب شد. تصميم به گزينش مسعود بارزاني در پي نشستهاي چند روزه كميته مركزي اين حزب گرفته شد.
در نشستهاي حزب دمكرات كردستان عراق ـ قياده موقت ـ پشتيباني كامل از انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي به رهبري آيت الله العظمي خميني، از سوي رهبران اين حزب بار ديگر اعلام شد. اين حزب تصميم گرفت به مبارزه مسلحانه عليه رژيم استبدادي عراق ادامه داده و جنبش آزاديخواه كرد در كردستان عراق را توسعه بدهد. (آيندگان17/4/1358)
گفتگو با «عمر» اندام كميته رهبري اتحاديه ميهني كردستان عراق:
دولت بعث عراق، داخل پوست گردو!
عمر نام دارد. لاغر اندام است. در نگاهش ايمان به مبارزهاي كه خلق كرد در كردستان عراق درگير با آن است، موج ميزند. او چند ماه پيش از سوئد به كردستان عراق آمده، تا در كنار ديگر رزمندگان كرد وظيفهاش را انجام دهد. «عمر» اندام كميته رهبري اتحاديه ميهني كردستان عراق است. صميمي و مهربان است. خواهش كرده است كه نام كامل او را فاش نكنيم. پس شما هم او را با نام كوچكش «عمر» بشناسيد و گفتگوي ما را با او بخوانيد:
· وقتي «بارزاني» انقلاب كرد را رها كرد، قسمت عمدهاي از كردستان عراق در دست رزمندگان كرد بود. فكر ميكنيد شما چه هنگام به چنين موقعيتي خواهيد رسيد؟
ـ ما اين واقعيت را ميدانيم كه در حال حاضر اين قدرت را نداريم كه حكومت عراق را از بين ببريم، همچنانكه حكومت عراق نيز ميداند اين قدرت را ندارد كه ما را از بين ببرد، چون شيوه مبارزهي ما پارتيزاني است و تا صد سال هم كه شده مي توانيم مقاومت كنيم. همچنين ما مي توانيم تمامي نيروهاي مترقي و پيشرو ملت عراق را با خود همراه كرده و با حكومت عراق مقابله كنيم. ما مي توانيم با ايجاد شكاف در اركان حكومت عراق، آنرا ضعيف كرده و بر آن پيروز شويم و با همكاري نيروهاي مترقي عراق يك حكومت خلقي بر ضد حكومت فاشيستي و ارتجاعي عراق ايجاد كنيم.
· در حال حاضر، حكومت عراق تا چه حد انقلاب كردها را جدي ميگيرد؟
ـ اگر بگويم حكومت عراق چندين لشكر نظامي را در منطقه كردستان جايگزين كرده است، چه فكر ميكنيد؟ حكومت عراق روستاهاي كردنشين را تخليه كرده و سكنه آنرا به اردوگاههاي اجباري منتقل كرده است. به عرض حدود 20 تا 25 كيلومتر مرز را سوزانده است براي اينكه ما را از توده مردم دور نگهدارد و رساندن آذوقه و هر چيز ديگري را براي ما دشوار سازد. با شاه ار در همكاري درآمدند تا در مرز ما را در محاصره نظامي قرار دهند. به خاطر همين همكاري آنها امتيازاتي نيز به شاه دادند. با تركيه نيز همكاريهاي مشابهي داشتند تا ما را در محاصره مرزي قرار دهند. از جمله از 300 ميليون دلار پول نفتي را كه به تركيه فروخته بودند، صرفنظر كردند. حالت خصمانه خود را با سوريه نيز عوض كردند تا از اين طريق نيز مادر محاصره قرار گيريم. بهمين جهت با سوريه آشتي كرده و از آن دولت درخواست اتحاد كردهاند. از ديگر كارهايشان قرار دادن ما در محاصره تبليغاتي است تا صداي ما به هيچ جاي دنيا نرسد. افسران، امرا و افراد ارتش عراق كه در منطقه كردستان خدمت ميكردند چون به اصالت انقلاب ما پي برده بودند، تبليغات حكومت عراق عليه ما را باور نكرده بودند و حكومت بعثي عراق فكر ميكرد كه اينها نسبت به ما «سمپات» هستند. جمع اين عده 700 نفر بود كه 70 نفرشان را اعدام، 150 نفر را زندان و بقيه را هم اخراج كردند براي مثال «ژنرال اسماعيل طايه النعيمي» است كه او را از ارتش اخراج كردند و ظاهرا به عنوان سفير و در حقيقت بصورت تبعيد به مراكش فرستادند.
· از كجا اسلحه بدست مي آوريد؟
ـ مقداري را در نبرد با ماموران ارتش عراق بدست مي آوريم. مقداري هم باقيماندههاي اسلحههاي افراد بارزاني است كه يا به ما ملحق ميشوند و يا مي فروشند. همچنين از بازار سياه اسلحه ميتوان هر نوعي سلاحي را خريد. شوخي نميكنم حتي فانتوم و موشك را... همچنين پارهاي از سازمانهاي چپ منطقه خاورميانه كه نامشان را نميگويم. مقداري اسلحه به ما كمك كردند.
· فكر ميكنيد سياست رژيم تازه ايران نسبت به شما چيست؟
ـ عقيده من اين است كه حكومت انقلابي خلقهاي ايران هيچ وقت بر ضد انقلاب ما كاري نميكند. رژيم شاه كه يك رژيم سرسپرده به امپرياليسم و نوكر آن بود، بر ضد انقلاب ما فعاليت كرد. من معتقدم انقلاب ايران كه بوسيله توده مردم به ثمر رسيد هيچ وقت عليه انقلاب ملت ما با حكومت فاشيستي و ارتجاعي عراق همكاري نميكند.
· تصور نميكنيد حكومت عراق قصد دارد جنبش شما را در همين حد نگهدارد تا بزعم خودش هم كردها سرگرم باشند و هم خطري او را تهديد نكند؟
ـ هيچ شكي نيست كه دولت عراق همين فكر را دارد. حدود يكسال پيش صدام حسين در سنديكاي روزنامه نگاران عراق گفت كه ما وضع كنوني كردستان را تا حدود 20 سال ميتوانيم تحمل كنيم. البته او درست نميگويد چون هر قدر مدت مبارزه ما طولاني شود، تودههاي بيشتري از مردم عراق به ما مي پيوندند و به اين ترتيب نيرومند تر ميشويم. مخصوصاً الان كه نيروهاي مترقي عراق به ما پيوستهاند. رابطه دولت عراق با كشورهاي همسايه و ديگر كشورها رو به تيرگي مي رود. وضع كنوني ايران باعث شده كه قراردادي كه دولت عراق با شاه براي مبارزه عليه كردها داشت از بين برود. با دولت شوروي دچار اختلاف شده و رابطه آنها رو به تيرگي است.
اختلافهايي نيز در داخل حكومت ميان جناحها پديد آمده و بين دولت و ارتش نيز بر سر مسأله كردستان اختلاف بروز كرده است و اين در حالي است كه حزب بعث نيز با ديگر حزبهاي طرفدار حكومت اختلافهايي پيدا كرده است. بنابراين دست و پاي دولت بعث عراق حسابي توي پوست گردو افتاده است.(هيوا 19/4/1358)
از فلسفه انقلابي تا امكانات دوباره براي انقلاب
توافق 6 مارس 1975 ايران و عراق بار ديگر ناتواني بورژوازي بوروكراتيك عراق را كه اساساً ماهيتي شووينيستي دارد، در حل دموكراتيك و عادلانه مساله «كرد» نشان داد.
رخدادهاي بعد از موافقتنامه ايران و عراق همچنين ناتواني رهبري بارزاني را در تحقق آرمان كردها برملا ساخت. اين موافقتنامه بار ديگر نشان داد كه محافل امپرياليستي و حكام سرسپرده و مرتجع منطقه دشمنان واقعي جنبش كرد بودهاند.
شكست مارس 1975 بخاطر اعتماد و اتكاء بيش از حد به كمكهاي بيگانه رخ داد و مسلم شد، قدرت و نيروئي كه از اين راه حاصل ميگردد، چيزي جز پروراندن تضاد در درون خويش نيست و منجر به فرو ريختن پايههاي استقلال جنبش ميگردد و حس خلاقيت و پايداري را از بين ميبرد.
تحولاتي كه از نظر سياسي بعد از اين شكست صورت گرفت، منجر به تصفيه و تشكيل احزاب مختلفي شد كه هر كدام به نحوي صريح و قاطع بر اصول اتكاء به نيروي خود و استقلال همه جانبه در تعيين خط مشي آتي همگام و هم عقيده بودند.
ضرورت در ايجاد نيروي فزاينده و متشكل از جانب جناحهاي چهارگانه خطي پان، جنبش سوسياليستي كردستان و كومله ماركسيست ـ لنينيست كردستان و حزب دمكرات كردستان عراق ( كميته تداركاتي ) منتج به تاسيس «اتحاديه ميهن پرستان كردستان» در عراق گرديد. اين اتحاديه در ژوئن 1975 طي بيانيهاي رسماً موجوديت خود را بعنوان سازمان نيمه جبههاي كه امكان همزيستي جريانهاي فكري و سياسي مختلف را فراهم ميكند، اعلام داشت.
خط مشي اتحاديه كه از انتشارات اتحاديه گرفته شده بوجود طبقات متعدد اقرار دارد و نياز هر طبقه را به حزب سياسي خاص خود مورد تاكيد قرار داده است.
· طبقه كارگر را انقلابيترين طبقه و شايسته ترين طبقه براي رهبري انقلاب ميدادند.
· تكيه بر تحليل طبقاتي براي مشخص كردن وضع نيروهاي انقلاب و هم پيمانها و دشمنان.
· انحصاري نبودن ميدان مبارزه و آمادگي براي برقرار كردن محكم ترين شكل هم پيماني با هر نيروي كردستاني مترقي و يا شعبههاي احزاب مترقي عراقي در كردستان.
· مبارزه «صبورانه و آگاهانه» به منظور ولادت «حزب پيشگام» كه از تزريق افكار مترقي انقلابي به جنبش تودهاي انقلابي زاده ميشود.
· بحساب آوردن انقلاب كرد، چون جزئي از انقلاب عراق با هدف سرنگوني رژيم مركزي بعنوان راه آزادي تمام عراق و تاكيد هم پيماني با نيروهاي مترقي چپ و با جنبش آزاديبخش عرب.
اتحاديه اين حقيقت تاريخي را كه آزادي خلق كرد از يوغ امپرياليزم، ستم ملي و استثمار طبقاتي، نمي تواند بدون تكيه بر مبازه انقلابي تودهاي و بدون اتحاد با مبارزات تودههاي خلق عرب تحقق پذيرد.
تحصيل خواستههاي ميهني و نيز انجام انقلاب دموكراتيك كه فراوردههاي خلق عراق ( عرب و كرد ) و ديگر اقليتهاي ملي قرار دارد، انجام وظايف زير را درجه اول اهميت قرار داد:
الف ـ آزاد ساختن عراق از قيود استعمار نو، از جنبههاي اقتصادي و سياسي.
ب ـ سرنگون كردن رژيم ديكتاتوري بعث.
ج ـ استقرار يك رژيم ائتلاف ملي و دموكراتيك تا بتواند دموكراسي واقعي را براي تمامي خلق عراق تأمين سازد.
د ـ شناسائي حقوق خلق كرد در داشتن خودمختاري واقعي در چارچوب يك جمهوري مستقل در عراق.
هـ ـ انجام رفرم ارضي ريشهاي به نفع توده دهقانان، صنعتي كردن كشور، بهرده برداري از منابع طبيعي كشور در جهت پيشرفت جامعه عراق بعنوان مرحله انتقالي، در جهت پيشرفت جامعه عراق بعنوان مرحله انقلابي در جهت استقرار ساختمان سوسياليستي در كشور.
اتحاديه ميهن پرستان كردستان اعتقاد دارد انجام وظايف مذكور، موقعيت عراق را در مبارزه ملت عرب عليه امپرياليزم، صهيونيزم و ارتجاع مستحكم مي نمايد.
امتيازاتي كه حكومت بغداد در شط العرب و خليج فارس به حكومت ايران داد و نيز اعلام آمادگي براي امضاء يك پيمان جديد در زير پوشش «امنيت خليج» كه با خواستهاي مردم عراق منافات دارد، نشان ميدهد كه بورژوازي بوركراتيك عراق از نظر تاريخي قادر به حفظ استقلال ملي نيست و همانند حكومتهاي دست نشانده سابق راهي سواي مصالح عالي خلقهاي عراق در پيش گرفته است.
اتحاد دوگانه رژيمهاي ارتجاعي ايران و عراق ماهيت واقعي ضد خلقي آنها را در قبال مسئاله كرد آشكار ساخت. سياست شوونيستي رژيم بعث در حل مشكلات داخلي نيز برملا شد: اولاً، اخراج صدها هزار نفر از كارگران، دهقانان و روشنفكران كرد از مندلي، خانقين، كركوك، شيخان، عين زاله و سنجار. ثانيا، تقلب در ماهيت واقعي و محتواي رژيم خودمختاري كردستان. ثالثا جلوگيري از احقاق حق خلق كرد در شركت و اداره ارگانهاي مركزي و محلي حكومت. رابعاً، تقسيم نيروهاي ملي كرد و از ميان بردن نيروهاي مسلح آن. شناسائي لفظي خودمختاري كردستان در مارس 1970 از طرف حكومت بغداد و نيز طرح خودمختاري در مارس 1974 چيزي جز پوششي براي نيات شووينيستي بعثيها نبود.
اتحاديه ميهن پرستان كردستان اعتقاد راسخ دارد عليرغم تمام سختيها و مشكلات كه با آن دست به گريبان است بوسيله رزمندگان پيشمرگه تا تحقق اهداف اساسي خلق كه در شعار معروف "دموكراسي براي عراق و خودمختاري براي كردستان"متجلي گشته است، بمبارزه خود ادامه مي دهد.
· فسلفه انقلابي اتحاديه ميهن پرستان
اتحاديه ميهن پرستان كردستان، بعد از فروپاشي 11 مارس 1974 شورش كرد در عراق ضمن غور و بررسيهاي لازم براي احياي انقلاب و تحقق شعار دموكراسي براي عراق و اتونومي واقعي براي كردستان وارد عمل شد:
اتحاديه با جمع بندي مجموعه تجارب كسب شده و تركيب و تلفيق آن با درسها و انديشههاي نو، اصول فلسفه انقلابي خود را براي مبارزه با رژيم بعث بشرح زير پياده كرده است:
الف: اتحاديه معتقد است كه بوروكراتيك عراق چون در اساس ماهيتي نژادپرستانه دارد، بهيچوجه قادر به حل مساله كرد بطريق دموكراتيك و عادلانه نيست. اقدامات و سياستهاي قبلي بعث گواه صادق بر اين اصل است و معلوم شد چگونه دولت عراق در موافقتنامه الجزاير همدوش ايران و سياست خاورميانهاي كيسينجر براي امحاء شورش كردها گام برداشته است.
ب: اتحاديه براي كسب حقوق دموكراتيك و ملي به انقلاب تودهاي است كه سنگر خويش را با نيروهاي مترقي عراق در يك جبهه ميگشايد. تا بدان وسيله عراق از ديكتاتوري رها گردد و حكومت دموكراتيك ائتلافي تودهاي بوجود آيد.
ج: اتحاديه، يك اصل انكارناپذير را بطور صريح بيان ميدارد و آن اصل اتكاء به خود است كه برايش اصل درست و مقدسي است. نيروي اتكاء بخود در گذشته خيلي ضعيف بوده است. بهمين جهت دستگاه رهبري هميشه به دنبال حامي قوي ميگشت و از وجود نيروها در درون خود بي خبر بود و يا آنرا ناچيز و بي اثر ميپنداشت و نتيجه آن هميشه به نفع بيگانه خاتمه يافته است.
ولي اتحاديه، خلق را منبع نيرو و توانايي عمده خود ميداند. اما اصل اتكاء بخود را بمعني انزوا طلبي و قطع رابطه با نيروهاي مترقي ابدا تلقي نميكند. اتحاديه نميخواهد پا را از گليم خود فراتر گذارد. ميخواهد با هوش و ذكاوت خود منبع نيروهاي نامرئي خويش را كشف كند و آنها را بخدمت بگيرد تا از درجه وابستگي كم كند.
د: توجه اتحاديه به اين امر معطوف است كه بعلت چند پارچگي كردستان و نيز وحدت منافع خلق كرد كه در تضاد با سلطه جوئي دولتهاي حاكم بر آنها است تنها سه اصل معروف انقلاب براي پيروزي انقلاب كافي نيست و لازم است دو شرط ديگر ضميمه آنها شود كه بترتيب در زير منعكس ميگردد:
· وجود حزب پيشرو انقلابي
· وجود وحدت ملي كه نيروي لايزال خلق را هر چهار قشر يعني كارگر، دهقان، خرده بورژوازي و بورژوازي ملي در بر ميگيرد.
· وجود نيروهاي مسلح خلق كه كردها آن را نيروي پيشمرگه مي نامند. سه اصل مذكور شروط لازم براي پيروزي انقلاب رهائي بخش و دمكراتيك همه خلقهاي تحت ستم جهان سوم ميباشد. ولي در مورد انقلاب كرد اين سه اصل لازم است ولي كافي نيست و با دو شرط مهم ديگر بار انقلاب سنگينتر و انجام وظيفه دشوارتر ميگردد. اين دو شرط آخري عبارتند از:
· براي اتحاديه در عراق وحدت مبارزه با نيروهاي مترقي عراق بي اندازه ضروري است.
· اشتراك مبارزه و همكاري متقابل با همه احزاب و گروهاي انقلابي مترقي و دمكرات اجزاء كردستان.
هـ: اتحاديه ميهن پرستان كردستان معتقد است خلق كرد بمثابه خلقي استثمار شده در راه از بين بردن ستم ملي و طبقاتي مبارزه ميكند. خلق كرد با همه خلقهائي كه عليه هرگونه استثمار و عقب ماندگي مبارزه ميكنند، هم درد و هم مبارزه و هم هدف و دشمنانشان مشترك است. خلق كرد استثمارگران ملت خود را استثمارگران ساير ملتها دشمن ميداند و خلقهاي تحت ستم را يار و ياور خود بحساب ميآورد.
اتحاديه تنها خلقها را سازنده و نيروي محرك تاريخ ميشناسد و شرايط نامساعد داخلي و بين المللي را با نقش ارزنده نيروهايش مساعد مي سازد و اردوگاههاي سياسي و اقتصادي و نظامي در جهان را مجدداً به نفع خود تغيير ميدهد.
اتحاديه جنبش آزاديخواهانه خلق كرد را جزء لايتجزائي از مبارزه خلقهاي ستمديده و استثمار شده جهان ميداند. اين جنبش مسير تاريخي خود را مي پيمايد و بدين ترتيب ميتواند در ميان جناحهاي مترقي جهان و جنبشهاي رهائي بخش و نهضتهاي كارگري و ترقيخواه كشورهاي سرمايهداري دوستان مطئمن خود را بيابد.
در اين روند سياسي جائي براي حل يك جانبه مساله كرد بوسيله سازمان ملل متحد و يا فرمان واشنگتن و كرملين باقي نخواهد ماند. يعني مساله كرد تنها توسط خود ملت كرد و در داخل كردستان به رهبري حزبي پيشرو و نيروي انقلابي خلق كردستان ضمن همبستگي با مبارزات خلقهاي عرب، ترك، فارس حل خواهد شد.(هيوا 19/4/1358)
دكتر جلال طالباني:
جرج حبش،«چه گوارا» ي شرق
دكتر جلال طالباني رهبر كردهاي عراق و دبير اول «جبهه ملي» اين كشور كه اخيرا با ائتلاف 7 حزب مهم عراق تشكيل شده است. گفت كه شايعه مربوط به سفرهاي پنهاني دكتر جرج حبش به خوزستان كه در ارتباط با وقايع اين استان قوت گرفته است بهيچ وجه صحت ندارد. دكتر طالباني افزود: در اين اواخر در روابط من و دكتر جرج حبش كه از 20 سال پيش با او ارتباط خانوادگي دارم. بدلايلي تيرگي مختصري ايجاد شده ولي با اين همه، از حق نبايد گذشت و من صد درصد مطمئنم كه او هرگز به ايران نيامده است. زيرا كه دكتر جرج بعلت بيماري مزمن روماتيسم قلبي قادر به سفرهاي طولاني و ماجرا جويانه نيست و از سوي ديگر در روزهايي كه گفته ميشد جرج حبش به خوزستان آمده، وي براي مداواي خود در سوريه و لبنان بسر ميبرد. طالباني افزود:« دكتر جرج حبش سالهاست كه دوشادوش ياسر عرفات عليه اسرائيل متجاوز نبرد ميكند و او نه تنها پشتيباني خود را از جمهوري اسلامي ايران برهبري امام خميني ابراز داشته، بلكه در تمام عمر خود از جنبشهاي رهايي بخش جهان حمايت و جانبداري نموده و به يك عبارت او«چه گوارا»ي شرق است».(هيوا19/4/1358)
كردهاي عراق به جنگ شديدي دست ميزنند.
پسر ملا مصطفي به جاي پدر انتخاب شد و شبانه به عراق رفت.
كوهستانهاي كردستان عراق-آسوشيتد پرس: جنگجويان كرد طرفدار بارزاني بار ديگر به كوهستانهاي شمال عراق بازگشتند تا جنگ با دولت عراق براي بدست آوردن خودمختاري را از سر بگيرند.
مسعود بارزاني، پسر 33 ساله ملا مصطفي بارزاني (رهبر جنگي كردهاي عراق كه چند ماه پيش در بيمارستاني در واشنگتن درگذشت) اخيراً در يك اجتماع سري حزب دموكرات كردستان عراق (قياده موقت) به رهبرياين حزب برگزيده شد و به جانشيني پدر رسيد. اين گروه به سلاحهاي ساخت شوروي و ساخت غرب و تعدادي از آنها هم سلاحهايي با خود داشتند كه از جنگ اول جهاني تاكنون برايشان مانده است.
مسعود بارزاني به خبرنگار آسوشيتد پرس گفت: ما تصميم داريم به جنگ شديدي با دولت عراق دست بزنيم.(كيهان25/4/1358)
نبرد كردها ودولت عراق
مسعود بارزاني فرزند ملامصطفي بارزاني، رهبري چند صد نفر از جنگجويان كرد را كه در مرز ايران و شمال عراق هستند، و داراي مدرن ترين سلاحهاي سبك هستند بعهده گرفت. مسعود بارزاني كه اينك 33 سال دارد پس از مرگ پدرش ملامصطفي بارزاني در واشنگتن، سال گذشته در يك جلسه محرمانه كه در تهران تشكيل شد، بجانشيني وي انتخاب گرديد. مسعود بارزاني چندروز پس از انتخاب برهبري كردهاي عراق، در راس گروهي از جنگجويان خويش از راههاي صعب العبور شمال عراق كه نيروهاي عراقي قادر به گذشتن از آن نيستند، عبور كرد و به عراق رفت. طبق نوشته«الحوادث» برابر اظهار دفاتر كردها در خارج، در آينده بسيار نزديكي نبردهاي سختي ميان كردها برهبري مسعود بارزاني و نيروهاي عراقي شروع خواهد شد. (تهران مصور30/4/1358)
نامه سرگشاده ي اتحاديه ميهني كردستان (عراق) به مهدي بازرگان
« قياده موقت »: ستـون پنجم
وظيفه انقلابي خود ميدانيم كه در مورد ضررها و خطرهاي ناشي از سياست غيرانقلابي همكاري كردن با قياده موقت وابسته به ساواك ـ سيا و موساد هشدار بدهيم.
بارزاني از سالهاي 1966 ـ 1960 بطور مخفيانه روابط خود را با موساد اسرائيل استحكام بخشيد.
بارزاني اعتراف كرد اگر آمريكا به او كمك كند و پيروز شود، ملي كردن نفت عراق را لغو ميكند و مجددا نفت را به آمريكا خواهد داد.
جناب آقاي مهندس مهدي بازرگان نخست وزير محترم
دولت موقت انقلابي جمهوري اسلامي ايران
همراه با سلام گرم انقلابي:
اميدواريم كه انقلاب اسلامي ايران همچنان در مسير ترقي و شكوفائي گام بردارد تا به همه هدفهاي مقدسي كه در راه تحقق آن دهها هزار شهيد خون پاكشان را فدا ساختند، نايل آيد.
حدود يكسال پيش، بهنگامي كه آنجناب درگير مبارزه بر عليه رژيم شاه بوديد نامه اي را تقديم داشتيم و در ضمن آن بنام اتحاديه ميهني كردستان و نيروهاي مسلح و پيشمرگ، پشتيباني كامل خود را از انقلاب ايران اعلام كرديم و نيز اعلام كرديم كه آماده ايم تا بهر شكلي كه رهبري انقلاب امام خميني و ديگر سركردگان جنبش مايل باشند و مصلحت بدانند بصورت عملي در ميدان مبارزه انقلابي مشاركت نمائيم. قبل از آن نيز در نامههائي خطاب به امام خميني و آيت الله شريعتمداري و جناب دكتر «كريم سنجابي» همين آمادگي را اعلام داشته بوديم.
همچنين يك هيئت نمايندگي از طرف ما در پاريس به حضور امام خميني رسيدند و با جناب «دكتر يزدي» ملاقات كردند. مسلما ما اين واقعيت را درك ميكرديم كه اتخاذ چنين روشهائي قطعا بر سبعيت و خشونت رفتار رژيم خائن بر عليه ما خواهد افزود و به تشديد و توسعه خصومت خواهد انجاميد، ليكن با توجه به اصول اعتقاديمان مبني بر لزوم همكاري و وحدت مبارزاتي با انقلابهاي ملل خاورميانه و در راس آنها انقلاب فلسطين و انقلاب ايران و لزوم عملي بودن و جدي بودن اين همكاري و وحدت، عوارض و عواقب اين سياست و ضررها و خطرهاي ناشي از آنرا با صبر و ايمان انقلابي پذيرفتيم.
طبيعتا در پاسخ به اعمال چنين سياستي از جانب ما، شاه خونخوار نيز به دو طريق عكس العمل نشان داد: از يكسو همكاري با حكومت فاشيستي بغداد را هر چه بيشتر توسعه داد، بوسيله نيروهاي مسلح خود موسوم به ارتش شاهنشاهي، مستقيما دخالت كرد و بهنگام درگيري ما با ارتش عراق در پشت جبهه ما نيرو پياده كرد و به نبرد با ما برخاست، دهها نفر از دوستان و همرزمان ما را دستگير كرد و بدست جلادان بغداد سپرد كه همگي محاكمه شدند و بدار آويخته شدند و از ديگر سو مزدوران قديم خويش يعني دارو دسته بارزاني خائن را زير پرشش نام « قياده موقت » به صحنه سياست و ميدان مبارزه گسيل داشت و به جنگ با اتحاديه ميهني كردستان و انقلاب مسلحانه خلق كرد در كردستان عراق وادار كرد.
مطالعه پروندهها و مدارك موجود در آرشيو ساواك و ژاندارمري و ارتش ـ چيزي كه براي آن جناب و همكاران محترم انقلابيتان هم ممكن و هم ضروري است ـ نشان خواهد داد كه هم دستگاه رهبري بارزاني و هم آنچيزي كه بعدا بنام قياده موقت تشكيل شد ساخته و پرداخته نقشه شاه و سياي آمريكا و موساد اسرائيل بوده اند و در منطقه خاورميانه از آنها بصورت ژاندارم شاه و صهيونيزم و امپرياليزم استفاده ميشده است.
اين حقيقت را همچنين چندين سند و مدرك ديگر از جمله گزارش «اوتيس بايك» از كنگره آمريكا و نوشتههاي روزنامههاي آمريكائي و عربي و اسرائيلي ـ كه مختصر و منتخبي از آنرا تقديم مي داردـ به اثبات مي رساند.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و فرار خانواده خونخوار پهلوي، باز هم قياده موقت از جانب سه نفر از عمال سيا و ساواك و موساد اسرائيلي به نامهاي «ادريس بارزاني»، «مسعود بارزاني» و «محمد محمود عبدالرحمن» معروف به «سامي» رهبري گرديده و بصورت ستون پنجم از طرف امپرياليزم و صهيونيزم و ضد انقلاب مورد استفاده قرار ميگيرند.
با توجه به اين مراتب و مقدمات، جاي تعجب و تاسف فراوان است كه دولت آنجناب، همرزمي و همكاري ملت عراق اعم از عرب و كرد و پشتيباني بيدريغ اتحاديه ميهني كردستان و نيروهاي مسلح پيشمرگها از انقلاب اسلامي را بدينگونه پاداش و پاسخ دهد كه سياستها و روشهاي شاه خونخوار در سطح وسيع تر به نحو آشكارتري در دوران كنوني و در جمهوري اسلامي، امكان اجرا و تحقق بيابد.
امروز راهزنان قياده موقت بارزاني كه تحت نظر موساد اسرائيلي و ساواك ايراني و سياي آمريكائي پرورش يافته اند و رهبرانشان مزدور امپرياليسم و صهيونيزم و شاه هستند، آزادانه در داخل خاك ايران فعاليت مي كنند و اين در حالي است كه خلق كرد در كردستان ايران در ضمن تقاضاي هشت ماده اي تقديمي به نمايندگان دولت موقت انقلاب اسلامي ايران در شهر مهاباد، به صراحت تقاضاي محاكمه رهبران خائن قياده موقت را نموده است، و نيز همه نيروهاي انقلابي ايران از روحانيت مترقي نظير آيت الله خلخالي و آقاي جلال فارسي گرفته تا سازمان مجاهدين خلق ايران و چريكهاي فدائي خلق ايران و ديگر نيروهاي انقلابي همه و همه به نوبه خود پرده از رخسار خائنانه قياده موقت برگرفتهاند و نيز همه اينها درحالي است كه قياده موقت آشكارا با نيروهاي سيا و اهريمني ضد انقلاب مانند پاليزبان و ديگر روسا و رهبران مرتجع عشايري، همكاري و همدلي دارد.
جناب نخست وزير جمهوري اسلامي ايران، ما وظيفه انقلابي خود ميدانيم كه در مورد ضررها و خطرهاي ناشي از سياست غير انقلابي همكاري كردن با قياده موقت ـ وابسته به ساواك و سيا موساد ـ هشدار بدهيم و مطلعتان سازيم كه اين امر به سود مصالح انقلاب در ايران و مبارزه ملت عراق ـ اعم از عرب و كرد ـ نخواهد بود.
ما از شما تقاضا داريم هر چه زودتر بدين سياست خاتمه داده شود و رهبران خائن و جاسوس قياده موقت به دادگاههاي انقلاب اسلامي ايران و يا به دادگاههاي انقلابي عراق كه اكنون در كوهستانهاي كردستان شروع به كار كرده تحويل داده شوند تا به موجب مداركي كه در ادارات ركن دوم ارتش و ژاندارمري و ساواك دولت شاهنشاهي موجود بوده و هم اكنون در اختيار دولت انقلابي جمهوري اسلامي قرار دارد و به استناد مدارك گزارش «اوتيس بايك» و مقالات روزنامه نگار مشهور عرب «استاد محمد حسين هيكل» و اعتراف روزنامه يديعوث احرونوت اسرائيلي محاكمه گردند و به سزاي خويش برسند، همانگونه كه ديگر خائنين به انقلاب و وابستگان به امپرياليزم و صهيونيزم و عمال «رژيم شاه در دادگاههاي» انقلاب اسلامي به سزاي اعمال خود رسيدند. خيانت ادريس و مسعود و سامي و جاسوسي كردنشان براي سيا و ساواك و موساد به هيچوجه از خيانت خيانتكارانيكه در دادگاههاي انقلاب اسلامي اعدام شدهاند، كم اهميت تر نيست و به همين علت، وجودشان براي انقلاب اسلامي ايران و عراق خطرناكتر از اين معدومين است، لذا ميپرسيم چگونه است كه اينها مي توانند در تمام كشور ايران آزادانه بگردند و فعاليت كنند و به توطئه چيني بپردازند ؟
كمك به پناهندگان كرد عراقي
ما همچنين از آن جناب تقاضا ميكنيم كه از همه طريق ممكنه، به پناهندگان كرد عراقي كه رهبري خائنانه بارزاني، آواره شان ساخته است و امروز در شرايط بسيار ناگواري در خاك ايران به سر ميبرند، كمك بنمايند. تعجب آورتر از همه اينست كه ادريس و مسعود بارزاني همانگونه كه در دوره شاه خونخوار سبب بازداشت و زنداني شدن دهها نفر گرديده اند ـ كه از آن جمله هفت نفر از برادران ما هنوز مفقودالاثر مي باشند و از آن جناب خواهش ميكنم كه در پيدا كردن آنها به ما كمك بفرمايند ـ اكنون نيز در بسياري از نقاط و منجمله در كرمان و يزد و ديگر جاها بوسيله مزدوران بارزاني اين پناهندگان مورد تعقيب و آزار و بازداشت و اخراج واقع ميشوند. كار به جائي رسيده است كه مسعود بارزاني و سامي عبدالرحمن شخصا، يك پناهنده كرد عراقي بنام «محمد هرسين» را در اشنويه بازداشت و به قتل رسانيدند زيرا اسرار زيادي درباره دزديها و نيز رابطه با اسرائيل ميدانست.
لازم به توضيح است كه همين «محمد هرسين» باتفاق سامي و مسعود و «شكيب عقراوي»، يك دوره ويژه را در اسرائيل ديده و به رموز جاسوسي و اقدامات امنيتي به نفع اسرائيل و وابستگان اسرائيل وارد شده بودند و نيز همين باند در « پاراستن» مصدر امور بودند و ميدانيم كه « پاراستن » شعبه اي از سازمان امنيت و اطلاعات ايران بود كه در ميان شورشيان كرد تاسيس شده و هدف آن، حفظ رهبري بارزاني و مراقبت در ادامه خط مشي طرفداري از اسرائيل و شاه بود. اين خائنان و جاسوسان حتي در دوره شاه نمي توانستند به اين سهولت و بدين آشكاري به زندان و كشتار مردم بپردازند و چنين اعمالي زير سايه جمهوري، آيا تعجب آور نيست ؟
جناب آقاي مهندس بازرگان!
چون جناب شما نخست وزير جمهوري اسلامي ايران هستيد، لذا به مفاد آيه شريفه « و … تنفع المومنين» واقعيتهاي زير را به يادتان مي آوريم:
دار و دسته بارزاني و ساواك شاه
تماس و وابستگي دارو دسته بارزاني با شاه جلاد و ساواك بصورت يك جيره خواري كامل درآمده بود. نه تنها اخذ اسلحه و پول، بلكه علاوه بر آن ايفاي نقش جاسوس و ژاندارم براي شاه و ساواك جزو كارهاي اين گروه بود. در اين كار، بارزاني و فرزندانش ادريس و مسعود و عبدالرحمان، دبير كل قياده موقت و چندين نفر از رهبران حزب بارزاني شخصا مشاركت داشتند و اينك خلاصه اي از چند نمونه را به اطلاع مي رسانم:
1 ـ يك كميته همكاري بطور مداوم روابط بين بارزاني و ساواك را تنظيم ميكرد. اعضاي اين كميته عبارت بودند از «نصيري»، «منصور پور»، و «معتضدي» از طرف ساواك و ادريس و مسعود و محمد محمود عبدالرحمان معروف به "سامي" و نماينده بارزاني در تهران از طرف بارزاني. اين كمتيه، نوع همكاري را تعيين ميكرد و به مبادله اطلاعات ميپرداخت و مسائل امنيتي و جاسوسي را هماهنگ ميساخت و امر مبارزه با انقلابيون را در ميان كردهاي ايران و عراق و نيز در سطح تمام ايران و عراق تنظيم ميكرد.
2 ـ هميشه يك نماينده ساواك در دربار بارزاني وجود داشت كه روزانه و بطور مرتب، اخبار و اطلاعات لازم را در خصوص جنبش كردستان عراق بدست آورده و اطلاعات لازم در خصوص ارتش و پايگاههاي نظامي عراق را نيز كسب مينمود.
3 ـ همكاري افراد مسلح بارزاني و نيروهاي مسلح شاهنشاني در سركوب مبارزه، مسلحانه كردستان ايران برهبري شهدا: شريف زاده، ملاآواره سليمان معيني و غيره. در اين مورد صدها نفر از افراد مسلح بارزاني با همكاري اويسي جلاد عليه انقلابيون همكاري كردند.
4 ـ دستگيري و كشتن و تسليم كردن شهيد «سليمان معيني» و چهل و شش نفر (46) از انقلابيون كردستان ايران و تسليم كردن خود يا جنازههايشان به شاه جلاد.
5 ـ حمله به مبارزين و مخالفين ايراني شاه كه در عراق بودند و حتي كوشش جهت ترور برخي از اين مبارزين از ناحيه تروريستهاي بارزاني.
6 ـ پايان دادن به انقلاب كردستان عراق پس از ديدار شاه و صدام حسين در الجزاير كه بهترين دليل اثبات اين ادعا، معدوم كردن دهها هزار قبضه اسلحه و متفرق كردن دهها هزار پيشمرگ كرد و متلاشي كردن ارگانهاي انقلابي جنبش كرد بدستور شاه ايران مي باشد كه شهادت دكتر «محمود علي عثمان» عضو دفتر سياسي حزب بارزاني كه طي نامه اي ديدار شاه و بارزاني را كه در حضور وي صورت گرفته است، شرح ميدهد يكي از دلايل اثبات خيانت بارزاني است. دكتر محمود علي عثمان مي نويسد: «بارزاني پس از اينكه دست شاه را بوسيده مراتب اطاعت خود را اعلام داشت، گفت: « ما خلق شما هستيم و چون شما از توافق الجزاير راضي هستيد و اين توافق منابع ايران را كه سرزمين مادري ماست، تامين ميكند ما هيچ چيزي عليه آن نداريم و ما تحت فرمان شما هستيم، بما بگوئيد بميريد، ميميريم، بگوئيد بزنيد، ميزنيم، ما به شما وفادار بوده ايم، هنوز هم هستيم و در آينده نيز چنين خواهيم بود».
7 ـ پس از شكست انقلاب كردستان عراق و پس از آنكه دست شاه رو شد، دار و دسته بارزاني همچنان در ايران ماندگار شده و ستاد جاسوسي و خرابكاري خود را در «عظيميه كرج» مستقر ساختند و سپس بدستور «ژنرال هاشمي» يكي از معاونان نصيري، عدهاي از پناهندگان كرد طرفدار خود را مسلح كرده آنان را بر عليه انقلاب نويني كه در كردستان عراق آغاز شده بود، تحريك نموده دهها نفر مانند نادر اوراي، حميد حسين و مصطفي نيروهئي و عريف ياسين و يونس روژبياني را جهت مخالفت با انقلاب، از ايران به عراق فرستادند و با كمك «ساواك» و «ميت»، راه رسيدن اسلحه و مهامت را بر انقلاب بستند و دهها پيشمرگ را كشته و يك نيروي هشتصد نفري از پيشمرگان انقلاب نوين خلقمان را سربه نيست كردند و با اينكار، بزرگترين خدمت را به رژيم فاشيستي كردند.
اينان تا زمان سقوط شاه، از ياران شاه بودند و پس از سقوط نيز همچنان با كساني مانند «پاليزبان» و مزدوران پيشين شاه همكاري مي كنند و در صورتيكه باقي بمانند روزي خواهد رسيد كه مراتب همكاري و نوكريشان را نسبت به شاه به مثابه يك نيروي ضد انقلاب به نحو آشكاري نشان دهند.
همكاري دار و دسته بارزاني با موساد اسرائيل
بارزاني از سالهاي 1966-1960بطور مخفيانه روابط خود را با موساد اسرائيل استحكام بخشيد. در اين خصوص اسرار زيادي هست كه تاكنون آشكار نشده ولي:
1 ـ «اريه لو» يا «الياف» يكي از معاونين وزراء و نماينده پارلمان (كنيست) اسرائيل در مقاله اي به تاريخ 10/ 5/ 1978 كه در روزنامه «يديعوث احرونوت» اسرائيل چاپ شده، اعتراف ميكند كه وي بدستور «لوي اشكول» نخست وزير وقت اسرائيل در سال 1966 با هيئتي به ملاقات بارزاني آمده و ادريس و مسعود را ملاقات كرده است و بارزاني، دو قبضه خنجر دسته طلائي جهت هديه به رئيس كنيست (پارلمان) اسرائيل و نخست وزير اسرائيل فرستاده و قول داده است تا آخر همچنان به اسرائيل وفادار خواهد ماند.
2 ـ از سال 1966 به بعد، يك هيئت نظامي و اطلاعاتي اسرائيلي مرتبا در بارگاه بارزاني حضور داشته و اطلاعات لازم را با همديگر مبادله ميكردهاند.
3 ـ در سال 1966 ادريس و مسعود، پسران بارزاني و محمد محمود عبدالرحمن (سامي) و شكيب عقراوي و محمد هرسين و دهها نفر ديگر از دارودسته بارزاني كه برخي از آنا در حال حاضر در بغداد هستند (مانند عزيز عقراوي وزير مشاور دولت عراق) از اسرائيل بازديد به عمل آورده اند.
ادريس و مسعود و شكيب و هرسين در اسرائيل دوره اطلاعات و جاسوسي ديده و پس از بازگشت به كردستان، سازمان « پاراستن» را كه در واقع ساواك بارزاني بود تاسيس كردند كه به مثابه شعبه اي از موساد و ساواك فعاليت ميكرد و هرگونه اطلاعاتي را براي ساواك و موساد جمع آوري مينمود.
« پاراستن » كه سرپرستي ظاهريش به عهده مسعود بود و در واقع محمد محمود عبدالرحمن (سامي) مسئوليت مخفي آنرا به عهده داشت، در مورد ارتشهاي عراق و سوريه و سپس در مورد جنبش مقاومت فلسطين بخصوص پس از سالهاي 1967 براي اسرائيل جاسوسي ميكرد و كار بجائي رسيد كه اطلاعاتي هم در مورد پايگاههاي انقلاب فلسطين در جنوب لبنان و پايگاههاي موشكي سوريه و نيروي دريائي عراق جهت اسرائيل جمع آوري مينمود.
از سال 1973 محمد محمود عبدالرحمن همراه با مسعود بارزاني، هفده دستگاه بي سيم خيلي دقيق و كوچك را كه ايستگاه مركزيشان در اسرائيل بود جهت مبادله اطلاعات در بين افراد عضو «پاراستن» در شهرهاي عراق مانند بغداد، موصل، كركوك، بصره و نقاط ديگر توزيع كرده و بدين وسيله مستقيما با اسرائيل مرتبط شده بودند.
4 ـ در سال 1967 پس از شكست اعراب در جنگ با اسرائيل، رابطه رهبري بارزاني و اسرائيل توسعه زيادي يافت. در كتاب حصارهاي اسرائيل كه مقدمه اش را «ژنرال موشه دايان» نوشته است، «ژنرال رفي شاهير» رئيس موساد ميگويد: « بارزاني، بخاطر پيروزي ما بر اعراب، تلگرام تبريك فرستاده است » و اضافه ميكند: « بارزاني دوست ماست و من شخصا چندين بار او را ديده ام » همينطور در همان كتاب، بارزاني و نيروهايش به ديواري از ديوارهاي اسرائيل تشبيه شدهاند.
پس از جنگ 1967 اعراب و اسرائيل، مصطفي بارزاني با يكي از اعضاء دفتر سياسي حزب و نماينده اش در تهران به اسرائيل رفته و در آنجا همه سران اسرائيل را ملاقات كرده و پيمان همكاري با آنان منعقد كرده است. ژنرال دايان به بارزاني قول داده بود كه انواع اسلحهها را به وي بدهد و از آنجمله قسمتي از اسلحههاي سبك و متوسطي كه اسرائيل از اعراب به غنيمت گرفته بود، براي بارزاني فرستاده كه بعضي از اين اسلحهها تا آنزمان هم علامت سوريه و مصر برويشان مانده بود.
5 ـ در جنگ 1973 اعراب و اسرائيل، اسرائيل از بارزاني خواسته بود كه به عراق و سوريه حمله كند. رهبري بارزاني هم طبق گزارش اوتيس پايك و مقاله محمد حسين هيكل و مقاله «آرول لاتهام» آمريكايي باين امر راضي شده و از آمريكا موافقت خواسته بود ولي كيسينجر اجازه اين كار را به بارزاني نداده بود. اكنون ببينيم «لاتهام» در اين مورد چه مي گويد:
« در سال 1973 تمام كشورهاي عرب ـ حتي عراق دشمن كردها ـ در اين جنگ درگير بودند بارزاني احساس كرد كه وقت مناسبي است براي اينكه ضربت خود را فرود آورد، منتها هنري كيسينجر به بارزاني دستور داد كه از اينكار خودداري كند و با اين دستور به دستاوردهاي دو دوست آمريكا كه اسرائيل و كردها بودند، زيان رساند. كردها را از ضربتي كه ممكن بود پيروزي بزرگي برايشان بياورد بي نصيب ساخت و اسرائيل هم از بارزاني خواسته بودند كه در جنگ شركت كرده و آنان را ياري كند ولي از پشتيباني كردها در جنگ بر عليه اعراب بي نصيب گشتند».
همينطور استاد محمد حسين هيكل به تفصيل توضيح داده است كه چرا و چگونه كيسينجر مانع شركت بارزاني در اين جنگ شد و آنرا وسيله اي ساخت براي پيشبرد سياست آمريكا و اسرائي در خاورميانه.
6 ـ پس از شكست جنبش، بارزانيها همچنان پيوندشان را با اسرائيل حفظ كردهاند. قبل از آنهم مسعود بارزاني غير از حقوقي كه براي « پاراستن» ميگرفت ماهانه پنجاه هزار دلار از اسرائيل دريافت مي نمود. بطوريكه «جاك اندرسون» روزنامه نگار آمريكايي در روزنامه «واشنگتن پست» در مورخه 17/9/1972 اين مسئله را اعلام و توطئههاي پنتاگون را رسوا كرد. پس از اينكه «مناخيم بگين» دوست بارزاني سركار آمد، اين مبلغ را به 250 هزار دلار افزايش داد كه محمد محمود عبدالرحمن در لندن و يا مسعود در واشنگتن آنرا تحويل ميگرفتند. بارزانيها در حال حاضر نيز همچنان پيوندشان با موساد قطع نگرديده است.
رهبري بارزاني و آمريكا و سيا
مدتها بارزاني مشتاق پيوند با آمريكا بود. «جرج آلن» سفير آمريكا در تهران شهادت ميدهد كه در سال 1946 بارزاني قصد داشته بعوض پناهندگي به شوروي، به آمريكا پناهنده شود. روزنامه نويس آمريكائي بنام «دانا آدم شميدت» در سال 1962 در روزنامه نيويورك تايمز و در كتابش بنام Journey Among Brave men مينويسد: «بارزاني به وي اعلام كرده است كه آماده است به عامل آمريكا تبديل شده و به هر نوعي كه لازم باشد به آمريكا خدمت بكند و كردستان را به پايگاه نظامي و سياسي آمريكا تبديل نمايد. اما در سالهاي 70-67 و سپس در آغاز سال 1972 رهبري بارزاني بوسيله سفارت امريكا در تهران و سازمان سيا كوشش كرده كه رابطه اش را با آمريكا محكمتر كند ولي تا زمان سفر نيكسون به تهران و مذاكرات شاه با وي در مورد بارزاني، رسما با آمريكا رابطه اي نداشت و قبل از آنهم فقط با سيا رابطه داشت و اين رابطه تنها در رد و بدل كردن اطلاعات و اخبار بود ولي بعدها ادريس بارزاني و يكي از اعضاي دفتر سياسي «پارت دمكرات كردستان عراق» طرفدار بارزاني به واشنگتن رفته و در مورد مسائل زيادي با مقامات امريكائي بحث نمود.
پس از شكست جنبش در سال 1977 مجددا در دو نامه اي كه به جيمي كارتر نوشته است « مراتب وفاداري و نوكري خودش را به آمريكا اعلام داشته و خاطرنشان ميسازد» كه بخاطر منافع امپرياليزم امريكا انقلاب كرد را به نابودي كشانده است و اميدش تنها به آمريكاست و با مدح و ثناي زيادي پيوندش را با امريكا مستحكمتر ميسازد. آخرين جمله نامه اش به شرح زير است:
« مردم من براي بيش از نيم قرن به من اعتماد و اعتقاد كامل داشته اند من اكنون اين اعتماد را به شما منتقل ميكنم».
همينطور پس از ملي شدن نفت عراق، بارزاني اعتراف كرد اگر امريكا به وي كمك كرده و او پيروز شود، ملي كردن نفت عراق را لغو خواهد كرد و آماده است نگهباني از نفت را بدستور آمريكا به عهده گيرد. خلاصه بارزاني خوب دوره نوكري و جاسوسي كردن براي آمريكا را ديده بود.
جناب نخست وزير جمهوري اسلامي ايران!
اينها خلاصه ايست از قسمتي از مدارك اثبات اين واقعيت كه دار و دسته قياده موقت طرفدار بارزاني، نوكران امپرياليزم امريكا و صهيونيزم اسرائيل و ساواك شاه هستند و اينها ستون پنجم و بخشي از نيروي ضد انقلاب اند و هميشه به مثابه نيروي كمكي در خدمت امپرياليزم اسرائيل بوده اند. در اينصورت چگونه ممكن است جمهوري اسلامي كه بر روي ويرانههاي رژيم شاهنشاهي بنا شده و دشمني اش را با امريكا و اسرائيل پنهان نميكند به اينها كه عاملان امريكا و اسرائيل هستند، امكان فعاليت بدهد و يا كمكشان كند. براستي كمك رساندن به قياده موقت و زنده كردنشان بضرر انقلاب اسلامي و اصول و دستاوردهاي انقلاب ايران و دشمني كردن با خلق عراق و انقلاب عراقي ما كه در كردستان عراق آغاز شده است، ميباشد. به همين جهت، اميدواريم كه امكان فعاليت را به اينان نداده و دوستي خودتان را با خلق عراق اعم از كرد و عرب و انقلاب عراق بر عليه حكومت فاشيستي بغداد از بين نبريد.
هميشه شاد و پيروز باشيد.
اتحاديه ميهني كردستان (عراق). دفتر سياسي (آيندگان7/5/1358)
جلال طالباني شركت در حوادث پاوه را تكذيب كرد.
جلال طالباني دبير كل اتحاديه ميهني كردستان عراق، در پي حوادث پاوه دخالت اتحاديه ميهني كردستان را در حوادث چند روز اخير شهرستان پاوه را تكذيب كرد. متن تلگراميكه به بدين منظور به روزنامه اطلاعات ارسال شده به شرح زير است:
قم ـآيتالله حسينعلي منتظري گرامي
تهران ـ نخستوزير جمهوري اسلاميايران
تهران ـآيتالله طالقاني
برادر مجاهد شيخ محمد منتظري و نخستوزيرايران تبليغات دروغين عليه پيشمرگهاي اتحاديه ميهني كردستان پخش ميكند. ما در رويدادهاي پاوه دخالت نداريم، ما هميشه پشتيبان و دوست انقلاب اسلاميايران و به رهبري امام خميني هستيم و در تاييد ادعايمان دوباره پيشنهاد فرستادن هيات تحقيق و بررسي و سركردگي سيد حسين خميني را دوباره مينماييم چون عوامل امپرباليسم و صهيونيسم بينالمللي عليه وحدت مبارز انقلابهايايران و عراق نيز كه در نخستوزيريايران نفوذ كردهاند در توطئه امپرياليسم و صهيونيسم بينالمللي را عليه كساني كه پيشمرگهاي اتحاديه ميهني كردستان را با مزدوران پاليزبآنها و سالار جافها هم رديف ميگذارند دشمن انقلاب اسلاميايران و انقلاب فلسطين و خلقهاي خاورميانه هستند. (اطلاعات29/5/1358)
محمد حسين هيكل روزنامه نگار معروف مصري براي اولين بار فاش ميكند:
25 ميليون دلار سلاحهاي سيا براي كردهاي عراقي چه شد ؟
در سفر نيكسون و كسينجر به ايران،به درخواست شاه مخلوع قرار شد "سيا" براي كردها سلاح تهيه كند.
ماجراي هنري كسينجر و دولت آمريكا به افراد عراق، داستان جالبي دارد.
مدارك و اسناد محرمانه اين داستان همگي در پروندهها و گزارشهاي كميته ويژه اي كه كنگره آمريكابه رياست«اوتيس بايك» نماينده ايالت نيويورك در كنگره براي بررسي فعاليتهاي محرمانه دستگاههاي اطلاعاتي تشكيل داده بود، ضبط است.
در اينجا سعي بر اين دارم كه اين اسناد را بادقت و امانت خلاصه كنم:
بخشي مربوط به مساله كردهادراين گزارشهاي محرمانه با نامهاي شروع ميشود كه رييس شعبه سياي آمريكا در ايران به رييس سيا در واشگتن ارسال داشته و يادآور شده كه ملا مصطفي بارزاني، رهبر وقت نهضت كردها در عراق، وي تماس گرفته و از وي در جنگ خود عليه دولت عراق تقاضاي كمك كرده است. در اين نامه قيد شده است كه جنگ مزبور بنفع ايالات متحده آمريكا ميباشد زيرا دولت عراق در آن هنگام، با اتحاد شوروي، همكاري ميكرده است. (تاريخ نامه مزبوراوت 1971 ميباشد ). ملا مصطفي بارزاني بار ديگر با رئيس شعبه سيا در ايران تماس گرفته و مصرانه تقاضاي كمك كرده و رئيس سيا آمريكا در ايران به مركز سيا در واشنگتن تاكيد كرد كه چون كمك به بارزاني اهميت زيادي دارد بايد اين كمك صورد گيرد. ( تاريخ نامه دوم، مارس 1972 بود ) اين دو نامه به كميته چهل نفره كه روي تمام فعاليتهاي محرمانه دستگاههاي امنيتي آمريكا نظارت دارد و رياست آن در آن زمان با دكتر« هنري كيسينجر» مشاور امور امنيت ملي رئيس جمهوري و رئيس شوراي امنيت ملي بوده تسليم شد. كميته مزبور هر دو نامه را به دقت مورد بررسي قرار داد، ولي در اين باره، هيچگونه تصميمي اتخاذ نكرد و يا چنانكه پروندهها نشان ميدهد، كميته مزبور تصميم خود را در اسناد مزبور ثبت نكرده است. در ماه 1972 كه پرزيدنت ريچارد نيكسون رئيس جمهوري امريكا باتفاق هنري كسينجر از ايران ديدن كرد شاه سابق ايران مساله كمك به كردها را با رئيس جمهوري آمريكا مطرح كرد و گفت كه او به ملا مصطفي بارزاني وعده داده است كه امريكا باو كمك خواهد كرد. و افزوده بود كه وي اين قول را بعنوان يك « دوست »داده و امريكا هم بايد بايد به وعده خود جامه عمل بپوشاند. سپس شاه سابق صورتي از سلاحهائي كه ملا مصطفي به آن نياز داشت به ريچارد نيكسون داد. نيكسون قول داد به محض مراجعت به واشنگتن اين مساله را« با نظري مثبت» مورد بررسي قرار دهد.در اول ماه 1973 دولت عراق، تصميم مهم خود را داير بر ملي كردن نفت عراق اعلام كرده بود. در شانزدهم ژوئيه همانسال در جلسه با حضور« نيكسون» و «كي سينجر» تصميم گرفته شد كه به كردها كمك شود و مبلغ شانزده ميليون دلار براي هزينههاي اولين پارتي سلاحهاي ارسالي براي كردها تامين اعتبار شد. همچنين تصميم گرفته شد كه «جان كانالي»، كه وكيل تعدادي از شركتها بود و بعدا توسط نيكسون به وزارت خزانه داري منصوب شده بود به تهران اعزام و موافقت آمريكا را براي كمك به كردها و ارسال سلاحهاي مورد نياز آنان به اطلاع شاه سابق برساند. كميته « با يك» هيچگونه مدركي بدست نياورده است كه نشان دهد تصميم دولت آمريكا براي دادن كمك به كردها به كميته چهل نفري، ارائه شده است و بهمين جهت، جزئيات اين تصميم، روي سندي ثبت نشده ولي در گزارش كميته «با يك» قيدشده است: «دلايلي كه بدست كميته رسيده نشان ميدهد كه اين تصميم، در درجه اول بدان جهت گرفته شده تا با دوست خويش رژيم ايران كه با خلوص نيت با ما همكاري مينمايد و خطر همسايه اش عراق، تهديدش ميكند همراهي كرده با شيم عداوت ميان طرفين، يك شيوه سنتي است. اختلاف اساسي آنان در جهت گرايشهاي آيدئولوژيكي و همچنين در باره روابط با ايالات متحده آمريكا است. كميته « بايك» آنگاه ميپرسد كه هدف و خواسته ايالات متحده آمريكا از اين روش چيست؟ در اينجا گزارش مزبور مينويسد: هدف ايالات متحده امريكا از كمك خود به اكراد اين نبود كه بتوانند به پيروزي برسند و در اثر اين پيروزي به خودمختاري برسند.زيرا اگر روي كردهاي ايران هم اثر بگذارد اين موضوع براي شاه مشكلاتي ببار مي آورد.هدف اين است كه ميزان كمك به ملا مصطفي بارزاني، در حد معيني باقي بماند، ميزاني كه با استفاده از آن بتواند از طرفي نيروي ارتش عراق و ستادهاي فرماندهي و افرادش را فرسايش دهد و از طرف ديگر ميزان آن به آندازه اي نباشد كه به آن حد پيروزي برسد كه به استقلال دست يابد و روي اكرد ايران اثر بگذارد. كميته « با يك همچنين در گزارش خود اشاره كرده است كه رئيس «سيا» در تهران در اكتبر 1973 كسب اطلاع كرد كه اسرائيل كه با ملا مصطفي بارزاني در تماس بوده به او اسرار ميكردند از فرصت عزيمت ارتش عراق به سوريه جهت شركت در جنگ اكتبر استفاده كند و دست بيك حمله وسيع در شمال عراق بزند. اين گزارش رئيس سازمان سيا در تهران در كميته چهل نفره بر ياست هنري كي سينجر مورد بررسي قرار گرفت. نظر كي سينجر اين بود كه ملا مصطفي بارزاني ممكن است در اين اوضاع و احوال بيش از آنچه تصور ميكنند بنفع ماست پيروز شود. و بدنبال آن هنري كي سينجر نامه اي براي ملا مصطفي فرستاد و بوي توصيه كرد كه از فرصت بدست آمده سوءاستفاده نكند ولي ملت چنين توصيهاي را براي وي تشريح نكرد و فقط به اين مطلب اكتفا گرد كه من ميترسم چنين اقدامي از جانب شما، مشكل اكراد را پيچيدهتر سازد.در ماه فوريه 1974 كميته چهل نفره، راهبردهاي تازه اي را براي كمك به اكراد بررسي كرد در ابتداي اين امر قرار شد مبلغ بيست و پنج ميليون دلار براي خريد سلاح از يك كشور كمونيستي آنهم از طريق يك كشور ثالث اختصاص داده شود و براي اكراد ارسال گردد. يكي از دلايل اسرار كميتهاي كه هنري رياست آنرا داشت اين بود كه كمك به اكراد براي آمريكا لازم است زيرا عراق مرتبا با قراردادهاي حل اختلاف خاورميانه كه هنري كي سينجر در راهش تلاش ميكند شديدا مخالفت مينمآيد لذا افزايش دادن فعاليت اكراد عليه دولت عراق بحث ميشود تا ايت دولت درگير مشكلات داخلي خود بشود و فرصتي براي مخالفت با سياست ايلات متحده نداشته باشد. در مارس 1975 در دولت ايران و عراق به توافق رسيدند كه رژيم شاه مخلوع همه كمكهاي خود را به كردها متوقف كند و از كمك رساني از طريق مرزهاي خود و جلوگيري نمايد و ظرف مهلت معيني مرزهاي خودش را بروي هرگونه فعاليت كردها ببندد. در جلسه كميته چهل نفره به رياست هنري كيسنجر كه در همانماه تشكيل شد. طبق گزارش كميته هنري كي سينجر گفت: ما از كردها دست خواهيم شست تا عراقيان نتوانند به حساب سوريها برسند زيرا دولت سوريه حاضر نيست در گفتگوهاي دومين مرحله جدا سازي شركت كند. كميته ما با يك لحن اعتراضي شديد به اين روش مينويسد. «سياست» در قبال اكراد غير اخلاقي بوده است. ما به آنها كمك كرديم و نه اجازه داديم كه اختلافات خويش را با دولت عراق حل كنند. ما ابتدا آنها را تحريك كرديم و سپس رهايشان ساختيم.اسناد كنگره آمريكا در سخناني كه براي ما وحشتناك است چنين ميگويد: «كي سينجر» براي رضايت رژيم ايران به كردها كمك كرد. پس از اينكه دولت عراق نفت خود را ملي كرد و هدف كي سينجر از كمكهاي مزبور اين بود كه نيروي عراق را فرسايش دهد. كمكهائي كه به اكراد داده ميشد حد معيني داشت تا به پيروزي نرسند (زيرا پيروزي آنها به رژيم شاه مخلوع آسيب ميرساند و عراق هم نمي توانست آنها را در هم بكوبد) يعني اينكه هدف كي سينجر ادامه جنگ و فرسايش منابع و نيروي انساني بود. كي سينجر از كردها خواست كه فعاليت خود را شديد تر كند تا عراق فرصتي براي مخالفت با قرارداد جدا سازي نداشته باشد. كي سينجر كردها را تحريك كرد تا بتواند حساب سوريه را كه با قرارداد دوم جداسازي مخالفت ميكرد برسد. گذشته از اين طبق مدارك موجود سازمان سيا سلاحهايي به مبلغ بيست و پنج ميليون دلار از كشورهاي كمونيستي خريداري كرده بود تا براي كردها عراق فرستاده شود و در جنگ آنها عليه دولت عراق مورد استفاده قرار گيرد. ولي جنگ عراق و كردها خاتمه يافت و اين اسلحه هنوز هم در اخنيار سازمان سيا است و معلو م نيست به كجا خواهد رفت؟منبع: الانوار(اطلاعات18/6/1358)
جزييات مذاكرات وزير خارجه با صدام حسين درباره كردستان عراق
ملاقات با صدام حسين
...اولين سوال از سوي خبرنگار كيهان مطرح شد:
پرسيديم: با توجه به اهميت ويژه و حساسيت خاصي كه در مورد مساله خوزستان و كردستان مطرح است، مذاكرات شما با صدام حسين بر چه محوري دور ميزد و اصولا چه مسايلي در گقت و گوي في مابين مطرح شد؟ يزدي گفت:من دوبار با وزير خارجه و يك بار با صدام حسين رييسجمهوري عراق ملاقات كردم. در ملاقات با صدام حسين مسايل ما درباره موضع عراق نسبت به ايران پس از پيروزي انقلاب ايران مطرح شد و اينكه چرا در حالي همه اعراب از انقلاب ايران پشتيباني و استقبال ميكنند، عراق ننسبت به ايران چنين موضعي دارد. عراقي ها نيز در اين گقتگو نگرانيهاي خود را بيان كردند. نگرانيهاي آنها مقداري ناشي از توهمات و مقدار كمي هم ناشي از تاثير طبيعي انقلاب ايران در جهان است. وقتي مردم مستضعف دنيا مي بينند كه انقلاب ايران بدون اتكا به هيچ قدرت خارجي توانست پيروز شود تحت تاثير قرار ميگيرند. ما نيز نميتوانيم از اين تاثيرات جلوگيري كنيم. ولي دولت ايران و انقلاب ايران هيچ گونه دخالتي در هيچ كشوري و منجمله عراق نكرده و نخواهد كرد
يزدي سپس توضيح داد:«در سالهاي قبل مصر، ليبي، سوريه و عراق هر كدام گروهي تربيت كرده بودند كه با شاه مقابله كنند.مصر پس از ناصر و ليبي و سوريه پس از انقلاب دست ازحمله به ايران برداشتند،اما عراق همچنان مشغول تقويت جبهه آزادي بخش خوزستان كه سالهاست آنرا بوجود آروده است.ما به عراق اين مساله را توضيح داديم و گفيتم اگر ايران اسناد دخالت آن كشور را منتشر نكرده است، به اين جهت است كه نخواستيم افكار عمومي را بيش از آنچه بر عليه آن كشور است تحريك كنيم.علاوه بر اين قبل از اين ملاقات نيز ما مسايل را به سفير عراق گفته بوديم و آنها گفته بودند كه مساله خوزستان و كردستان بايد يكجا حل شود كه ما نپذيرفتيم.وزير خارجه همچنين توضيح داد كه بعد از حادثه پاوه و وقايع اخير كردستان دست عراق در اين حوادث درگير بود كه اين مسايل با صدام حسين مطرح شد گفتم كه آنها نيز نگرانيهاي خود را گفتند. وزير خارجه سپس گفت نتيجه اين صحبتها اين بود كه به عراق گفتيم كه اگر دست از اقدامات خود برنداريد، ما مجبور به اتخاذ تدابير ديگري خواهيم بود.
يزدي توضيح داد:«اگر پيروزي ارتش در كردستان مفيد بود و ما نيز منتهاي استفاده را در مذاكرات از فرار سران حزب دموكرات به كردستان كرديم».او ضمن اشاره به اينكه هيچگاه از صدام حسين به نام براي سفر به ايران دعوت نشده است گفت:حزب بعث عراق عقيده دارد كه مساله عراق از مساله اعراب جدا نيست،اما ما به آنها گفتيم كه آنها را به عنوان نماينده و سخنگوي اعراب نميشناسيم و بهر حال صحبت ما در مورد نگرانيهاي دو طرف بود.ضمناً آنها اشاره داشتند كه چرا امام رهبر كليه شيعيان جهان است كه گفتيم اين را مردم پذيرفتهاند و خواست مردم را ما نبايد پاسخگو باشيم. ضمناً در مورد دخالتهاي عراق به كشورهاي كويت، سوريه و الجزاير توضيحاتي دادم كه آنها از ما پشتيباني ميكنند و روش عراق را نادرست خواندند. (كيهان28/6/1358)
مصاحبه با بازراني ها
گروهي از كردهاي بارزاني كه پس از توافق الجزيره به ايران پناهنده شدند هنوز در شهرهاي ايران،بخصوص در منطقه غرب كشور بسر ميبرند و رهبرانشان نيز هنوز در ايران هستند.
چندي قبل فرصتي پيش آمد تا با ادريس و مسعود بارزاني گفتگويي داشته باشيم. كردهاي بارزاني كه ادريس و مسعود بارزاني را به جاي مصطفي بارزاني قبول كردهاند بدور آنها جمع شده و نظراتشان را مي پذيرند. قبل از شروع گفتگو، ادريس بارزاني با اشاره به انقلاب اسلامي ايران گفت: «بمحض اينكه شاه سايق از ايران رفت ملامصطفي بارزاني تصميم گرفت به ايران برگردد تا از حضرت آيت الله خميني پشتيباني نمايد و آمادگي همه گونه كمك به انقلاب اسلامي ايران را داشته باشد و تلگرافاتي هم به حضرت امام، نخست وزير و ساير رهبران انقلاب ايران فرستاد. و نمايندگاني نيز جهت ديدار با امام به پاريس فرستاد، متأسفانه مرگ فرصت نداد تا او در خدمت به انقلاب اسلامي ايران باشد». وي افزود:« ما چون ميهمان اين ملت هستيم بهيچوجه در امور اين كشور دخالت نمي كنيم و توصيه مي كنيم كه هر نوع مشكل مردم كرد ايران، از طريق مذاكره و مسالمت و گفتگو حل شود و توصيه اي كه داريم اينست كه كردهاي ايران، مشكلات خود را برهبري امام خميني و از طريق مسالمت و برادري مي توانند حل كنند تا فرصتي به دشمنان ملت ايران و دشمنان كردهاي ايران براي سوءاستفاده داده نشود و هر توافقي كه در اين راه بدست آيد به وحدت ارضي و ملي ايران كمك خواهد كرد.
بارزاني سپس در مورد خودمختاري كردستان گفت:« اكنون بيشتر مسائلي كه مي شنويم در چارچوب اسلامي و برادري است و همانطور كه در قران نيز خداوند تبارك و تعالي ميفرمايد: انماالمومنون اخوه «همه مسلمين برادرند» باز هم حقوق برادر كوچك بايد بوسيله برادر بزرگ چه از جنبه سياسي و چه اقتصادي و فرهنگي مشخص شود ولي ميزان حقيقي اين حقوق را نمايندگان واقعي كردهاي ايران و دولت اسلامي ايران تعيين خواهند كرد». وي افزود: «شايد پس از خود مختاري مشكلاتي پيش آيد ولي ما اميدوارهستيم با هشياري كه در تمام ملت ايران وجود دارد همه مشكلات رفع شود». بارزاني همچنين گفت:« در اين خود مختاري تصور ميكنيم اداره امور محلي دست خود كردها باشد ولي از نظر نظامي، اقتصادي و سياست خارجي امورشان با دولت مركزي باشد.
روابط بارزاني و جلال طالباني
نيروهاي جلال طالباني از فرصتهاي پيش آمده نهايت استفاده را مي كنند او از سال 1964 با ما مخالفت ميكرد زيرا در اين سال قبول كرد كه بر عليه ملت كرد با دولت عراق همكاري كند و يا روابط او را با شاه سابق كه از سال 1961 شروع كرد و شروع آن، اينطور بود كه بارزاني در جريان اين همكاري قرار نگيرد و «عيسي پژمان» يكي از افسران ساواك رابط بين طالباني و ساواك باشد. طالباني در اين توافق كه در سال 1963 در «ماهوت» به صورت مشترك با دولتهاي ايران-عراق و سوريه نيز بعمل آورده بود تعهد داشت همه نيروهاي مسلح كرد را فلج كرده و مانع اجراي كامل فرمان بارزاني داير بر مبارزه ملت كرد عليه دولت عراق شود. در سال 1964 كه بارزانيها تصميم گرفتند با دولت عراق وارد مذاكره شوند چون دولت ايران با توجه به عدم وجود روابط دوستانه با عراق مخالف بود لذا طالباني سعي كرد كردها را به عصيان وادار كند. بعداً كه نيروهاي پيشمرگه به توطئههاي طالباني پي بردند، طالباني و افرادش به سردشت ايران گريختند و يك تيپ كامل از ارتش ايران از آنها حمايت كرد طالباني با همكاري دولت عراق باعث كشتار هشت هزار پيشمرگ كرد و به آتش كشيده شدن 400 دهكده كرد نشين شد و در سال1970 كه تواق 11 مارس بين بارزاني و صدام حسين صورت گرفت دوباره تقاضاي بخشش كردند كه طالباني و افرادش به كردستان عراق باز گردند.
بعد از گذشت چهار سال از توافق 11 مارس، عراقيها براي خودمختاري كردستان عراق، طرحي تهيه كردند كه فقط اسمش خودمختاري بود كه اگر ما قبول مي كرديم اين امر خيانت به ملت كرد تلقي مي شد و چون دولت عراق در آن زمان به بهترين سلاحها مجهز بود و ما از عهده مقابله بر نمي آمديم ناچار از دولت وقت ايران كه در آن زمان با دولت عراق مخالف بود كمك گرفتيم نه اينكه با شاه موافق بوديم و شاه قول داد كه به ملت كرد كمك كند. متأسفانه كار در نيمه راه بود كه شاه با صدام حسين در مادريد وكي سينجر مذاكره كرد تا با همكاري آمريكا جنبش ملي كرد را از بين ببرند، به شرط اينكه عراق از اردوگاه بلوط شرق دور شود وبه شاه و منافع امريكا در خاور ميانه كمك كند.
مي گويند چرا ملا مصطفي بارزاني به آمريكا رفت؟چرا رفت؟ براي اينكه او به مرض سرطان مبتلا بود. بهر جا مي خواست برود دولت ايران موافقت نمي كرد مگر به آمريكا بهمين جهت او ناچار شد براي معالجه به آمريكا برود و پس از چندي هم كه مايل بود به يكي از كشورهاي انگلييس ’سوئد’ سويس و فرانسه برود دولتهاي آنها صدور ويزا را منوط به موافقت دولتهاي ايران و عراق ميكردند؛ بناچار در امريكا ماند و شاه سابق قبل از اينكه از ايران برود بوسيله اردشير زاهدي از او خواست كه به ايران برگردد ولي بارزاني به زاهدي گفته بود:« وقتي بايران برمي گردم كه شاه در ايران نباشد»! و در عوض نمايندگان خود و نمايندگان پارت دمكرات كردستان را براي تماس با امام خميني همراه نامه اي به پاريس فرستاد و اين نامه بوسيله آقاي قطب زاده تقديم امام شد. در اين نامه ملامصطفي بارزاني همه گونه آمادگي خود را براي كمك به امام اعلام كرده بود. ادريس و مسعود بارزاني در اينجا اضافه كردند كه در آنموقع ما هزاران پيشمرگ مسلح در مرزهاي مشترك ايران-عراق و عراق-تركيه داشتيم و آماده بوديم اگر چنانچه جهاد برضد شاه شود اقدام كنيم زيرا شاه بزرگترين خيانتها را در مورد ما نيز مرتكب شده بود.
بارزانيها گفتند در جنگ اكتبر 1973 كه مصر، اسرائيل را مورد حمله قرار داد در روز دوم جنگ، شاه به ملامصطفي بارزاني اطلاع داد كه فانتومهاي اسرائيلي به پايگاههاي عراق و تأسيسات نفتي آن حمله خواهند كرد چون فرصت مناسبي است خوب است شما هم در اين فرصت به پايگاههاي نظامي عراق حمله كنيد تا به هدفهاي خود دست پيدا كنيد و چون ما قلباً با ملتهاي مسلمان بستگي داشتيم، حمله نكرديم البته قبلاً سادات طي نامه اي از ما خواسته بود كه بخاطر اسلام و بخاطر وحدت اعراب مدتي وحدت اعراب ، عراق را آرام بگذاريم.
پارت دمكرات كردستان
بارزاني در مورد پارت دمكرات كردستان گفت:
«پارت دمكرات كردستان كه تشكيلات آن در عراق است مربوط به كردهاي بارزاني است و فرماندهي آن در عراق ميباشد و در مناطقي از مرز عراق و ايران به فعاليت مي پردازد و شعبههائي هم در اروپا دارد و اما حزب دمكرات كردستان كه در مهاباد فعاليت ميكند مربوط به ايران است. ما با آنها و همه كردها روابط دوستانه داريم و مسئول اقدامات حزب دمكرات كردستان ايران نيستيم».
ادريس بارزاني در پايان اين گفتگو به خبرنگار ما گفت:
ما دوستاني در امريكا داريم كه اطلاع دقيق دارند مرگ زودرس ملامصطفي بارزاني در اثر يك توطئه كه باهمكاري سيا و ساواك صورت گرفت انجام شد زيرا شاه سابق از نفوذ بارزاني در بين بارزانيهاي ايران مي ترسيد و گفته بود كه با از بين بردن او راحت تر مي توان گروههاي كوچك را كنترل كرد. (اطلاعات26/7/1358)
اتحاديه ي ميهني،حزب دمكرات كردستان عراق و انقلاب(3)
روياي كردستان بزرگ
ملامصطفي:آرزوي من ايجاد يك كردستان بزرگ زير پرچم ايران است.
نام او با تاريخ معاصر كردستان عجين شده است. ميگويند در كودكي، يك بار هنگاميكه در كوهستان اسب سواري مي كرد، مرداني از قبيله مخالف بسويش تير انداختند تا پدرش را كه اورا بيشتر از جانش دوست ميداشت سوگوار كنند.او بيست ساعت بر اسب تاخته بود گاه در زير شكم او پنهان شده بود و گاه بر شانه اسب ايستاده بود مردان مخالف، هزاران تير شليك كرده بودند، اما هيچ كدام به او اصابت نكرده بود. بدين گونه ملا مصطفي از كودكي با اسب و گلوله پيوندي عاشقانه برقرار كرد، اما دست تقدير چنين خواست كه بر خلاف آرزويش به جاي آنكه پشت سنگر بميرد، در طبقه سي و سوم بيمارستاني مدرن در ينگه دنيا و روي دستهاي يك پرستار زيباي آمريكائي جان دهد. مردي را كه گلوله مقهور نكرده بود، سرطان از پا انداخت. ملا مصطفي در همة حركتهاي انقلابي خلق كرد در سالهاي اخير حضور داشت. يكبار در كردستان ايران به وزارت رسيد و در عراق، هميشه رهبر كردها بود و در اوج جنگهاي كردها ودولت مركزي عراق «جهانگير بلوچ» با او ديداري داشت در پناهگاهش در در كوهستانهاي شمال عراق و حاصل اين ديدار، مصاحبه اي بود كه به سبب سانسور شديد آن روزها چاپ نشد و امروز پس از مرگ بارزاني و با توجه به حركت كردهاي ايران، بدست چاپ سپرده ميشود و ما اسم اين كار را ميگذاريم بازي تقدير نه كم و بيش.
به او گفتم اولين بار با نام شما به هنگام معرفي كابينه خودمختاري قاضي محمد آشنا شدم كه شما را به وزارت جنگ انتخاب كرده بود. بعد از آن نام شما را كه در همه جا، عنوان رهبري ملي و مذهبي كرد را تداعي مي كرديد همچنان دنبال كردم تا آنجا كه به هنگام شكست انقلاب، خيلي راحت و آسان، سه قدرت نظامي ايران و عراق تركيه را به بازي گرفتيد و بيش از دوهزار كيلومتر راه پرفراز و نشيب و خطرناك را از بين اين سه قدرت نظامي پيموديد تا خود را به آنطرف ارس برسانيد. سالها در كردستان به سر برديد و در همان جا بود كه عنوان افتخاري“ژنرالي“ را از رهبران شوروي دريافت كرديد، سپس با كمك همانها بود كه به عراق مراجعت كرديد و با حمايت و پشتيباني شورويها و كمونيستهاي عراقي، قرارداد دوجانبه خودمختاري كردستان را در محدوده «وطن عراق» با عبدالكريم قاسم امضاء كرديد و براي اولين بار، اين آرزوي ديرين كردهاي بارزاني و عراقي، براي رسيدن به خودمختاري را عملي ساختيد. اما يكي دوسال بعد، باز هم سر به عصيان برداشتيد و انقلاب ديگري را عليه قاسم آغاز كرديد و اين جنگ را همچنان تاكنون حتي با جانشينان او هم ادامه داده ايد، درحاليكه اين جنگ بهمراه تغيير تاكتيكهاي نظامي، مواضع سياسي حزب دمكرات كردستان را تغيير داده است. بگونه اي كه شوروي دوست و حامي آنروزي شما دشمن امروزي بارزانيها و امپرياليزم خون آشام آمريكا، دشمن ديروز، به سيماي دوست امروز درآمده است، چرا؟!
ملا مصطفي بارزاني گفت: «اتفاقاً اين پرسش همان سوالي است كه اين روزها، گاهي خودم هم با آن روبرو مي شوم. جناح چپ حزب، مرا در اينمورد، سئوال پيچ ميكند، اما بر خلاف آنچه كه تصور ميكنند، اين مواضع سياسي من نيست كه تغيير كرده است» بلكه اين سياستهاي ديگران است كه جابجا شده، در نتيجه ما را مجبور ساخته كه ظاهراً تاكتيكها (نه انديشهها) را تغيير دهيم.
· چگونه؟
· من و همه كردها بدنبال يك برنامه حداقل، يعني خودمختاري در كوتاه مدت هستيم، حالا هر دولتي، هر حكومتي، هرگروهي يا هر فردي از اين آرمان كهن ما حمايت كند، “دوست“ ما خواهد بود و آنكس كه مخالفت كند، سرش را همچون مارهاي اين كوهستان، به سنگ خواهيم كوفت.
· از انقلاب شما و از خواستهاي خودمختاري شما، قبل از هر كس، شورويها و كمونيستهاي عراقي حمايت كردند، ولي شما با آنها در افتاديد!!
· تا ديروز، يعني تا نخستين ماههاي پيروزي انقلاب مردم عراق عليه ملك فيصل و نوري السعيد، شوروي بزرگترين حامي ما بود هيچگاه ما ارزشهاي اين حمايت را مخصوصاً در زماني كه بصورت تبعيدي به شوروي پناهنده شده بوديم، فراموش نمي كنيم. اما متاسفانه چندي است كه شورويها بغداد را بيش از ما حمايت مي كنند و به همين دليل هم بغداديها قراردادهاي خودشان را زيرپا گذاشته اند، و از همين جا اختلافات ما پديد آمد و كم كم كار را به جنگ دوباره كشانيد.
· چه دليلي براي اين كار دارند؟
· بغداد به بهانههاي مختلف، به بهانه افزايش قدرت دولت مركزي و به بهانههاي ديگر، تلاش ميكند خودمختاري ما را محدودتر سازد، درحاليكه اين خودمختاري هم اكنون براي ما وجود دارد. ما در تمام منطقه، حتي تا پشت دروازههاي «كركوك» و «موصل» حكم ميرانيم. بنابراين بايد «بغداد» اين قدرت ما را دقيقاً ارزيابي كند. اين را هم اضافه كنم كه ما نميخواهيم در خارج از مناطق كرد و به آنطرف شهرهاي كرد نشين تجاوز كنيم. اما ميخواهيم كه در شهرهاي كردنشين از جمله «موصل»، سهم خود را داشته باشيم. اين سهم در حكومت و در تقسيم درآمدهاي نفتي بايد محترم شمرده شود در حاليكه بغداد بهيچوجه حاضر نيست كه اين مسائل را در نظر بگيرد. كردستان براي احياي خود و تامين زندگي كردها به درآمدهاي خود نياز فراوان دارد. موصل شهري است كه حداقل نيمي از جمعيت آن را كردها تشكيل ميدهند و در صنايع نفت آن نيز بيش از 70 درصد، كارگران كرد فعاليت دارند. در حاليكه حاصل همه اين زحمات به جيب بغداد مي رود.
· و حرف مسكو؟
· و حرف مسكو اين است كه بايد از تضعيف دولت انقلابي بغداد خود داري شود. آنها ما را تحت فشار گذاشته اند تا با بغداد سازش كنيم. در سازش حرفي نيست. ما هم بدنبال همزيستي مسالمت آميز هستيم، اما به شرط آنكه به حقوق خودمختاري، به حقوق مردم كرد تجاوز نشود كردها هزاران كشته (در همه سرزمينهاي خود) در ايران، عراق و تركيه داده اند تا دستكم در اين كوهستان به قسمتي از اهداف خود رسيده اند. حالا چگونه مي توانيم اين«حق مشروع» كردها را باز هم محدودتر سازيم. «همزيستي مسالمت آميز» بعقيده ما عبارت از آن نوع همزيستي خواهد بود كه همه رابطهها بر معيار برابري و مساوات باشد و حق طرفهاي درگير كاملاً رعايت شود، نه آنكه بغداد هنوز هم بدنبال سياستهاي ارتجاعي «نوري السعيد» برود.
· وقتي كه شوروي با سياستهاي ضد استعماري و ضد ارتجاعي خود، كشوري كه حتي در داخل مرزهايش، مسئله مليتها را خيلي آسان حل كرده است، ظاهراً نتواند به خواستهاي شما پاسخ مثبت بدهد، چگونه شما به امپرياليزم آمريكا اطمينان پيدا ميكنيد؟
· امريكا، در شرايط كنوني، قسمتي از كمبودهاي ما را جبران ميكند. گاهي اسلحه و پول در اختيار ما ميگذارد. در آمريكا به ما فرصت ميدهند تا مسائل كرد را دقيقاً در معرض افكار عمومي سراسر جهان بگذاريم، در مراجع بينالمللي سياستي متمايل را در پيش گرفتهاند و اگر ما دست همكاري و ياري را كنار بزنيم چه دست ديگري به حمايت ما بر مي خيزد؟ از سوي ما اين همكاري را تا زماني ميپذيريم كه از خواستهاي ما حمايت كنند ولي آن روزي كه سياست ديگري انتخاب كنند، طبيعي است كه بازهم« امپرياليزم » خواهد بودو"ژاندارم" بين المللي.
· شما تصور ميكنيد كه حمايت آمريكا، اين "ژاندارم بين المللي"،به آرمانهاي آزاديخواهانه و مترقي كردها لطمه بزند؟
· ممكن است آمريكا گاهي سوء تفاهماتي را پديد آورد و يا نهضتهاي استقلال طلبانه و انقلابهاي ضد استعماري و ضد امپرياليستي را نسبت به انقلاب ما بدبين سازد، اما چاره ديگري نداريم. چون در شرايط فعلي يكي از منابع تأمين نيازهاي مالي و تسليحاتي ما آمريكا است.
· شاه ايران چطور ؟ با او چگونه كنار آمدهايد؟
· ما با ايران كنار آمدهايم ايران « وطن تاريخي» ماست همه علائق ما، زبان ما، همه و همه با «ملت ايران» پيوند خورده است. ما جزيي از ايران هستيم. كردستان قسمتي از ايران بوده و خواهد بود. پس ما به وطن خودمان نياز داريم و از هموطنان خودمان هم توقع داريم كه در اين جنگهاي ملي، مارا ياري دهند اگر ايران به كمك ما برنخيزد، طبيعي است كه كارمان خيلي مشكل خواهد شد.
· ايران يا شاه ايران؟
· فعلاً در ايران، شاه حكومت ميكند. اين شاه نيست كه به ماكمك ميدهد، بلكه ملت ايران، خلقهاي ايران، همنژادان ما، بستگان، دوستان، ياران و همرزمان ما در خاك ايران هستند كه به ماكمك ميدهند، بنا براين شاه هم راهي ندارد جزء آنكه به خواستهاي اكراد ايراني، تحقق بخشد.
از طرفي اين را هم در نظر بگيريد كه شاه، شايد راضي به اين كمكها نباشد اما اين بيم و هراس هم براي او وجود دارد كه هرلحظه ممكن است همرزمان ما در خاك ايران، براي او مشكلات بزرگي پديد آورند. بهمين دليل است كه سعي دارد به ما كمك كند تا از بروز حوادث مشابه در ايران جلوگيري شود. شاه در واقع به خلق كرد رشوه ميدهد. رشوه اي مشروع، براي اينكه نبرد به اينسوي مرز گسترش پبدا نكند.
· و شما؟
· و ما هم به دليل مشابه ديگري، به دليل اينكه به كمكهاي مالي و تسليحاتي ايران نياز داريم، بدليل اينكه گاهي ناچار هستيم زخميهاي خودمان را بوسيله برادرانمان در خاك ايران معالجه كنيم، بدليل اينكه گاهي « پيشمرگان» ما ناچار هستند در جنگ و گريزها از خاك ايران استفاده كنند، كمكهاي او را بپذيريم، زيرا هم به اين كمكهاي مالي و تسليحاتي ايران فوق العاده نياز داريم و هم اينكه نمي توانيم يا شرايط فعلي در چند جبهه بجنگيم.
· … و آخرين سئوال اينكه « خودمختاري» شما در داخل محدوده كردستان عراق محدود خواهد شد، يا اينكه به سرايت منطق كرد نشين هم سرايط خواهد كرد؟
· اين،خيلي طبيعي است كه ما خود مختاري را براي همه مردم كردستان طلب ميكنيم كردستان يك سرزمين است كه از شمال سوريه، جنوب شرقي تركيه، غرب ايران و شمال عراق، امتداد دارد. اين سرزمين بايد يكي شود، ولي با ايران پيوند داشته باشد، چون ما ايراني هستيم، و هرگز نميخواهيم دولت مستقلي جدا از ايران تشكيل دهيم.(اطلاعات25/8/1358)
درگيريهاي خونين در كردستان عراق،
رييس حزب بعث شهر«سيد صادق»كشته شد.
كرمانشاه ـ مناطق كردنشين و مرزي عراق دستخوش ناامني و درگيري است. به گزارش خبرنگار خبرگزاري پارس به نقل از گزارشهايي كه از مناطق مرزي رسيده است در دو هفته گذشته شهرهاي حلبچه و سليمانيه عراق دستخوش ناامني و اغتشاش بوده است. همين گزارشها حاكيست كه در روز چهارم ديماه پيشمرگان كرد عراق با توپ و سلاحهاي ديگر به پادگان «غب» واقع در دو كيلومتري حلبچه حمله كردند و بعد از نيم ساعت پنج فروند هليكوپتر عراقي وارد پادگان مذكور شد و كشته شدگان و مجروحان را به ساير نقاط اين كشور انتقال داد. يكدسته ديگر از پيشمرگان كرد عراق در روز 27 آذرماه در مسجد جامع حلبچه به پخش اعلاميه پرداختند و از مردم حلبچه به خاطر تظاهرات و اعتصابهاي ضد رژيم بعث عراق تشكر كردند. حمله به قرارگاه سازمان حزب بعث در شهر سيد صادق استان سليمانيه از جمله رويدادهاي ديگري است كه در جريان آن رييس سازمان حزب بعث محل و همراهانش كشته شدند. آخرين گزارش حاكيست كه در روز 8 ديماه به قرارگاه پليس واقع در پولي ظالم بين سيد صادق و حلبچه حمله شد و در اين حمله چهار نفر از نگهبانان پاسگاه مذكور كشته شدند.(اطلاعات16/10/1358)
پيشمرگهاي متحد كردستان عراق دويست نظاميعراقي را از پاي در آوردند.
اروميه – خبر گزاري پارس: جمال حاجي سخنگوي حزب سوسياليست متحد كردستان عراق گزارشي از فعاليتهاي نظاميخود طي يك ماه گذشته در داخل عراق كه در اختيار خبر گزاري پارس قرار داد وي گفت:در هجوم پيشمرگان متحد كردستان به مزدوران عراقي،چهار نفر از رهبران مزدوران رژيم بعث بنامهاي كاله بيچاوشين و عمر مصطفي و صمد كچل و انور بيگ بيت واتا 18 نفر از مزدوران كشته شدند و مقدار زيادي اسلحه كلاشينكف ساخت شوروي بدست پيشمرگها افتاد.
در بيست و دوم همين ماه نيز پيش مرگها از دشت «كويه» با پرتاب نارنجك و سلاحهاي سبك به يكي از رهبران رژيم بعث عراق به نام قاسم آقا حمله و13 نفر از مزدوران او را كشته و 12 قبضه تفنگ بر نو و كلاشينكف و تعدادي فشنگ و نارنجك به غنيمت گرفتند. در 24 همان ماه در منطقه سقين و سوماقلي – گيرنگ، ارتش عراق به پيشمرگان حزب سوسياليست متحد كردستان عراق حمله كردند و پيشمرگها بشدت بهاين حمله پاسخ داده و پس از 6 ساعت در گيري، يك فروند هليكوپتر عراق در ميدان درگيري سقوط كردو بنا به اظهار سخنگوي حزب، دراين درگيري بيش از 200 سرباز عراقي كشته شدند كه اجساد 100 نفر انان بدست پيش مرگان افتاد و بر اساس شرع اسلام به خاك سپرده شدند.
دراين جنگ، 107 قبضه كلاشينكف و شش قبضه اسلحه كمري و 4 فروند توپ و تعداد زيادي فشنگ و 5 فروند اسلحه سنگين بدست پيشمرگان افتاد».
وي گفت:« دراين جنگ دو نفر از اعضاي برجسته پيشمرگها به نامهاي «سيد سليم» و شينه بوله شهيد شدند و 9 نفر از پيشمرگها نيز زخميگرديدند».
سخنگوي حزب سوسياليست متحد كردستان عراق افزود:« در طول چند ماه گذشته، 72 مورد عمليات نظاميبه وسيله پيشمرگها در داخل خاك عراق انجام شدهاند كهاين عمليات غير از عملياتي است كه در داخل شهرهاي عراق صورت ميگيرد». وي گفت: در آخرين حمله، پيشمرگهاي حزب سوسياليست در داخل استان سليمانيه پيشمرگها با آرـ پيـ جيـ هفت و نارنجك انداز، باشگاه افسران سليمانيه را مورد حمله قرار دادند كه دراين حمله،16 افسر و چند درجه دار و سرباز كشته شدند».(جمهوري اسلامي 23/10/1358)
تكذيب خبر
حزب پارت دمكرات كردستان عراق كه قبلا «قياده موقت» ناميده ميشد، طي اطلاعيهاي، دخالت افراد اين حزب در درگيريهاي كامياران و غرب كشور را تكذيب كرد. در اين اطلاعيه آمده است گزارشي از قول سخنگوي دمكراتهاي سنندج درج گرديد كه گويا افرادي از قياده موقت، در درگيريهاي كامياران شركت داشتند وتعدادي از آنها كشته شده ويا به اسارت در آمده اند.حزب دمكرات كردستان عراق كه سابقا قياد موقت ناميده ميشد، محتواي اين گزارش را به شدت تكذيب و اعلام ميدارند به هيچوجه منالوجوه، در هيچ يك از درگيريهاي غرب كشور، دخالت نداشته و ندارد و به آگاهي ملت مسلمان ايران ميرساند كه حتي يك نفر از ما در حزب مذكور، در كامياران موجود نبوده و نيست وضمن تكذيب خبر، از اولياي امور مالي تقاضاداريم كه در اين باره، تحقيق كافي بفرمائيد تا صدق قول ما بر همگان روشن گردد.
پارت مسلمان كردستان عراق(اطلاعات17/11/1358)
پارت دمكرات كردستان عراق،اخبار برخي روزنامهها را تكذيب كرد.
(اي كساني كهايمان آوردهايد اگر فاسقي خبري آورد تحقيق كنيد مبادا از ناداني و به گروهي آسيب برساند و از كرده خود پشيمان گرديد.قرآن مجيد آيت ششم سوره حجرات.)
در تاريخ 14/11/58 روزنامههاي وزين اطلاعات و بامداد گزارشي از به اصطلاح دمكراتهاي سنندج درج گرديد كه گويا افرادي از قياده موقت در درگيرهاي كامياران شركت جسته و تعدادي از آنها كشته شده يا به اسارت درآمدهاند.
حزب دمكرات عراق كه سابقاً قياده موقت ناميده ميشد محتواي اين گزارش به شدت تكذيب و اعلام مينمايد به هيچوجه منالوجوه در هيچ يك از درگيريهاي غرب كشور دخالت نداشته و ندارد و به آگاهي ملت مسلمان ايران ميرساند كه حتي يك نفر از اعضاي پارت دموكرات در جريانات كردستان دخالت ننموده است. ضمن تكذب خبر، از اولياي امور تقاضا داريم كه در اينباره تحقيق كافي بفرمايند تا صدق قول ما به هر گمان روشن گردد. والسلام علي من اتبع الهدي-چهارشنبه 17/11/ 58 پارت دمكرات كردستان عراق16/11/58(جمهوري اسلامي19/11/1358)
حزب دمكرات كردستان عراق از انقلاب اسل